مستوره نادرى

مستوره نادرى

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



foundation٠٨:٠٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٥کرم پودرگزارش
57 | 2
straight٠٤:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٤غیر همجنس گرا ( سالم )گزارش
200 | 29
bae٢٢:٠٣ - ١٣٩٧/١٢/١٧لطفا معنی رو اصلاح کنید، معنی درست ( قبل از هر کس دیگر ) است befor anyone elseگزارش
92 | 3
VS٠٤:٣٤ - ١٣٩٧/١٢/١٠versus ( in در مقابل، درمقایسه، دربرابرگزارش
195 | 2
break١٩:٣٦ - ١٣٩٧/١١/١٩فرار، فرار کردنگزارش
30 | 1
crash٠٣:٥٨ - ١٣٩٧/١١/١٨از کار افتادن ( مثل یک اپلیکیشن یا کامپیوتر )گزارش
57 | 5
boo٠٢:٣٨ - ١٣٩٧/١١/٠٤عزیز، گوگولی، هم معنی babyگزارش
85 | 1
staff٠٦:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٠٣wand=مترادفگزارش
16 | 2
i'm going to go to bathroom١٨:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/٣٠من میخواهم به حمام برومگزارش
5 | 0
expelliarmus١٨:٤٧ - ١٣٩٧/١٠/٣٠خلع سلاح شو. . . ! یکی از وردهای جادویی فیلم های هری پاترگزارش
16 | 0
managed١٨:٤٦ - ١٣٩٧/١٠/٣٠تمام شدهگزارش
23 | 1
never mind١٨:٤٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٦بی خیالشگزارش
48 | 1
macadamia١٢:٥٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٣دانه ماکادمیا، فندق استرالیاییگزارش
28 | 0
besids١٤:٤٤ - ١٣٩٧/١٠/١٦بعلاوهگزارش
12 | 0
keep it down٢٠:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/١٥شلوغش نکنگزارش
14 | 1
break up٢٠:٤٤ - ١٣٩٧/١٠/١٥طلاق گرفتن متارکه کردنگزارش
37 | 1
recepyion٠٩:٥٥ - ١٣٩٧/١٠/١٥پذیراییگزارش
2 | 0
nude lipstick٠٥:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٠٨رژلب با رنگ سرد و خنثی رژ لبی که جلوه ی معمولا مات دارد و جلب توجه نمیکند رژلب مناسب استفاده روزمرهگزارش
2 | 0
disappear١٠:٣١ - ١٣٩٧/١٠/٠٤hideگزارش
64 | 6
recommend٠٨:٥٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٢offerگزارش
64 | 1
پارچه روپوشی قدیمی٠٠:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠ارمکگزارش
2 | 0
سخن بیمارگونه٢١:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٩یانگزارش
5 | 0
ملالت٢٠:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩کیاراگزارش
12 | 1
اتشدان حمام٠٨:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨تون، تون تاب، گلخنگزارش
18 | 1
ظرف قدیمی حمام٠٨:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٨تاسگزارش
7 | 0
کمربند سربازى٠٨:٣٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٨فانوسقهگزارش
2 | 0
پرستوها٠٨:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨ابابیلگزارش
9 | 0
روحانی بودایی٠٨:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٨لاماگزارش
2 | 0
فرومایگی٠٧:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٨دنائتگزارش
14 | 0
خرگوش٠٨:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٨ارنب، درماگزارش
51 | 1
غله پاک کرده٠٧:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨جاش، غاشگزارش
7 | 0
روستاى توت٠٧:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٨کنگزارش
2 | 0
اهوى جوان٠٧:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٨شادنگزارش
2 | 0
اوضاع در هم٢٠:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٦قاراشمیشگزارش
9 | 0
صاحب حد نصاب٢٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٦رکورد دارگزارش
2 | 0
ماشین مکنده زباله٢٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٦جارو برقیگزارش
5 | 0
غیرمفید٢٠:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٦ناکارآمدگزارش
2 | 0
بی توجه٢٠:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٦سهل انگار، غافلگزارش
2 | 0
نغمه پرداز٢٠:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٦ترانه سراگزارش
2 | 1
فرمانده سامورایی ها١٨:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/١٦شوگونگزارش
2 | 1
فرمانده سامورایی ها١٨:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٦شوگانگزارش
2 | 0
دود١٨:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/١٦دخ، دخان، وافور، بخارگزارش
9 | 1
زردپی١٨:٢٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٦تاندون، وترگزارش
2 | 1
از جشن هاى ایرانیان قدیم١٨:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٦آب پاشانگزارش
2 | 1
سرزمین١٨:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٦لکا، خطه،گزارش
2 | 1
پادشاه١٨:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٦کیا، خدیو، یاوندگزارش
21 | 2
پادشاه ماردوش١٨:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/١٦ضحاکگزارش
14 | 1
بیابان بی اب و علف١٨:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٦چولگزارش
2 | 1
عریان١٨:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٦رتگزارش
5 | 0
چراغ روغن سوز١٨:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٦لنترگزارش
9 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



leprechaun١٧:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
• No one had called her a leprechaun before.
تا قبل ازین هیچ کس اورا لپرکان ( جن کوتوله ریش دراز ) ننامیده بود ( صدا نکرده بود )
5 | 1