ن م

ن م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



detangler٠٩:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٣گره باز کن ) مو )گزارش
0 | 0
micellar١١:٢٩ - ١٣٩٩/١١/٣٠شیرپاک کن، محلول آرایش پاک کنگزارش
5 | 0
rome wasn't built in a day١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢١هرکاری نیاز به صبر و صرف وقت دارهگزارش
5 | 0
all bark and no bite١٧:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢١Full of big talk but lacking actionگزارش
46 | 0
water under the bridge١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢١The past is in the past the past is passed no longer importantگزارش
0 | 0
life sentence١٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠حبس ابد گزارش
9 | 0
blew out of proportion١٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٦اغراق کردن. بیش از حد بها دادن یا شاخ و برگ دادن یا پرداختن به چیزی یه چیزی را گنده کردن : )گزارش
0 | 0
low pitched voice١٠:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٠صدای بم گزارش
0 | 0
high pitched voice١٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٠صدای زیرگزارش
2 | 1
chest of drawers١٤:٣٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢١کمدی که همش کشو باشه . دراورگزارش
37 | 1
wifey١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/١٣همسر، زن , این عبارت رسمی نیستگزارش
14 | 1
red letter١١:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٠روز مناسبت دار و فرخندهگزارش
2 | 0
it's a pitty٢٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢حیف!گزارش
0 | 0
warm hearted١٨:٢٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٨خونگرمگزارش
7 | 0
winegrowing١٧:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٠( wine growing ) is the cultivation and harvesting of grapes.گزارش
0 | 0
naughty١٧:٣٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦به نظر من این کلمه ا ونقدری که توی ترجمه گفته شده بار منفی نداره پس همون ناقلا وبازیگوش و پرشیطنت براش ترجمه بهتریهگزارش
205 | 1
idle١٧:٤٦ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠وقت تلف کنگزارش
9 | 1
promotion١٧:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢توی فروشگاه ها به کالاهایی که تخفیف خورده هم میگن معناش میشه تخفیف ویژهگزارش
115 | 3
prosecute٠٩:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠تحت پیگرد قانونی قرار دادنگزارش
57 | 0
pledge١٥:٣٤ - ١٣٩٨/٠٤/١٧قول و عهد و پیمانگزارش
34 | 1
spin out٠٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠١( a car ) slides and makes a turn rapidly in an un - controlled wayگزارش
5 | 1
spin out٠٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠١( of a driver or car ) lose control, especially in a skid. "he oversteered on the correction, then lost it entirely and spun out"گزارش
2 | 1
fed up٢١:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣سیر شدن به معنای انزجار مثلا من ازت سیر شدمگزارش
48 | 1
paper jam١٩:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/١٠paper getting stuck in a photocopier, fax ma - chine, or printerگزارش
9 | 0
butcher٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٠cut meat into pieces taking out bones and orgaگزارش
14 | 1
rope into١٧:٤١ - ١٣٩٨/٠٢/٣٠Convince متقاعد کردنگزارش
2 | 0
pendent٠٨:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢گردنبندگزارش
2 | 1
metrosexual١٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨مردی که زمان و پول زیادی را صرف زیبایی ظاهر خود می کند منبع ویکی پدیاگزارش
12 | 0
beauty spa١٣:٢٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨مرکز زیبایی ، سال زیباییگزارش
9 | 0
carousel١٢:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥Merry go roundگزارش
5 | 1
hip٠٩:٤٣ - ١٣٩٨/٠١/٢١Cool , fashionable به روز ، باحالگزارش
51 | 1
extracurricular٠٩:٥٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٠فوق برنامهگزارش
32 | 1
sleep deprivation١٨:١٤ - ١٣٩٧/١٢/١٩to go without sleep for a long period of time اختلال محرومیت از خواب گزارش
14 | 0
sleep apnea١٨:١٠ - ١٣٩٧/١٢/١٩a sleep disorder where the breathing is irregularگزارش
5 | 0
plush toy١٢:٥٩ - ١٣٩٧/١٢/١٩عروسک پارچه ای که داخلشو با الیاف یا پنبه پر میکنندگزارش
5 | 0
porcelain doll١٠:٠٧ - ١٣٩٧/١٢/١٩عروسک های زیبا با ظاهر انسانگزارش
2 | 0
porcelain١٠:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/١٩چینی ، سرامیکیگزارش
23 | 0
action figures١٠:٠١ - ١٣٩٧/١٢/١٩عروسک شخصیت های قوی و نیرومند مث بتمنگزارش
71 | 1
play doh٠٩:٥٨ - ١٣٩٧/١٢/١٩خمیر بازیگزارش
34 | 1
pruner٠٩:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/١٩a type of scissors for use on plants قیچی باغبانیگزارش
16 | 0
beach bum٠٩:٣٦ - ١٣٩٧/١٢/١٨a person who spends everyday at the beach ادمی که همش تو ساحلهگزارش
9 | 0
floaty٠٩:٢١ - ١٣٩٧/١٢/١٨تیوپ بادی استخر که عموما دور کمر بچه ها قرار داده میشه که روی اب شناور بمونن و اشکال مختلفی دادن مثل حلقه ها و باروبندهاگزارش
12 | 0
set up camp٠٩:٠٤ - ١٣٩٧/١٢/١٨جاگیر شدن یا مستقر شدنگزارش
64 | 7
closet١٨:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/١٤کمد لباس دیواری یا توکارگزارش
53 | 2
armoire١٨:٤٣ - ١٣٩٧/١٢/١٤کمد لباسگزارش
2 | 0
shower١١:٠٧ - ١٣٩٧/١٢/١٤Baby shower مهمانی زنانه که قبل از تولد نوزاد برگزار شده و وسایل سیسمونی را به مادر هدیه میدن Bridal shower مهمانی قبل عروسی که به عروس و داماد جهیزی ... گزارش
44 | 1
crib١٠:٥٩ - ١٣٩٧/١٢/١٤تخت حفاظ دار کودک گزارش
41 | 1
bib١٠:٥٢ - ١٣٩٧/١٢/١٤پیشبندگزارش
21 | 0
health nut١٠:٣٩ - ١٣٩٧/١٢/١٤Someone concerned with living a healthy lifestyle ترجمه فارسیش دقیقا همونه که دوستمون اقا پیمان فرمودنگزارش
5 | 0
skimmed milk١٠:٣٤ - ١٣٩٧/١٢/١٤شیر بدون چربی یا fat free milk انواع دیگر شیر عبارتند از : Whole milk یا شیر کامل یا پرچرب 2% milk یا شیر دو درصد چربی گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



IV٢٣:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٤
• He disconnected the IV bottle from the overhead hook.
اوسرم را از قلاب بالای سرش جدا کرد
2 | 1
red letter١١:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٠
• It was a red-letter day when she got her promotion.
روزی که ترفیع گرفت یه روز مناسبت دار بود
0 | 1
bushed١٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/١١
• The trip completely bushed her.
سفر کاملا خسته اش کرد
0 | 0
bushed١٠:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/١١
• I'm bushed. Let's call it a day.
من خیلی خسته ام بیایید ساعت کاری را تمام کنیم
0 | 0