نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dissolve: محو شدن، گُم شدن از دیدگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
admission: پذیرفتن، اقرار ، تایید، رضایت، تحسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
more than: بیش از حد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chase away: دنبال کردن، مجبور به فرار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fostering: ایجاد، ترویج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lamenting: تأسف، سوگواری، ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lamenting: تأسف، سوگواری، ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resolve: عزم، خواست، اراده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep: سریع حرکت کردن، درحرکت سریع رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cavern: اتاقی بزرگ و بی سرو ته، اتاقِ لخت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flip over: پشت و رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kandinsky: واسیلی کاندینسکی، نقاش روس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come by: تهیه کردن، جفت و جور کردن، ردیف کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
border into: احاطه کردن، دور چیزی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frame: احاطه کردن، دور چیزی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resistance: مبارزه، ضدیت ورزیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pace around: گشت زدن، دور چیزی گشتن، قدم زدن، اط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
helping: مقدار، بخش ( در رابطه باغذا و نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without force: بی اهمیت، غیرضروری، غیرواجب، نا مهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
coal burner: زغال سوز، در واقع زغال سنگ سوز. دست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
charcoal burner: زغال سوز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bide ones time: دنبال زمان مناسب گشتن، منتظر وقتِ خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
derisively: پوزخند زنان، به حالت استهزا، به حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sardonically: به حالت مسخره، به حالت ریشخند، ریشخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mocking: مسخره، پوزخند آمیز، خنده دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mockingly: به حالت مسخره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stiff: بی حرکت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
peer around: اطراف را بررسی کردن، دور و بر را پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pasty: رنگ مثل گچ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike off: ازکسی چیزی جداکردن/شدن، راه/مسیر را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spur: تحریک کردن، انگیزه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scratch out: خط زدن بخشی از کار یا نوشته برای پن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scratched out: خط زدن بخشی از کار یا نوشته برای پن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snugly: به شکلی راحت، به طرز جمع و جوری، به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resort: دست به دامن شدن، انجام دادن، روی آو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intense: پُررنگ، سیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trim: کوتاه کردن کمِ مو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at any rate: به هر حال، هر طور که باشد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ruffling: چین دار، درحال تکان خوردن، چرخان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the effort: هنگام انجام کار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cast a pall over: ناراحت کردن، حال کسی را گرفتن، ضدحا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
acknowledgment: تقدیر و تشکر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
startling: شگفت آور، حیرت انگیز، عالی، چشمگیر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
streak: خط، خط دار، نوار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upturned: رو به بالا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
relent: دست کشیدن، وا دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tie up: اشغال بودن/کردن خط تلفن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delousing: شپش زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delousing: شپش زدایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as hell: مثل چی، مث خر، مثل سگ
٢ سال پیش