Htm

Htm

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



private٠٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢١سرباز صفرگزارش
14 | 1
imply١٥:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/١١( موضوعی را ) رساندنگزارش
14 | 1
elastic٠٦:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٤noun ::: کش adj::: کشسان ، ارتجاعیگزارش
12 | 1
article١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠معنای �حرف تعریف� هم میده حروف تعریف در انگلیسی : a, an, theگزارش
21 | 1
traitor١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣treason :::: خیانت traitor::: خائنگزارش
2 | 1
treason١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣treason :::: خیانت traitor::: خائنگزارش
12 | 1
epitaxy١٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣deposition ::: لایه نشانی epitaxy::: رونشانی ، برآراییگزارش
2 | 1
روی هم رفته٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢overall / all in all / by and largeگزارش
2 | 1
binding energy٢١:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/١٠Binding energy :::: انرژی بستگی Bond energy :::: انرژی پیوندگزارش
9 | 1
deflagration١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩explosion انفجار deflagration انفجار کم شدت detonation انفجار شدید [deflagration یک نوع انفجار است که سرعت سوختن ماده منفجره، کمتر از سرعت صوت ... گزارش
5 | 1
explosion١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩explosion انفجار deflagration انفجار کم شدت detonation انفجار شدید [deflagration یک نوع انفجار است که سرعت سوختن ماده منفجره، کمتر از سرعت صوت ... گزارش
2 | 1
detonation١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩explosion انفجار deflegration انفجار کم شدت detonation انفجار شدید [deflegration یک نوع انفجار است که سرعت سوختن ماده منفجره، کمتر از سرعت صوت ... گزارش
9 | 1
particularly٢٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧به خصوص ، به ویژه especiallyگزارش
14 | 1
propulsion٢٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧Propel ::: پیشبردن Propulsion ::: پیشرانش Propulsive:::: پیشران ، پیشبرنده ( جلوبرنده ) [صفت] Propellant::: پیشران [اسم ]گزارش
16 | 1
propulsive٢٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧Propel ::: پیشبردن Propulsion ::: پیشرانش Propulsive:::: پیشران، پیشبرنده ( جلوبرنده ) [صفت ] Propellant::: پیشران[اسم]گزارش
9 | 0
propellant٢٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧Propel ::: پیشبردن Propulsion ::: پیشرانش Propulsive:::: پیشران، پیشبرنده ( جلوبرنده ) [صفت ] Propellant::: پیشران[اسم]گزارش
14 | 1
localized١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦موضعی ، مستقرگزارش
7 | 1
dislocation١٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤جابه جایی ، دررفتگیگزارش
2 | 1
impart١٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣دادن giveگزارش
23 | 1
linger١١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠١ماندنگزارش
14 | 1
tremble١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠Shiver ::: لرزیدن ( از شدت سرما ) Tremble:::: لرزیدن ( از شدت ترس ، اضطراب و ناراحتی )گزارش
21 | 1
shiver١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠Shiver ::: لرزیدن ( از شدت سرما ) Tremble:::: لرزیدن ( از شدت ترس ، اضطراب و ناراحتی )گزارش
39 | 1
pinch point١٥:٤١ - ١٤٠٠/٠١/١٩گلوگاه ، تنگنا Bottleneckگزارش
9 | 1
overpowering٠٩:١٨ - ١٤٠٠/٠١/١٩غلبه کنندهگزارش
5 | 0
legitimate١١:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/١٧قانونی ، منطقیگزارش
7 | 0
coincidental١٤:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥Coincide ::: مصادف شدن ، منطبق شدن Coincidence ::: تصادف ، تطابق Coincidental with ::: مصادف با ، منطبق باگزارش
9 | 0
coincide١٤:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥Coincide ::: مصادف شدن ، منطبق شدن Coincidence ::: تصادف ، تطابق Coincidental with ::: مصادف با ، منطبق باگزارش
18 | 0
coincidence١٤:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٥Coincide ::: مصادف شدن ، منطبق شدن Coincidence ::: تصادف ، تطابق Coincidental with ::: مصادف با ، منطبق باگزارش
25 | 1
overshoot١٤:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/١٣فراتر رفتن ، فراتر شدن ، فراتر بردن ( فراتر از حد انتظار رفتن )گزارش
16 | 0
cumbersome١٨:١٠ - ١٤٠٠/٠١/١١سنگینگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده