م. ک.

م. ک.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



without a second thought٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠بی درنگگزارش
2 | 0
make the first move٢١:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠پیش قدم شدنگزارش
0 | 0
aging٢١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠به عنوان صفت: در حال فرسودگی؛ در حال پیر شدنگزارش
0 | 0
gold mine١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠گنجینه، گنجگزارش
0 | 0
underprivileged١٦:٠٥ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠کم برخوردارگزارش
0 | 0
tailor made٢٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣متناسب، درخورگزارش
0 | 0
your٢٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢١یه جاهاییه your معنی هر کس می ده و اینجاها گاهی وقتا ترجمه ی تو یا شما چندان مناسب نیست. در این صورت می شه اون رو مثلاً �آدم / آدم ها� ترجمه کرد. مثا ... گزارش
0 | 0
bookmark٢٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٣�کتاب نشان� هم شاید معادل خوبی باشه.گزارش
5 | 0
condominium١٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/١٢از نظر فیزیکی تفاوتی با خانه یا آپارتمان نداره، فرقش فقط تو نوع مالکیته. آپارتمان تو یه مجتمعی قرار داره که کل مجتمع مال یه نفر یا یه شرکته. اما cond ... گزارش
53 | 0
in passing٠٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٩در ضمنگزارش
5 | 0
dissection٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٨یکی از ترجمه هاش می تونه �قطعه بندی� باشه.گزارش
2 | 0
axis aligned١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٨موازی با محورگزارش
0 | 0
simply٠٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٨بعضی جاها اینو می شه و بهتره �همان� ترجمه کرد. چون �همان� رو به معنی �صرفاً� و �به سادگی� هم به کار می بریم. مثال: The input of the Euclidean TSP is ... گزارش
9 | 0
maximum independent set problem٠١:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٨مجموعه ی مستقل بیشینهگزارش
0 | 0
toward٠١:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٦بابت در معنیِ: with the aim of obtaining something, or helping somebody to obtain somethingگزارش
2 | 1
scale٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٦در این معنی: scale something ( from something ) ( to something ) : ( specialist ) to change the size of something تغییر اندازه دادنگزارش
0 | 0
relaxation٠٠:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٦به نظرم در ریاضیات می شه این کلمه رو �راحت سازی� ترجمه کرد.گزارش
0 | 1
bang for the buck١٧:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٥بازده، ثمره، ماحصلگزارش
5 | 0
set cover٠٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٥پوشش مجموعهگزارش
0 | 0
set cover problem٠٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٥مسئله ی پوشش مجموعهگزارش
0 | 0
trivially٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٥به طور بدیهیگزارش
12 | 0
spanning٢١:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٤پوشا مثلاً: spanning tree درخت پوشاگزارش
2 | 0
settled١٧:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠جا افتاده ( در یک شغل، شهر، جامعه، . . . )گزارش
7 | 0
nomination١٧:٠٠ - ١٣٩٩/١٢/٣٠یکی از معانی: به کار گماریگزارش
7 | 0
tradespeople٠١:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠پیشه ورانگزارش
0 | 0
finish١٣:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٢٦در این معنی: the last layer of paint, polish, etc. that is put onto the surface of something; the condition of the surface میشه �رویه�.گزارش
12 | 1
steam dust١٣:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٢٦با بخار گردگیری کردنگزارش
0 | 0
steam duster١٣:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٦گردگیر بخارگزارش
0 | 0
steamer٠٣:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٦دستگاه بخارگزارش
2 | 1
steam duster٠٢:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٦بخار پاک کن، بخارگیرگزارش
0 | 0
drape٠٢:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٦پرده ضخیمگزارش
5 | 1
fixture٠٢:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٦( به صورت جمع ) متعلقاتگزارش
2 | 0
ensure٠١:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٦اطمینان ایجاد کردنگزارش
7 | 0
store٠١:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٢٦یکی از معانی: جمع و جور کردنگزارش
9 | 1
sealed٠٠:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٦سایر معنی ها: حفاظت شده، حفاظ دارگزارش
0 | 0
steam cleaner٢١:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٥بخارشوگزارش
0 | 0
self reflection٢٠:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٤تأمل درونیگزارش
2 | 1
mediated١٩:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٤با واسطه، واسطه مندگزارش
5 | 0
network competence٢١:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٣شایستگی شبکه ایگزارش
0 | 0
speaker cabinet١٩:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٢١محفظه بلندگو، کابینت بلندگوگزارش
0 | 0
be concerned with٢١:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/١٠دغدغه چیزی را داشتن، درگیر چیزی بودن، به چیزی پرداختنگزارش
7 | 0
concerned with٢١:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/١٠be concerned with دغدغه چیزی را داشتن، درگیر چیزی بودن، به چیزی پرداختنگزارش
18 | 0
high impact٢٠:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٠پر اثرگزارش
2 | 0