ترجمههای نیما (٥٩)
١,٩٣٣
٣ سال پیش
You'd be better off with a bicycle.
٠
اوضات با دوچرخه توفیر می کنه. [تو می/ تو خواستی شو بهتر/بیشتر مابه از/غیر/جز با یک دوچرخه. ]
٣ سال پیش
She'll be about £50 a week better off.
٠
حدود 50 پوندی درهفته اضافه تر می گیره ( خواهد گرفت ) . [او خواه شو درحدود 50 پوند یک/دریک هفته بهتر مابه از/ بجز. ]
٤ سال پیش
You can't convict a man of a crime on circumstantial evidence alone.
-٤
شما نمی توانید یک انسان را منحصرا براساس قرائن ( آثار و جزئیات محیطی ) محکوم به جرم نمائید.
٤ سال پیش
O. K. I'll sign off. We'll talk at the beginning of the week.
١
بسیار خب. من تموم می خوام بکنم. اول هفته آتی گفتگو خواهیم کرد.
٤ سال پیش
I'd better sign off now. Love John.
٠
بهتره که این نامه رو همینجا به پایان ببرم. ( با ) عشق، جان.
٤ سال پیش
She was very sympathetic when I was sick.
١
زمانیکه من مریض شدم او بسیار دلسوزانه رفتار نمود. ( او بود خیلی هم احساس وقتی/کی من بود بیمار. )
٤ سال پیش
He was enormously sympathetic when my father died.
١
زمانیکه پدرم درگذشت او بی اندازه شفیق بود. ( او بود نهمار طور هم احساس وقتیکه/کی مرا پدر مرد. )
٤ سال پیش
We work best in a sympathetic atmosphere.
١
ما در یک فضای همدلانه بهترین شکل از کارمان را ارائه می دهیم. ( ما کار بهترین در یک هم احساس هواکره. )