نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blood rushed to his face: صورتش سرخ شد، از خجالت یا عصبانیت ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
biting through: تو رفتن، داخل شدن، فرو رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frown: ناراحتی، آویزان شدن لب و لوچه، غمگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
venture out: دل به دریازدن و بیرون رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
judging from: باتوجه به، با درنظر گرفتنِ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steely eyed: نگاه نافذ، نگاه سنگین، نگاهِ سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lazily: به آرامی، ت خفیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
puffed up: خودستا، قیافه گیر، خودچس پندار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in full force: با تمام قوا، با تمام نیرو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
roman nose: دماغ عقابی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well bred: اصیل، نژاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break forth: ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن، با اش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burst forward: ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن، با اش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
feed on: دامن زدن، افزایش دادن، خوراک تهیه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feed on: دامن زدن، افزایش دادن، خوراک تهیه ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
level: جایگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
timbre: آهنگ صدا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep up: بلند کردن کسی یا چیزی با حرکتی سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brush away: کنار گذاشتن، پاک کردن، از بین بردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
damp: نمور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moaning: ناله کنان، شیون کنان، زاری کنان، گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trainmaster: مدیر قطار، مسئول قطار، مسئول ایستگا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
airs: قیافه گرفتن، خودبرتر بینی، ناز و اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a show of: جلب توجه کردن، دل به دست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
half heartedly: با بی میلی، برای از سر واکردن، با د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in effect: درواقع، در اصل، در حقیقت، عملا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
distractedly: حیران، سرگردان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flicker: نمایان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fiddle with: بازی کردن، بالاپایین کردن، این ور و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boiling hot: به شدت داغ، خیلی داغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boiling hot: به شدت داغ، خیلی داغ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
register with: فهمیدن، درک کردن، اثر گذاشتن بر کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
register with: فهمیدن، درک کردن، اثر گذاشتن بر کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
obsessed with: تمرکز بیش از حد روی چیزی/کسی، قفلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put up a fight: دفاع کردن حتی وقتی که امیدی به پیرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
intricately: تو در تو، به صورت جز به جز، دقیق و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intricately: تو در تو، به صورت جز به جز، دقیق و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tarlike: قیرگون، شبیهِ قیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drift in: درجایی پخش شدن، در جایی پیچیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drift in: درجایی پخش شدن، در جایی پیچیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scrubwoman: زن مستخدم، زن پیش خدمت، زن سرایدار، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scrubbing: ساییدن، پاک کردن، تمیز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrubbing: ساییدن، پاک کردن، تمیز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
patio: دهلیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a taste of: به صورت مختصر تجربه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a taste of: به صورت مختصر تجربه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scrutinizing: موشکافی، بررسی دقیق، زیرو رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrutinizing: موشکافی، بررسی دقیق، زیرو رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blot out: جلوی چیزی را گرفتن، جلوی چیزی را بس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blotted out: بسته شده، کور شده، پوشانده شده
٢ سال پیش