محمدعلی بیاتی

محمدعلی بیاتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pussy whipped٢١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢٣زن ذلیلگزارش
0 | 0
netiquette١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤فرهنگ استفاده از اینترنتگزارش
2 | 1
whipped up١٥:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤برانگیختنگزارش
0 | 1
downsizing١٤:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤redundancy تعدیل نیروگزارش
5 | 0
togetherness١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤احساس خوب باهم بودنگزارش
0 | 0
action speak louder than words٢٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٨به عمل کار برآید به سخندانی نیست!گزارش
46 | 1
از اب گذشته١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٧هر چیز خوردنی که از شهر و دیار دیگری رسیده یا از راهی دور با خود آورده باشند، بی این که لزوماً از دریا یا هر آب دیگری گذشته باشد.گزارش
5 | 0
characteristically٢٢:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/١٧اساساگزارش
16 | 1
every tom dick and harry٢٠:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/١٥هر ننه قمریگزارش
23 | 1
صدف١٢:٣٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٨Musselگزارش
12 | 1
curious١٩:٣٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٩عجیب غریبگزارش
57 | 2
assertive١٧:٣٩ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧کَنِهگزارش
16 | 5
snorkeling١٤:٣٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣Snorkeling means swimming with snorkel And Scuba diving means swimming with scuba equipment ( like oxygen tank )گزارش
28 | 2
operation counterpart١٧:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨مجوز فعالیتگزارش
7 | 1
he is a pain in the ass١٧:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨خودمونی: ( آدم تو کون نرو )گزارش
5 | 1
flat٠٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٤/٣١A number of rooms on one floor of a buildingگزارش
18 | 1
catboat١٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠قایقرانیگزارش
2 | 1
never give up great things take time١١:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥هر گز دست از کار نکش. رسیدن به چیزهای عالی زمانبر استگزارش
57 | 1
دستگیر کردن٢٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢١Captureگزارش
0 | 1
toiletries١٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٥لوازم ارایشی بهداشتیگزارش
12 | 1
strike a bargain١٨:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٢اعتصاب یک معاملهگزارش
2 | 2
how do you do٠١:٢١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨"More formal of "Nice to meet youگزارش
67 | 2
rugs١٨:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠فرش های کوچک ، مثل تابلو فرشگزارش
7 | 1
cobblestone١٧:٥٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠کلم بروکلیگزارش
2 | 3
pier١٧:٤٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠اسکلهگزارش
2 | 1
soldering٠١:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤Soldering: لحیم کاری با دمای پایین 800فارنهایت Brazing : لحیم کاری با دمای بالای 800فارنهایتگزارش
14 | 1
molten state١٩:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣حالت ذوب شدهگزارش
0 | 1
requiring٠١:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٢١نیازگزارش
28 | 1
crucial٠٧:٣٠ - ١٣٩٧/١١/٠٧بسیار مهمگزارش
78 | 1
wired٠٠:٥٧ - ١٣٩٧/١١/٠٧سیمیگزارش
9 | 1
accuse٠٠:٣٦ - ١٣٩٧/١١/٠٧متهمگزارش
12 | 1
extreme٢٢:١٤ - ١٣٩٧/١١/٠٦شدیدگزارش
30 | 1
drummer١٧:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٠٤طبل زدنگزارش
12 | 1
journalism١٦:٣٩ - ١٣٩٧/١١/٠٤روزنامه نگاریگزارش
71 | 1
interests١٥:٥٣ - ١٣٩٧/١١/٠٤علاقهگزارش
18 | 1
lead singer٠١:١٠ - ١٣٩٧/١٠/١٢خواننده اصلی گروه موسیقیگزارش
41 | 1
composer١٧:٢٥ - ١٣٩٧/١٠/١١آهنگسازگزارش
21 | 3
expresses١٧:٢٣ - ١٣٩٧/١٠/١١بیانگزارش
85 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



considering٠٨:٣٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢٠
• They live in a fairly modest house, considering their wealth.
باتوجه به ثروتشان، آن ها درخانه ای نسبتاً ساده زندگی می کنند
7 | 0