نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
caution money: ودیعه، ، ، ، ، سپرده، ، ، پول پیش ی ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast a thing in someone's teeth: چیزی را به رخ کسی کشیدن، ، ، ، ، ، ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch someone one on the bed: غافلگیرش کرد ( روی تخت ) ، ، ، ، ، ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chees men: مهره های شطرنج
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chess men: مهره های شطرنج
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge a gun: اسلحه را مسلح کردن
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cape horn: cape hornیا دماغه هورن اسمِ یک دماغ ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry to excess: به افراط کشاندن ، ، ، ، ، ، زیاده ر ...
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call bad names: ناسزا گفتن ، ، ، فحش دادن
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call box: باجه تلفن
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call for tenders: به مناقصه گذاشتن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call in evidence: استثهاد کردن، ، ، ، ، مدرک آوردن، ، ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call off a deal: فسخ معامله
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be called up: به خدمت سربازی احضار شدن، ، ، فرخوا ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by your own admission: به گفته ی خودت، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ب ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rushing business: کسب و کار پر رونق
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz along: با سر و صدا/وزوز/همهمه در حرکت بودن ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by a mere accident: فقط به طور تصادفی، ، ، ، ، ، ، ، ، ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build a castle in the air: خانه روی آب ساختن، ، ، ، خیال پرداز ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nd or neodymium or neodymium: نیودیمیوم یا همون Nd
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the neck of a task: با تمام توان و سرعت زیادبرای انجام ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring to the hammer: به فروش رساندن در حراجی، ، ، ، به ح ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring water to one's mouth: دهان را آب انداختن، ، ، "The smell ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring a patient through: هدایت یا همراهی بیمار در یک فرایند، ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
broad a wake: کاملا بیدار
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bottom has dropped out of things: همه چیز خراب است، ، اوضاع به کلی خر ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a brassy woman: زن پررو، ، ، زن گستاخ ، ، ، زن بی پ ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break into a song: ناگهان شروع به آواز خواندن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break it off: به رابطه پایان دادن ( رابطه عاشقانه ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break someone of the habit: کسی را از یک عادت بد بازداشتن ، ، ، ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bet one's shirt that: حاضرم همه چیزمو شرط ببندم که. . . . ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bit thin: یه کم لاغره ، نحیفه، کم جونه. . . . ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bit fishy: کمی مشکوکه، ، ، ، کمی قضیه بو میده، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone god speed: کسی را به خدا سپردن، ، ، ، خدا پشت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boil over with rage: از کوره در رفتن، ، ، به شدت عصبانی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid defiance to: آشکارا در مقابل کسی ایستادگی یا مخا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
black lie: دروغ فریب کارانه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bless my heart: اگر در بافت جمله برای ابراز همدلی و ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
we are though: اما ما هستیم/انجامش میدیم، ، ، ، ، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blessed is he who: خوشا به حال کسی که، ، ، سعادت از آن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite someone ear: با تندی و عصبانیت جواب کسی را دادن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be laid up in bed: بستری بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bare possibility: یک احتمال ناچیز، ، ، ، ، ، امکان جز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bean somebody: به سر کسی چیزی زدن، ، ، پرتاب شی به ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bargain's is a bargain: حساب حساب است کاکا برادر، ، ، ، معا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good bargain: یک خرید ارزان و مناسب ، ، ، یک معام ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back someone or something: پشتیبانی کردن از کسی، ، ، ، ، ، روی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the very nick of time: سر بزنگاه ، ، ، در آخرین لحظه ، ، ، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attain one's goal: رسیدن به هدف، ، ، به آرزوی خود رسید ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be awkward with one's hands: دست و پا چلفتی بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the head of the poll: در صدر جدول، ، ، ، ، ، ، ، دارای اک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at one's own charge: با هزینه خود، ، ، علی حساب خود
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in apple pie order: کاملا مرتب و منظم و بی نقص بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you still at it: هنوز دست از آن برنداشته ای، ، ، ، ، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as tight as an owl: خیلی مست، ، ، کسی که شدیدا مشروب خو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as to that: اما در این خصوص ، ، ، در مورد آن، ، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be asking for it: خودش دارد بلا یا دردسر را سر خودش م ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lame argument: یک استدلال ضعیف، ، ، یک بحث و استدل ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
argue someone into a course of action: کسی را قانع یا وادار کردن به انجام ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
argue someone out of a course of action: کسی را از انجام کاری منصرف کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
apart from the fact that: به جز این واقعیت که ، ، ، ، ، صرف ن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assume the reins of government: زمام امور حکومت را به دست گرفتن، ، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as for that: اما در خصوص آن، ، ، اما در رابطه با ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
assert one's right: حق خود را مطالبه کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abide by one's agreement: به قرارداد خود عمل کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abide by the inevitable: در برابر تقدیر سر تسلیم فرود آوردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above one's comprehension: خارج از فهم شخص
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aged four: چهار ساله
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above the odds: بیش از حد تحمل یا انتظار
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be above onself: از خود راضی بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abreast of events: در جریان وقایع بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
administer on oath: سوگند دادن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
against a rainy day: برای روز مبادا
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all beans and buck: خوش و خرم و سرحال
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act in bad faith: با سو نیت عمل کردن، ، ، از روی نادر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act in someone's best interests: به نفع کسی عمل کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act with a high hand: با تکبر و خودکامگی رفتار کردن، ، ، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
address oneself to a task: مشغول کاری شدن، ، ، به کاری پرداختن ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act for someone: از جانب کسی اقدام کردن، ، ، ، به نم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acquit oneself of a task: وظیفه خود را به نحوه احسنت ( به خوب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acquit oneself well: خوش درخشیدن، ، ، خود را به خوبی اثب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beet root soup: سوپ چغندر
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١ ماه پیش