برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Neginnmk

🤗

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خدا کنه.
1)I will give it back to you
2)god willing
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

2 سطل کوچیک
قوطی!!!
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

3 سِگ وِی بدون دسته
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

4 A large number of children in a family; a large family.
Children in a family who are from previous partnerships of the parents; a family that incl ...
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

5 I was lying in the back of an ambulance parked. ١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

6 لوله ی گاز ١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

7 A glass of dry red wine, please
بدون شکر
(Dryness(taste
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

8 بدون شکر
Dry
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

9 از دهنم در رفت
I slipped up and told her about her ex
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

10 A Glizzy is a handgun. A Glizzy is also sometimes used to reference a Hot Dog in DC.
Glizzy is a slang term for "hot dog." In June 2020, some onli ...
١٣٩٩/٠٥/٢٠
|

11 یکم
Im mildly disturbed
١٣٩٩/٠٥/١٩
|

12 همون دوناته ولی توپی شکله و به دو رنگ کرمی و کاکائویی عرضه میشه.
Doughnut holes are small, bite-sized doughnuts that were traditionally made from ...
١٣٩٩/٠٥/١٨
|

13 She low key looks like natalie portman ١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

14 Dissolve disappear ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

15 باجگیری ١٣٩٩/٠٤/١٥
|

16 جک قاتل یا جک قصاب (به انگلیسی: Jack the Ripper) نام مستعاریست که به قاتلی که قتل‌های زنجیره‌ای خود را در محله فقیرنشین وایتچپل انجام می‌داد داده شده ... ١٣٩٩/٠٤/١٤
|

17 1)قصاب butcher
2)بشکاف🧵🧶از لوازم خیاطی برا بریدن نخای اضافه.
١٣٩٩/٠٤/١٤
|

18 منحرف ١٣٩٩/٠٤/١٢
|

19 You've really helped me by coming along
واقعا کمکم کردی که باهام اومدی.
همراهی کردن
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

20 نام قبیله ای در کنیا ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

21 دختری که مثل پسر ها رفتار میکنه لباس میپوشه و حتی حرف میزنه.(آرایش کردن رو دوست نداره؛با پسر جماعت بیشتر دوسته،مدل مو پسرونه دوس داره و...)
اما ای ...
١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

22 بزک دوزک
سرخاب سفیداب
١٣٩٩/٠٣/٠١
|

23 to despair of seeing ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

24 To use one's intuition to analyze the general mood of the people in a particular setting and act accordingly. Often used as an imperative.

I'l ...
١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

25 Get lost=piss off=fuck off ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

26 شخصی که اراده پولادین دارد
قوی اراده
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

27 تابلو پونزی😁 ١٣٩٩/٠٢/١٦
|

28 پیست مسابقه زمین مسابقه ١٣٩٩/٠٢/١٦
|

29 شیری ،سفید مایل به زرد ١٣٩٩/٠٢/١٦
|

30 مخفف Neighborhood
محله
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

31 To stand
تحمل کردن دووم اوردن
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

32 متجاوز حریم شخصی
شخصی که بی اجازه وارد خونه شما میشه و ممکنه به شما حمله کنه😰
١٣٩٩/٠٢/١١
|

33 برحذر بودن از چیزی یا کسي ١٣٩٩/٠٢/١١
|

34 How is the chair keeping her up?
چجوری صندلی نگهش داشته(تونسته وزنشو تحمل کنه)
١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

35 شخص مورد نظر (نمونه) ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

36 عملکرد ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

37 Dont get it wrong
اشتباه نکنید
اشتباه برداشت نکنید
١٣٩٩/٠١/٢٥
|

38 Puke,throw up,vomit ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

39 یعنی قبل خوندن یک مطلب یه نگاه کلی بهش بندازیم تا دستمون بیاد ک این متن داره درمورد چی صحبت میکنه و... ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

40 a medical practitioner
یک پزشک متخصص یک کارور پزشکی
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

41 Parson ١٣٩٩/٠١/١٩
|

42 He is good with boats
او کار با قایق را بخوبی بلد است
١٣٩٩/٠١/١٩
|

43 To hit sth from far away ١٣٩٩/٠١/١٩
|

44 To be summoned by someone ١٣٩٩/٠١/١٨
|

45 نشئه شدن(الکل یامواد مخدر دارو های روانگردانو توهم زا) ١٣٩٩/٠١/١٧
|

46 long closed lines of cars
وقتی دو یا چند ماشین چفت هم سپر به سپر پارک میکنن
١٣٩٩/٠١/١٧
|

47 ?Why didn't you notify us
چرا بهمون خبر ندادی چرا خبرمون نکردی
Notify me
خبرم کن
To notify someone
١٣٩٩/٠١/١٦
|

48 اییییی
اشاره به یه چیز منزجر کننده
چندش
١٣٩٩/٠١/١٥
|

49 پا از گلیم دراز کردن
I don't want to overstep my bounds or anything
١٣٩٩/٠١/١٣
|

50 ماشین جمع آوری و حمل زباله ١٣٩٩/٠١/١٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 dryness
• The wine has just enough dryness to balance its fruitiness.
• (این)شراب به اندازه کافی فاقد شکر هست که طعم میوه ایش حفظ بشه
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|