مریم سی سی

مریم سی سی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



leave aside٠٧:٥٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٧کنار گذاشتن مساله ایگزارش
16 | 0
work out١٣:٥٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٩پیش رفتن If everything works out wellگزارش
69 | 1
home grown٠٨:٤٤ - ١٣٩٨/٠١/٢٥محلیگزارش
18 | 1
mesmerize٢١:٥٥ - ١٣٩٨/٠١/٢٢Mesmerise امریکن mesmerize است.گزارش
7 | 0
tax allowance٠٨:١٩ - ١٣٩٨/٠١/١٨معافیت مالیاتیگزارش
0 | 0
do down a treat١٢:١٤ - ١٣٩٨/٠١/١٠محبوب شدن To be going down a treat گزارش
2 | 0
harbour١٠:٥١ - ١٣٩٨/٠١/٠٨Protectionگزارش
16 | 1
humanitarian٠٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠١/٠٨انسانی Humanitarian catastrophe فاجعه انسانیگزارش
18 | 1
lingering٠٨:٠٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٨همیشگیگزارش
9 | 1
pa١٩:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/٠٧=personal assistant someone who works as a secretary for one person گزارش
21 | 0
pa١٩:٢٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٧منشیگزارش
23 | 0
blew over١٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠١/٠٧کم اهمیت شدن فراموش شدنگزارش
0 | 0
phasein١٧:٤٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٧Gradually started using آغاز به استفاده به آرامی Phase in a compeletly new system of office admininistration.گزارش
5 | 0
sedentary٢١:١٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٦Nomadic and sedentary چادر نشین ( کوچ کننده ) و یکجانشین بطور مثال در گذشته شکارچیان چادرنشین بودند چون دایما در هر کوچ کردن بودن و کشاورزان یکجا ن ... گزارش
12 | 1
criticising١٩:٤٨ - ١٣٩٨/٠١/٠٦He gets upset if he feels people are criticising him. او ناراحت میشه اگه احساس کنه که مردم ازش انتقاد میکنن!گزارش
5 | 1
spectacle١٠:١٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٦Spectacles عینکگزارش
32 | 0
aside١١:١٠ - ١٣٩٨/٠١/٠٥Commentگزارش
14 | 2
dispense with٠٩:١٢ - ١٣٩٧/١٢/٢٧Dispense with somebody or something صرفنظر از کسی یا چیزیگزارش
18 | 1
live up٠٨:٣١ - ١٣٩٧/١٢/٢٧Live up expectations برآورده کردن انتظاراتگزارش
44 | 1
letdown١٩:٤٦ - ١٣٩٧/١٢/٢٦Letting down بلند کردن لباسگزارش
34 | 8
letdown١٩:٤٥ - ١٣٩٧/١٢/٢٦Letting out گشاد کردنگزارش
34 | 11
dominating١٠:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/٢٦حاکمگزارش
0 | 0
bounce١٧:٢٨ - ١٣٩٧/١٢/١٧برای emailهم بکار برده میشود ایمل برگشت داده میشود the email will bounceگزارش
30 | 1
at that point٢٠:٢٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٤در آن زمانگزارش
39 | 0
touches on issues١٤:٤٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٢سرو کار داشتن با مسائلی کهگزارش
5 | 1
give an account of١٧:٠٩ - ١٣٩٧/١١/٢٨توضیح دادنگزارش
41 | 1
strenuously١٦:٥٥ - ١٣٩٧/١١/٢٨قاطعانهگزارش
18 | 1
bumped into٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٢٥ملاقات کسی به صورت تصادفیگزارش
41 | 0
tuning٢١:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٠٦Tuning the instrument کوک کردن سازگزارش
21 | 1
blast out٢٠:١١ - ١٣٩٧/١١/٠٦صدلی خیلی بلندگزارش
16 | 0
instruct٠٨:٢٩ - ١٣٩٧/١١/٠٥دستور دادنگزارش
39 | 2
take out a mortgage١٤:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦وام مسکن گرفتن برای مثال . I do not to take out a mortgage نمیخوام وام مسکن بگیرم.گزارش
30 | 1
strike up١٠:٢٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢١برقراری آغاز مثلا strike up a friend ship برقراری رابطه یا دوستی گزارش
55 | 1
put up٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٨1. ساختن یک ساختمان 2. نوشتن یه چیزی روی یک تیکه کاغذ و زدن آن بر روی دیوار 3. راه انداختن چیزی مثل چادر مسافرتی 4. قبول شرایط بد یا رفتار بد گزارش
78 | 1
due to٢٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٨Was due to قرار بودگزارش
85 | 1
admit١١:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٦مترادف است با confess گزارش
51 | 2
tenants٠٨:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/١٦مستاجران گزارش
21 | 1
state owned٠٨:٣٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٦State - owned enterprise سرمایه گذار دولتیگزارش
2 | 0
rescuer٠٨:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٦امدادگرگزارش
60 | 0
ground١٨:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/١٢Grounda for an appeal دلیلی برای درخواستگزارش
18 | 3
reintegrating١٨:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٢ادغام مجدد گزارش
2 | 0