نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paralleling: به موازاتِ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parallel: همخوانی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stump: محل بریدیگی. الزاما برای درخت نمی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take some convincing: راضی کردن اش سخت هست اگر منفی باشد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thing was: موضوع این بود که، جریان این بود که، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thing was: موضوع این بود که، جریان این بود که، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the larger picture: چم و خم ماجرا، زیر و بم کار، مثل جر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the larger picture: چم و خم ماجرا، زیر و بم کار، مثل جر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have more than earned: فراتر از حد انتظار ظاهر شدن نتیجه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have more than earned: فراتر از حد انتظار ظاهر شدن نتیجه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have more than earned it: بیشتر از حد لزوم تلاش کردن بیش از آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have more than earned it: بیشتر از حد لزوم تلاش کردن بیش از آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rejuvenation: 1 ) انرژی دادن، انرژی بخشی 2 ) راهک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replenish: به حالت اول برگرداندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get into one's head: به سر کسی زدن، به فکر خطور کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on its merits: صرفا بر اساس ارزش های خود، تنها به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on its merits: صرفا بر اساس ارزش های خود، تنها به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for his part: به سهم خود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have occasion to do something: 1 ) ناچار شدن، لازم دیدن، ضرورت یاف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
harden: تبدیل شدن، تغییر ماهیت دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
storefront: مغازۀ نبش خیابان. به ویژه اتاقی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pit of the stomach: عمقِ وجود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
queasiness: غم، اندوه، ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it wasn’t until: حالت دیگری هم می توان ترجمه کرد. ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oh: در موقعیت های مختلف می تواند معانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one sort or another: 1 ) از این دست، از این طیف، از این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by way of: 1 ) بابتِ ، به خاطرِ ، به دلیلِ 2 ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chase after: در جست و جوی . . . . . بودن در پیِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
his full weight: با تمام قدرتش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
his full weight: با تمام قدرتش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out wrong: اشتباه از آب در آمدن نتیجۀ مورد انت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off we go: الزاما معنای راه افتادن و حرکت کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
advocacy: پشتیبانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
meant for: برای چیزی/کسی/کاری ساخته شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stretch of time: دوره، هنگامه، مدت زمان، دوران، هنگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stretch of time: دوره، هنگامه، مدت زمان، دوران، هنگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so again: یک بارِ دیگر، بار دیگر، دوباره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so again: یک بارِ دیگر، بار دیگر، دوباره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delights: نوعی شیرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delights: نوعی شیرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
display box: مقوای مخصوص خوراکی، کارتن خوراکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blast: محشر، خارق العاده، عالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obsessing: وسواس فکری، فکر مشغولی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manifest: به وجود آوردن، ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side jobs: مشاغل جانبی، کارهای غیر اصلی، شغل د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
side job: کار غیر اصلی، شغل دوم/سوم/. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lock in: به دست آوردن، تصاحب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
salesy: زور چپانی، به زور فروختنی، زبون ریخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skinny fat: توپُر به کسی می گویند که بدنش چربی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work one's butt off: پدر خود را در آوردن، دهن خود را سرو ...
٢ سال پیش