متین خدایی

متین خدایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



addict٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤معتادگزارش
14 | 1
advertise٢٠:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤آگهی دادنگزارش
16 | 0
astonished٢١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤متحیر حیرانگزارش
16 | 1
asthma٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤بیمارییه آسمگزارش
7 | 0
and so on٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤و غیرهگزارش
12 | 0
arson٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤ایجاد آتش سوزی عمدیگزارش
12 | 0
arrangement٢١:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤برنامه ریزیگزارش
28 | 1
armed forces٢١:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤نیروهای مسلح ( ارتش، دریایی و هوایی )گزارش
14 | 0
appendix٢٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤آپاندیسگزارش
9 | 1
ancient٢٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤باستانی قدیمیگزارش
7 | 1
analyze٢٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤تجزیه و تحلیل کردنگزارش
16 | 0
alarm٢٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤دزد گیر زنگ خطرگزارش
7 | 1
aimless٢٠:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤بی هدفگزارش
12 | 0
accusing٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤متهم کنندهگزارش
46 | 0
remove١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٤دور کردن، برداشتن گزارش
12 | 0
primitive١٧:٤٩ - ١٣٩٨/١٢/١٧انسان اولیهگزارش
16 | 0
neanderthal١٧:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/١٧وابسته به انسان وحشی و اولیهگزارش
9 | 1
politics١٧:٣٤ - ١٣٩٨/١٢/١٧سیاستگزارش
18 | 0
pizzeria١٧:٣٣ - ١٣٩٨/١٢/١٧پیتزا فروشیگزارش
16 | 0
personality١٧:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/١٧اخلاق و خصوصیات شخصگزارش
23 | 1
distinct١٧:٢١ - ١٣٩٨/١٢/١٧مجزاگزارش
23 | 1
mute١٧:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/١٧بی صدا، لالگزارش
12 | 0
mighty١٧:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/١٧نیرومندگزارش
18 | 0
involve١٧:٢٧ - ١٣٩٨/١٢/١٧شامل بودنگزارش
25 | 1
handle١٧:٢٥ - ١٣٩٨/١٢/١٧( از پس کار دشواری ) برآمدنگزارش
14 | 1
govern١٧:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/١٧تسلط داشتن، کنترل کردنگزارش
12 | 0
faint١٧:٢٢ - ١٣٩٨/١٢/١٧غش کردنگزارش
32 | 0
dominant١٧:٢١ - ١٣٩٨/١٢/١٧غالب، مسلطگزارش
21 | 1
dependent١٧:٢٠ - ١٣٩٨/١٢/١٧وابستهگزارش
9 | 0
demanding١٧:١٩ - ١٣٩٨/١٢/١٧طاقت فرسا، نیازمند توجه بسیارگزارش
16 | 0
deadly١٧:١٢ - ١٣٩٨/١٢/١٧مرگبارگزارش
23 | 1
cut off١٣:٥٨ - ١٣٩٨/١٢/١٤محروم کردن، قطع کردنگزارش
14 | 0
critical١٣:٥٤ - ١٣٩٨/١٢/١٤منتقدانهگزارش
16 | 1
constant١٣:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١٤ثابتگزارش
14 | 1
capacity١٣:٤٩ - ١٣٩٨/١٢/١٤ظرفیتگزارش
14 | 0
bony١٣:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/١٤( جنس ) استخوانی گزارش
14 | 0
set about١٣:٣٧ - ١٣٩٨/١٢/١٤شروع به انجام کاری کردنگزارش
18 | 1
tent٢٣:٣٩ - ١٣٩٨/١١/٣٠چادر، خیمهگزارش
5 | 1
rifle٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٣٠تفنگگزارش
7 | 0
in a row٢٣:٤٦ - ١٣٩٨/١١/٣٠پشت سر همگزارش
7 | 0
feel like hell٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/١١/٣٠شدیدا مریض یا خسته بودنگزارش
16 | 1
vcr٢٣:٤٣ - ١٣٩٨/١١/٣٠دستگاه ضبط و پخش ویدیوگزارش
39 | 1
twig٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/١١/٣٠شاخه کوچک، ترکهگزارش
30 | 0
turn in٢٣:٤١ - ١٣٩٨/١١/٣٠به رختخواب رفتنگزارش
18 | 1
trigger٢٣:٤٠ - ١٣٩٨/١١/٣٠ماشه تفنگگزارش
21 | 1
stiff٢٣:٣٩ - ١٣٩٨/١١/٣٠خشک، چوب شدهگزارش
7 | 1
stick٢٣:٣٨ - ١٣٩٨/١١/٣٠یک تکه شاخه شکستهگزارش
14 | 1
statue٢٣:٣٧ - ١٣٩٨/١١/٣٠تندیس، مجسمهگزارش
16 | 1
rub٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/١١/٣٠مالیدنگزارش
14 | 1
kneel٢٣:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٣٠زانو زدنگزارش
18 | 1