برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Neginnk

No more wishing on a shooting star🙃🍂

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 ملکی که به هتل تبدیل شده! ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

152 دانش آموز انتقالی (از یک مدرسه به یک مدرسه جدید در اواسط سال رفتن) ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

153 مینی کیک محتوی گوشت یا ميوه ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

154 Dresser کمد کشویی هست ولی closet کمد دیواری هست و فضای اضافه ای رو نميگيره ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

155 دوچرخه مخصوص کوهنوردی ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

156 تو انتخاب رنگ(برای ديزاين)خبره بودن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

157 جور/هماهنگ/ست
I must buy these high heels the GO WITH my purse
باید این کفشای پاشنه بلند رو بخرم با کیفم ست میشه (سته:) )
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

158 Andes mountains بلند ترین رشته کوه دنيا ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

159 I'm nowhere near ready
It means
من وااااقعا
آماده نيستم
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

160 Photo ID
شناسه عکس یک سند هویتی است که شامل یک عکس از دارنده است ، که معمولاً فقط صورت آنها است. متداول ترین اشکال شناسه عکس ، مواردی است که توس ...
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

161 لباس عوض کردن
Change into your uniform
يونيفرمتو بپوش
Get changed
Dress up
Change your clothes
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

162 در باز کردن I'll get the door
من درو باز ميکنم
من دارم درو(دارمش)
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

163 Go wash up and get changed we are going to celebrate your graduation
برو دست و صورت تو بشور و لباساتو عوض کن میخوایم فارق التحصيليتو جشن بگیریم
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

164 I want to spend my time with my beloved family
میخوام وقتمو با خانواده عزیزم (دوست داشتنيم محبوبم)بگذرونم
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

165 از طرفي.
Plus
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

166 بورسیه(تحصیلی) ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

167 در رفتن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

168 تا حد امکان
Don't forget about that possibility تاجایی که میتونی تا حد امکان فراموشش نکن
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

169 صدای آرومی مثل بستن در ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

170 محو کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

171 براي تاکید بیشتر رو موضوع استفاده میشه
معنی لغوي خاصي نداره فقط میخواد شدت ماجرا رو نشون بده
١٣٩٨/٠٧/٢٧
|

172 کسی که ظروف پلاستیکی و.... را دور نمي ريزد و از آنها نگه داری میکند ١٣٩٨/٠٧/٢٥
|

173 Supergenius ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

174 کسی که خودش رو با شرایط موجود وفق میده(سازش پیدا میکنه) ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

175 1_فردی که نیش و کنایه میزنه(برميگرده به sting)
2_خسیس و بخیل
١٣٩٨/٠٧/٢٣
|

176 گرفتم(فهمیدم)
_در مکالمه ها_
١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

177 An honest person
Good egg is a friendly, old-fashioned
way to talk about a good guy or a kind person. When you call your next door neighbor a ...
١٣٩٨/٠٧/٢٢
|

178 گاز گرفتن (پاچه گرفتن) ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

179 (از حدقه) بیرون زدن my eyes was poking out when I saw her alive ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

180 شب بیدار ماندن و سخت درس خواندن و یا کار کردن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

181 کفش فوتبالی
Runners
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

182 Dm ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

183 Direct message ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

184 دیر به خواب رفتن یا تا دیروقت بیدار بودن غلطه دوستان
Stay up late درسته
Sleep late یعنی دیر بیدار شدن از خواب
١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

185 Bun بستن مو (به شکل دونات یا کروی پشت سر) ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

186 I bet ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

187 موبایل یا تبلت هوشمندی که تنها برای خواندن پی دی اف یا همون کتاب الکترونیکی هست که بهشe_book reader یا e_book deviceهم ميگن ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

188 جعبه مقوایی /جعبه کارتونی(از جنس کارتون یا مقوا) ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

189 Example:I'm running a bit late معنی: دارم یکم دیر میکنم يا داره یکم دیرم ميشه.(run late دیر شدن/دیر کردن) ١٣٩٨/٠٧/٢٠
|

190 بالون هوای گرم (نوعی بالون برای هوانوردی) ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

191 دوستار محیط زيست ١٣٩٨/٠٧/١٩
|

192 خارج شدن از جایی مثلاi climb out of the cave by a rope ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

193 مسلط به بیش از دوازده زبان ١٣٩٨/٠٧/١٠
|

194 Polyglot رو به کسی میگن که به بیشتر از شش زبان مسلط باشه بالای دوازده زبان میشهhyperpolyglot.
دو زبانی bilingual
بیشتر از یک زبان multilingual< ...
١٣٩٨/٠٧/١٠
|

195 Clock strike دینگ دینگ ساعت در ساعت دوازده که دوازده بار به صدا در میاید ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

196 ضربه (دینگ دینگ)ساعت در ساعت دوازده.که دوازده بار به صدا در میاد ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

197 Infant school ١٣٩٨/٠٧/٠٦
|

198 Surf the net ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

199 تخریب کننده ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

200 P.e. or physical education ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|