تاریخ
٣ سال پیش
متن
You'd be better off with a bicycle.
دیدگاه
٠

اوضات با دوچرخه توفیر می کنه. [تو می/ تو خواستی شو بهتر/بیشتر مابه از/غیر/جز با یک دوچرخه. ]

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She'll be about £50 a week better off.
دیدگاه
٠

حدود 50 پوندی درهفته اضافه تر می گیره ( خواهد گرفت ) . [او خواه شو درحدود 50 پوند یک/دریک هفته بهتر مابه از/ بجز. ]

تاریخ
٤ سال پیش
متن
You can't convict a man of a crime on circumstantial evidence alone.
دیدگاه

شما نمی توانید یک انسان را منحصرا براساس قرائن ( آثار و جزئیات محیطی ) محکوم به جرم نمائید.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
O. K. I'll sign off. We'll talk at the beginning of the week.
دیدگاه
١

بسیار خب. من تموم می خوام بکنم. اول هفته آتی گفتگو خواهیم کرد.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The doctor told me to sign off.
دیدگاه
٠

دکتر بهم گفت استعلاجی برم. ( بریتیش )

تاریخ
٤ سال پیش
متن
I'd better sign off now. Love John.
دیدگاه
٠

بهتره که این نامه رو همینجا به پایان ببرم. ( با ) عشق، جان.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She was very sympathetic when I was sick.
دیدگاه
١

زمانیکه من مریض شدم او بسیار دلسوزانه رفتار نمود. ( او بود خیلی هم احساس وقتی/کی من بود بیمار. )

تاریخ
٤ سال پیش
متن
He was enormously sympathetic when my father died.
دیدگاه
١

زمانیکه پدرم درگذشت او بی اندازه شفیق بود. ( او بود نهمار طور هم احساس وقتیکه/کی مرا پدر مرد. )

تاریخ
٤ سال پیش
متن
We work best in a sympathetic atmosphere.
دیدگاه
١

ما در یک فضای همدلانه بهترین شکل از کارمان را ارائه می دهیم. ( ما کار بهترین در یک هم احساس هواکره. )