نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
questionable: زیر سوال، چالش برانگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strongly: با قاطعیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at some point: در مقاطعی، در زمانهایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consistent: دارای همخوانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appeal: متوسل شدن، توسل کردن، طلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
irony: کنایه آمیز، عجیب و غریب، مسخره، خند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
graphic: مو به مو، دقیق و کامل، با جزئیات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
graphic testimony: شهادتِ دقیق، شهادت دادن با ذکرِ جزئ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
given that: به این دلیل که، با این توجیه که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
me: Medical Examiner= آسیب شناس، پزشک ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dutifully: فرمان بردارانه، همانطور که خواسته ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dutifully: فرمان بردارانه، همانطور که خواسته ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to a one: همگی، بدونِ استثناء، همه ی افراد، ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to a one: همگی، بدونِ استثناء، همه ی افراد، ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sickened: بدحال، دچارِ حالتِ تهوع، ناخوش احوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sickened: بدحال، دچارِ حالتِ تهوع، ناخوش احوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run into: روبرو شدن، برخوردن، مواجه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
questioning: سوال پرسیدن، مورد تفتیش قرار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devastatingly: به طرزِ خانمان سوزی، به شکلی ناگوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow land: به کسی حمله کردن، زدن، زمین زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
package deal: درهم، سرهم ( غیرقابل سوا کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
package deal: درهم، سرهم ( غیرقابل سوا کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
zero out: به صفر رساندن، تاحدِ ممکن کاهش دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zero in on: تمام توجه خود را به چیزی دادن، زوم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
interview: تفتیش کردن، سوال و جواب کردن، بازجو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
down the road: تحت اللفظی: نزدیک به کسی یا چیزی اص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fag: واژه تحقیرآمیز برای مخاطب قرار دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dowery: جهیزیه، جهاز عروس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
liability: دردسر، مشکل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have hand in: دست داشتن، نقش داشتن، دخالت داشتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hollering: نعره زدن، هوار کشیدن، داد و بیداد ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hollering: نعره زدن، هوار کشیدن، داد و بیداد ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yelling: داد و بیداد کردن، رُعب و وحشت ایجاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tune: حرف، نظر، عقیده، گُفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
guy: یارو، بابا ( نه به معنای پدر، مثلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
complexion: چهره، رخ، ظاهر صورت، سیما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waffle: دری وری گفتن، مزخرف گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
waffling: مزخرف گفتن، دری وری گفتن، چرت و پرت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
brush cut: مویی که به اندازه ی شانه ی سر باشد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast doubt: شبهه وارد کردن، به شک انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indeed: عملا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come clean: معترف شدن، صداقت به خرج دادن، اعترا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appear: نمودن، به نظر آمدن، نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fabrication: من در آوردی، ساخته و پرداخته ی ذهن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deal a blow: صدمه زدن، خسارت وارد کردن، زیان رسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inducement: تلقین، پیشنهاد، القا، تحریک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
position: به حساب آمدن، محسوب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
revoked: لغو، باطل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revoked: لغو، باطل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perpetrator: عامل، کُننده
٢ سال پیش