نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
immense: بی شمار بسیار زیاد بی نهایت کثیر ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
attach: علاقمندی پیدا کردن وابسته بودن ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
obsess: اشتغال ذهنی داشتن ( نسبت به کسی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ionobsess: اشتغال ذهنی ذهن مشغولی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune in to: نسبت به کسی یا چیزی هشیاری داشتن نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tune in to: نسبت به کسی یا چیزی هشیاری داشتن نس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spot: نقطه زمان لحظه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very spot: همین لحظه همین جا همین نقطه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep to oneself: تنها به خودی خود به تنهایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep: keep to oneself : تنها به خودی خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
once upon a time: روزی روزگاری یه زمانی زمانی یه وقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
stem: منشا . . . برگرفته از . . . سرچشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
stem from: منشا . . . برگرفته از . . . سرچشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live life: زندگی را سپری کردن زندگی را گذراندن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
live life: زندگی را سپری کردن زندگی را گذراندن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
in this way: در این راه چنین به این وسیله بله/ چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
horrible: بسیار بسیار بد مزخرف ناگوار عامیان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tune in: tune in to نسبت به کسی یا چیزی هشیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bound: به احتمال زیاد حتما بدون شک / بی شک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bound to: به احتمال زیاد حتما بدون شک / بی شک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
auspicious coincidence: حسن تصادف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
coincidence: auspicious coincidence : حسن تصادف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
powerful: مطلق powerful calm : آرامش مطلق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
against someone's better judgment: علیرغم میل باطنیِ کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
judgment: میل against someone's better judgm ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
against: به رغم علیرغم علیرغم میل باطنیم به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
that's that: همین! والسلام! نه یعنی نه ! والسلام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's that: همین! والسلام! نه یعنی نه ! والسلام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that: That's that :همین!والسلام! نه یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
push oneself to the limit: نهایت سعی و تلاش خود را کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push oneself to the limit: نهایت سعی و تلاش خود را کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
push: push oneself to the limit : نهایت س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
caring: مراقب و مواظب Adj: She is caring ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prison: محل حبس محل بازداشت قید و بند بند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bring: اشاعه دادن گسترش دادن کشاندن / بردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
examine: با دقت نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring out: ظاهر شدن / نمایان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vulnerable: شکننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to grips: با چیزی ( مشکلی ) کنار آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work: work on = پرداختن به کاری یا چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulated: رودست خورده ! I felt manipulate باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sever: شکستن : . Her leg had not been seve ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in the brink of something: در آستانه ی چیزی بودن نزدیک به چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brink: در آستانه ی ( چیزی ) نزدیک به ( چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impulsive: بی فکر بی احتیاط عجول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thoughtfulness: تأمل ژرف اندیشی تعمق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wonder: مونده ( ام ) : I wonder if she migh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work on: به چیزی پرداختن به کاری پرداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whether: نمی دونم آیا . . . ببینم . . . آی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work up: به هیجان آوردن / هیجان زده کردن تحر ...
٢ سال پیش