مرجان میری لواسانی

مرجان میری لواسانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



work١٥:٥٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٨work with : به کار گرفتن به کار بستن پرداختن به . . . روبرو شدن با . . .گزارش
0 | 0
operate١٥:٤١ - ١٤٠٠/١٠/٢٨اتفاق افتادن پدیدار شدن رخ دادن/ روی دادن پیش آمدنگزارش
0 | 0
nowhere١٥:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٨لامکانگزارش
2 | 0
spirit١٤:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٧in the same spirit : به همین شکل به همین صورت به همین نحوگزارش
0 | 0
in the same spirit١٤:٣٢ - ١٤٠٠/١٠/٢٧به همین شکل به همین صورت به همین نحوگزارش
0 | 0
work١٨:١٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٦get all worked up : خیلی عصبانی شدن از چیزی تحریک شدن ناراحت شدن پریشان شدنگزارش
2 | 0
work up١٨:١٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٦get all worked up : خیلی عصبانی شدن از چیزی تحریک شدن ناراحت شدن پریشان شدنگزارش
0 | 0
get all work up١٨:١٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٦خیلی عصبانی شدن از چیزی تحریک شدن ناراحت شدن پریشان شدنگزارش
0 | 0
slogan١٤:٠٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٥عبارت تأکیدیگزارش
0 | 0
descipline١٨:٣٦ - ١٤٠٠/١٠/١٣دستورالعمل نظم و انضباطگزارش
2 | 0
complete١٨:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/١٣محض / تمام و کمالگزارش
2 | 0
if we are to٢٠:١٨ - ١٤٠٠/١٠/١٢To be to : قرار بر چیزی بودن . . . If we are to : اگر قرار است ماگزارش
2 | 0
to be to٢٠:١٧ - ١٤٠٠/١٠/١٢قرار بر چیزی بودن . . . If we are to : اگر قرار است ماگزارش
2 | 0
repetitiousness٢٠:١٦ - ١٤٠٠/١٠/١٢تکرارشوندگی/ مکرر / تکرر/گزارش
0 | 0
for that matter١٨:١٠ - ١٤٠٠/١٠/١٢علاوه براین / بعلاوه یگزارش
0 | 0
work١٨:٠٠ - ١٤٠٠/١٠/١٢. work at sth : همه ی سعی خود را کردن ( برای بدست آوردن چیزی یا اثبات چیزی ) سعی و تلاش فراوان کردن ( برای بدست آوردن چیزی یا اثبات چیزی )گزارش
7 | 0
work at sth١٧:٥٨ - ١٤٠٠/١٠/١٢همه ی سعی خود را کردن ( برای بدست آوردن چیزی یا اثبات چیزی ) سعی و تلاش فراوان کردن ( برای بدست آوردن چیزی یا اثبات چیزی )گزارش
2 | 0
credentials١٥:٢٣ - ١٤٠٠/١٠/٠٨هرچه که برای شما آبرو و اعتبار کسب کند. ( مدرک تحصیلی، آبا و اجداد، ثروت، مقام و . . . )گزارش
2 | 0
at some stage١٧:١٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٧سرانجام / عاقبت / بالاخره بعد از مدتی/ کمی بعد / بعد از مدت زمانی/ زمانی بعضی مواقع / بعضی اوقات یک وقتیگزارش
2 | 0
obsessively١٥:١٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٤افراط گونه به طور افراطی با میلی شدید با دل مشغولیگزارش
5 | 0
domestic١٤:٤٦ - ١٤٠٠/١٠/٠٤= private : شخصی / خصوصی / اختصاصیگزارش
7 | 0
fixation١٤:١٧ - ١٤٠٠/١٠/٠٢وابستگی گیردادن ِ وسواس گونه به چیزی یا کسیگزارش
2 | 0
in either case١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤در هر دو صورت / در هر دو مورد / در هر دو حالت / در هر صورت / در هر دو حال / در هر حال / به هر حال هم در این حالت هم در آن حالتگزارش
0 | 0
dwell١٥:٣٣ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤dwell on/upon something : مدام در مورد چیزی فکرکردن یا صحبت کردنگزارش
9 | 0
dwell on something١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤مدام در مورد چیزی فکر کردن یا صحبت کردنگزارش
0 | 0
at some point١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤روزی / یک وقتی / یک زمانی / چندصباحی / دیر یا زود/ یکی از همین روزها / وقتی زمانش برسد / سرانجام / بالاخره / بعدها /گزارش
7 | 0
pull up socks١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤برای بهبود اوضاع و شرایط سخت تلاش کردن برای پیشرفت در کاری بسیار تلاش کردنگزارش
2 | 0
regardless١٦:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠فارغ از . . . بی اعتنا به . . . بی توجه به . . . صرف نظر از . . . بدون درنظر گرفتن ِگزارش
2 | 0
serious١٥:٤٦ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠مهم / قابل توجه / بااهمیت / خطیر / پراهمیت / برخوردار از اهمیت / اثرگذار important / significant /consequential /of consequence / momentousگزارش
5 | 0
churn١٨:٣٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠١churn out چیزی را سریع و زیاد تولید کردن churn تلاطم داشتن churning متلاطم churning thoughts افکار متلاطمگزارش
2 | 0
churn out١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠١چیزی را سریع و زیاد تولید کردن churn تلاطم داشتن churning متلاطم churning thoughts افکار متلاطمگزارش
2 | 0
dawn١٨:١٦ - ١٤٠٠/٠٩/٠١dawn on/ dawn up/ dawn upon معلوم شدن ِ چیزی برای کسی آشکار شدن چیزی برای کسی فهمیدن چیزی متوجه چیزی شدن Around noon it dawned upon/ on me that I h ... گزارش
5 | 0
dawn on١٨:١٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠١معلوم شدن ِ چیزی برای کسی آشکار شدن چیزی برای کسی فهمیدن چیزی متوجه چیزی شدن Around noon it dawned on me that I had never eaten breakfastگزارش
0 | 0
dawn upon١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٩/٠١معلوم شدن ِ چیزی برای کسی آشکار شدن چیزی برای کسی فهمیدن چیزی متوجه چیزی شدن Around noon it dawned upon me that I had never eaten breakfastگزارش
2 | 0
dwell١٨:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩dwell upon تأکید و پافشاری بر چیزیگزارش
9 | 0
dwell upon١٨:٤٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩تأکید و پافشاری بر چیزیگزارش
2 | 0
keep up with١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣keep up with sb/sth پابه پای کسی یا چیزی رفتن ( در صحنه ی رقابت ) به پای کسی یا چیزی رسیدن ( در صحنه ی رقابت )گزارش
9 | 0
keep up with sb sth١٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣پابه پای کسی رفتن ( در صحنه ی رقابت ) به پای کسی رسیدن ( در صحنه ی رقابت )گزارش
5 | 0
feel funny١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣I feel funny حالم خوب نیست، احساس می کنم مریضم = I feel illگزارش
0 | 1
funny١٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣I feel funny حالم خوب نیست، احساس می کنم مریضم = I feel illگزارش
2 | 1
concern yourself with about something١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٧concern yourself with/about something formal to become involved in something because you are interested in it or because it worries you سروکارپیدا کر ... گزارش
0 | 0
workable١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٦مفید قابل کارکرد قابل استفاده به دردخور صورت پذیر میسر ممکن کارآمدگزارش
2 | 0
technique١٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٦توانایی خبرگی کارایی قابلیت مهارتگزارش
5 | 1
complain١٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٥گِلِه کردن ناله کردن بهانه جویی کردن عیب گرفتن از عیب جویی کردن از شکوه کردن نالیدن با آه و ناله گفتن ژکیدن اعتراض کردن غرغرکردن خرده گیری کردن بهان ... گزارش
5 | 0
turn off١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦turn off = leave دست کشیدن از / دست برداشتن از Turn off theses thoughts : از این افکار دست بکش / دست بردار از این افکارگزارش
9 | 0
harness١٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢در اختیار گرفتن / تحت اختیار داشتن . تحت سلطه درآوردن به کاربستن / به کارزدن بهره بردن / بهره برداری کردن ازگزارش
9 | 0
control١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٣١در اختیار گرفتن / نحن اختیار قراردادن بهره بردن بهره برداری کردن از به کار بستن / به کار زدنگزارش
0 | 0
anchor١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١to be anchored پابرجا بودن / استوار بودنگزارش
7 | 1
to be anchored١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/١١پابرجا بودن / استوار بودنگزارش
7 | 0
rest٢١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩ استقرارپیداکردن / ماندن : Rest in the experiencing of breathing. ( اصطلاحی است در مراقبه به این معنی که بر تجربه ی نَفَس خود استقرار پیدا کنید. بر ت ... گزارش
12 | 0