مرجان میری لواسانی

مرجان میری لواسانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



concern yourself with about something١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٧concern yourself with/about something formal to become involved in something because you are interested in it or because it worries you سروکارپیدا کر ... گزارش
0 | 0
workable١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٦مفید قابل کارکرد قابل استفاده به دردخور صورت پذیر میسر ممکن کارآمدگزارش
0 | 0
technique١٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٦توانایی خبرگی کارایی قابلیت مهارتگزارش
0 | 0
complain١٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٥گِلِه کردن ناله کردن بهانه جویی کردن عیب گرفتن از عیب جویی کردن از شکوه کردن نالیدن با آه و ناله گفتن ژکیدن اعتراض کردن غرغرکردن خرده گیری کردن بهان ... گزارش
2 | 0
turn off١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦turn off = leave دست کشیدن از / دست برداشتن از Turn off theses thoughts : از این افکار دست بکش / دست بردار از این افکارگزارش
0 | 0
harness١٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢در اختیار گرفتن / تحت اختیار داشتن . تحت سلطه درآوردن به کاربستن / به کارزدن بهره بردن / بهره برداری کردن ازگزارش
2 | 0
control١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٣١در اختیار گرفتن / نحن اختیار قراردادن بهره بردن بهره برداری کردن از به کار بستن / به کار زدنگزارش
0 | 0
anchor١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١to be anchored پابرجا بودن / استوار بودنگزارش
5 | 0
to be anchored١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١پابرجا بودن / استوار بودنگزارش
7 | 0
rest٢١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ استقرارپیداکردن / ماندن : Rest in the experiencing of breathing. ( اصطلاحی است در مراقبه به این معنی که بر تجربه ی نَفَس خود استقرار پیدا کنید. بر ت ... گزارش
5 | 0
walk١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣walk away : بی خیال شدن دورشدن از جایی ( ترک کردن جایی ) رفتن از جایی پی کار خود رفتن فرار کردن گذاشتن رفتن ( بگذارید بروید ) راه افتادن و رفتن از ... گزارش
0 | 0
walkaway١٥:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣بی خیال شدن دورشدن از جایی ( ترک کردن جایی ) رفتن از جایی پی کار خود رفتن فرار کردن گذاشتن رفتن ( بگذارید بروید ) راه افتادن و رفتن از جایی به چاک ... گزارش
2 | 0
trick١٨:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢Do the trick کار را راه انداختن کار را به فرجام رساندن کاری را تمام کردنگزارش
0 | 0
do the trick١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢کار را راه انداختن کار را به فرجام رساندن کاری را تمام کردنگزارش
0 | 0
to be too much٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨از توان ( کسی ) خارج بودنگزارش
0 | 0
push٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨push someone to the limit نهایت سعی و تلاش خود را کردنگزارش
2 | 1
push someone to the limit٢٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨نهایت سعی و تلاش خود را کردنگزارش
0 | 0
ostracize١٥:٣١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦تک افتادنگزارش
2 | 0
feel١٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦پی بردن گزارش
2 | 0
to be relevant for١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢مهم ( بودن ) : I'm sorry but your personal wishes are not relevant ( = important ) in this case ( from Cambridge dictionary )گزارش
2 | 1
relevant١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢مهم ( بودن ) : I'm sorry but your personal wishes are not relevant ( = important ) in this case ( from Cambridge dictionary ) گزارش
7 | 1
to be comfortable in one's own skin٢٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٤خیال کسی از چیزی راحت بودن دل کسی از چیزی قرص بودن اعتماد و اطمینان داشتن به چیزیگزارش
5 | 0
heart touching٢٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦To be heart touching دلچسب بودن تأثیرگذاشتن تحت تأثیرقراردادن تأثیرگذاربودن به ( بر ) دل نشستن چیزی یا رفتاری گزارش
5 | 0
scenario١٥:٥٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠١قضیه ماجراگزارش
2 | 0
better١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩بهتر you are better off : برایت بهتر است که . . . محاوره : ( برات بهتره که . . . )گزارش
2 | 0
you are better off١٦:٢٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩برایت بهتر است که . . . محاوره : ( برات بهتره که . . . )گزارش
2 | 0
i can't help it١٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥I can't help it دست خودم نیست. نمی تونم کاریش بکنم. نمی تونم جلوش را بگیرم. ( جلوی کاری یا چیزی ) نمی تونم نکنم. همینه که هست.گزارش
5 | 0
help١٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥I can't help it دست خودم نیست. نمی تونم کاریش بکنم. نمی تونم جلوش را بگیرم. ( جلوی کاری یا چیزی ) نمی تونم نکنم. همینه که هست.گزارش
9 | 0
relate١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٩سروکار داشتن با . . .گزارش
5 | 0
prominent١٦:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/١٩مشهودگزارش
14 | 1
grow up١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠١growing up : بچه که بودم . . . Growing up we were rich بچه که بودم پولدار بودیم ( محاوره )گزارش
9 | 1
growing up١٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠١بچه که بودم . . . Growing up we were rich بچه که بودم پولدار بودیم ( محاوره )گزارش
14 | 1
keep١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠١Keep your nose clean سرت به کار خودت باشه ( تو کار کسی فضولی نکن! ) سرت تو کار خودت باشهگزارش
5 | 0
if١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠١what if : اومدیم اُ What if you couldn't pay my money back اومدیم ُ نتونستی پولم را پس بدی!گزارش
12 | 0
what if١٦:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠١اومدیم اُ What if you couldn't pay my money back اومدیم ُ نتونستی پولم را پس بدی!گزارش
23 | 0
keep clean١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠١Keep your nose clean سرت به کار خودت باشه ( تو کار کسی فضولی نکن! ) سرت تو کار خودت باشهگزارش
14 | 0
nose١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠١Keep your nose clean سرت به کار خودت باشه ( تو کار کسی فضولی نکن! ) سرت تو کار خودت باشهگزارش
2 | 0
keep your nose clean١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠١سرت به کار خودت باشه ( تو کار کسی فضولی نکن! سرت تو کار خودت باشهگزارش
5 | 0
nearby١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨دم ِ دست / کنار ِ دست در دسترس گزارش
12 | 1
ensure١٥:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤باعث ِ چیزی شدن It ensures that battery doesn't run down. آن ( کار ) باعث می شود باطری تمام نشود.گزارش
14 | 0
manage١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤موفق به اداره کردن، کنترل کردن و یا مهار کردن چیزیگزارش
12 | 1
observe١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤مورد توجه قرار دادنگزارش
9 | 0
timeout١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤مکث/ توقف/ وقفه/ درنگ گوشه نشانیگزارش
12 | 0
timeout١٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤مکث/ توقف/ وقفه گوشه نشاندن/ گوشه نشانیگزارش
9 | 0
train١٥:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٨improve : بهبود بخشیدن بهترکردن بیشترکردن افزایش دادن That's how you train your attention muscle به این گونه، توانایی ِ توجه کردنت را می توانی بهبو ... گزارش
7 | 0
tune١٣:٣١ - ١٣٩٩/١٢/١٢Tune into someone or something : برنامه ی خاصی را از تلویزیون تماشا کردن و یا از رادیو گوش دادن : I tuned into the baseball game last night به کسی ... گزارش
16 | 1
tune into someone or something١٣:٣١ - ١٣٩٩/١٢/١٢Tune into someone or something : برنامه ی خاصی را از تلویزیون تماشا کردن و یا از رادیو گوش دادن : I tuned into the baseball game last night به کسی ... گزارش
18 | 0
tune into١٣:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/١٢Tune into someone or something : برنامه ی خاصی را از تلویزیون تماشا کردن و یا از رادیو گوش دادن : I tuned into the baseball game last night به کسی ... گزارش
21 | 0
take time١٣:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٣٠حوصله به خرج دادن/ حوصله کردن وقت صرف کردن ( برای کاری ) تامل کردن / با تامل کاری را انجام دادن از وقتت استفاده کردن وقت گذاشتن ( برای کاری ) فرصت ... گزارش
18 | 0
if you say so١٤:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٩فقط چون تو می گیگزارش
12 | 1