برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مازیار خاکپور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سرواژه ١٣٩٩/٠١/٢٤
|

2 تأیید شده، معتبر ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

3 خوراک دهی ١٣٩٩/٠١/١٠
|

4 پایایی ١٣٩٨/١١/٢٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 feed
• She fed paper into the typewriter.
• او در ماشین تحریر کاغذ گذاشت.
١٣٩٩/٠١/١٠
|

2 feed
• Don't encourage his drinking; you're only feeding his addiction.
• او را به نوشیدن تشویق نکن؛ تو فقط به اعتیاد او دامن می زنی.
١٣٩٩/٠١/١٠
|

3 feed
• Praise feeds his ego.
• تشویق، نفس را تغذیه می کند
١٣٩٩/٠١/١٠
|