نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flirt: الزاما معنای لاس زدن نمی دهد، لاس ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absentmindedly: بدون توجه به اطراف، بدون اینکه بدان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
specs of: بخش های، ذراتِ، تکه های
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shabbily: ژنده، کهنه، نامرغوب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay cut: کاهش دستمزد، کم کردن حقوق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay cut: کاهش دستمزد، کم کردن حقوق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take pay cut: به دستمزد کم راضی شدن، کاهش حقوق را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
retail clerk: فروشنده، کارمند صندوق، کارمند پشت د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep to oneself: گوشه نشینی کردن، گوشه نشین شدن، اجت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
living arrangement: مقدمات زندگی، تمهیدات زندگی، سر و س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wistful: غمگین و ناراحت بودن به این دلیل که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check ticket: برگه ای که در ساختمان های خاص همچون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spout off: چرت و پرت گفتن، مزخرف گفتن، دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spout off: چرت و پرت گفتن، مزخرف گفتن، دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spout off: شر و ور گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mythologizing: اسطوره سازی، گنده کردنِ کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
zealous: دو آتشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
horn rimmed: شاخی، عینکِ دسته شاخی، عینک های قاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horn rimmed: شاخی، عینکِ دسته شاخی، عینک های قاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roll your eyes: چپ چپ نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold on to: محکم گرفتن، محکم نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blank: پریشان، پریشان حال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch sight of: یک نظر چیزی/کسی را دیدن، چشم به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alpha and amega: تماما، موبه مو، واو به واو ، صفر تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alpha and omega: تماما، موبه مو/واو به واو ، صفر تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alpha and omega: تماما، موبه مو/واو به واو ، صفر تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gave away: لودادن، فاش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rigidly: با جدیت، خیلی جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swipe through: از میانِ چیزی رد کردن، میانِ چیزی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
swipe through: از میانِ چیزی رد کردن، میانِ چیزی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make up: از خود درآوردن، از خود ساختن ( درمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
click one's tongue: با زبان صدا در آوردن، همچون صدایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for one reason or another: به هزار و یک دلیل، به هر دلیلی که ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one way or another: هرجور که شده، هرطور که شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trundle: به آرامی حرکت کردن، به آرامی پیش رف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blackout curtains: پرده های تیره، نوعی پرده که رنگ آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blackout curtains: پرده های تیره، نوعی پرده که رنگ آن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bullshit artist: دروغگو، کلاش، شارلاتان، نیرنگ باز، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quality: حالت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
condensation: بخار کردن شیشه عینک، پنجره و. . . ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wander off: هنگام صحبت از موضوعی به موضوع دیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
discomfort: معذب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absentminded: کسی که برای جلوگیری از فکر کردن درب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bitter: سرد، سوزناک، سوز، تند و تیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bite into: با دندان گاز گرفتن، با دندان فشار د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impression: نظر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bland: بی احساس، خسته کننده، بی روح، عادی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unremarkable: عادی، معمولی، نه چندان خوب، خسته کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
leery: جناب نوروزی زبان شیرینِ پارسی به قد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win over: اعتماد کسی را جلب کردن
٢ سال پیش