Mnemon

Mnemon

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



the bottom line٢١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤جان کلام the bottom line ~ the most important factگزارش
7 | 0
dab hand٠٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/١١dab hand is a countable noun so I'm a dab hand at drivingگزارش
12 | 0
overtones٠١:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٨مضمون suggestions; hintsگزارش
14 | 0
concealer٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١١/١٤کرم لکه برگزارش
9 | 1
exponentially٠٣:٠٦ - ١٣٩٩/١٠/١٦به طور نمایی ( در ریاضیات )گزارش
18 | 0
galaxy٢١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥galaxy - - - > کهکشان ( هر کهکشانی می تونه باشه ) The Galaxy - - - - > کهکشان راه شیری گزارش
39 | 0
chipmunk٠١:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥سنجاب راه راهگزارش
14 | 0
run its course٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢دوره ی درمانش رو طی کنه ( بیماری ) به طور طبیعی پایان یافتن ( به طور کلی )گزارش
28 | 0
sailboat١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٠American English sailboat : قایق بادبانی sailing ship : کشتی بادبانیگزارش
9 | 0
air traffic controller٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠١/١٦air traffic controller فردی هست که مس‍ؤلیت کنترل و مانیتورینگ ترافیک هوایی رو بر عهده دارد. control tower این به معنای برج مراقبت هست.گزارش
16 | 0
variegated٠١:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٢رنگارنگ - متنوعگزارش
9 | 0
muffin٠١:٠٣ - ١٣٩٨/١٢/٢٨قسمتی از شکم، کنار ناف که برجسته است = muffin topگزارش
30 | 1
tenuous١٧:٤١ - ١٣٩٨/١٢/١٠شکننده - ضعیف و باریکگزارش
23 | 0
substantiate٠٢:٥٥ - ١٣٩٨/١٢/٠١تقویت کردن و حمایت کردن با سند و مدرکگزارش
12 | 0
stratified٢٣:١٧ - ١٣٩٨/١١/٢٤لایه لایهگزارش
18 | 0
sordid٠٦:١٦ - ١٣٩٨/١١/٢٣کثیفگزارش
9 | 0
rarefied٢٢:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٤1. در مورد هوا - به معنای رقیق بودن - دارای فشار کم تر از معمول 2. محدود به عده ی معدودی از افراد - خاص گروه مشخصی -گزارش
23 | 0
qualified١٢:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٠٣محدود limited or restricted in some wayگزارش
14 | 1
proscriptive٠٠:٤٦ - ١٣٩٨/١٠/٢٩محکوم کننده - تقبیح کننده - بازدارندهگزارش
9 | 0
pragmatist٢١:٣٦ - ١٣٩٨/١٠/١١عملی بینگزارش
9 | 0
refreshed٢٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٩/١٩بانشاطگزارش
14 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



specious٠٦:٢٧ - ١٣٩٨/١١/٢٣
• Some people are convinced by such specious reasoning, but I am not.
بعضی افراد با چنین استدلال به ظاهر منطقی ای متقاعد شدند، اما من نه.
21 | 0
patois١٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٩
• the patois of computer hackers
زبان مورد استفاده توسط هکرهای کامپیوتر
9 | 0
partisan١٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/٠٩
• He is clearly too partisan to be a referee.
او به وضوح بسیار متعصب است که بتواند داور باشد.
12 | 0