نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
caution money: ودیعه، ، ، ، ، سپرده، ، ، پول پیش ی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast a thing in someone's teeth: چیزی را به رخ کسی کشیدن، ، ، ، ، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch someone one on the bed: غافلگیرش کرد ( روی تخت ) ، ، ، ، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chees men: مهره های شطرنج
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chess men: مهره های شطرنج
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge a gun: اسلحه را مسلح کردن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cape horn: cape hornیا دماغه هورن اسمِ یک دماغ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry to excess: به افراط کشاندن ، ، ، ، ، ، زیاده ر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call bad names: ناسزا گفتن ، ، ، فحش دادن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call box: باجه تلفن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
call for tenders: به مناقصه گذاشتن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call in evidence: استثهاد کردن، ، ، ، ، مدرک آوردن، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call off a deal: فسخ معامله
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be called up: به خدمت سربازی احضار شدن، ، ، فرخوا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by your own admission: به گفته ی خودت، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ب ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rushing business: کسب و کار پر رونق
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz along: با سر و صدا/وزوز/همهمه در حرکت بودن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by a mere accident: فقط به طور تصادفی، ، ، ، ، ، ، ، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build a castle in the air: خانه روی آب ساختن، ، ، ، خیال پرداز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nd or neodymium or neodymium: نیودیمیوم یا همون Nd
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the neck of a task: با تمام توان و سرعت زیادبرای انجام ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring to the hammer: به فروش رساندن در حراجی، ، ، ، به ح ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring water to one's mouth: دهان را آب انداختن، ، ، "The smell ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring a patient through: هدایت یا همراهی بیمار در یک فرایند، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
broad a wake: کاملا بیدار
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bottom has dropped out of things: همه چیز خراب است، ، اوضاع به کلی خر ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a brassy woman: زن پررو، ، ، زن گستاخ ، ، ، زن بی پ ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break into a song: ناگهان شروع به آواز خواندن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break it off: به رابطه پایان دادن ( رابطه عاشقانه ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break someone of the habit: کسی را از یک عادت بد بازداشتن ، ، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bet one's shirt that: حاضرم همه چیزمو شرط ببندم که. . . . ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bit thin: یه کم لاغره ، نحیفه، کم جونه. . . . ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bit fishy: کمی مشکوکه، ، ، ، کمی قضیه بو میده، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone god speed: کسی را به خدا سپردن، ، ، ، خدا پشت ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boil over with rage: از کوره در رفتن، ، ، به شدت عصبانی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid defiance to: آشکارا در مقابل کسی ایستادگی یا مخا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
black lie: دروغ فریب کارانه
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bless my heart: اگر در بافت جمله برای ابراز همدلی و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
we are though: اما ما هستیم/انجامش میدیم، ، ، ، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blessed is he who: خوشا به حال کسی که، ، ، سعادت از آن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite someone ear: با تندی و عصبانیت جواب کسی را دادن ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be laid up in bed: بستری بودن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bare possibility: یک احتمال ناچیز، ، ، ، ، ، امکان جز ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bean somebody: به سر کسی چیزی زدن، ، ، پرتاب شی به ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bargain's is a bargain: حساب حساب است کاکا برادر، ، ، ، معا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good bargain: یک خرید ارزان و مناسب ، ، ، یک معام ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back someone or something: پشتیبانی کردن از کسی، ، ، ، ، ، روی ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the very nick of time: سر بزنگاه ، ، ، در آخرین لحظه ، ، ، ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attain one's goal: رسیدن به هدف، ، ، به آرزوی خود رسید ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be awkward with one's hands: دست و پا چلفتی بودن
٢ ماه پیش
١