پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (٢,٠٠٣)
شناخته شده - روشن شده
به پارسی = گوشه نشینی - دوری گزینی -
نهفتن - تنهایی گزیدن - دوری گزیدن - به جای کم رفت و آمد پناه آوردن - دور از مردم شدن
کم رفت و آمد هم چمار می گردد
هماهنگ شدن
هماهنگ کردن
به پارسی : مزه ها - گوارایی ها
خواست درونی برای کامجوییِ زیاده خواهانه در راستایخوشگذرانی و تن آسایی
کامجویی در راستای براوردنِ زیاده خواهی هایِ اهریمنی
واژه ای پارسی جایگزینِ واژه بیگانه توجیه
هایسته
ویژگی هایِ راستین یا دروغین انگاری و رفتاری که آشکار می گردد و بر پایه آن کس شناخته می شود
برجسته کردن - ارج دادن
شاید چهره کارتونی را بتوان برای این واژه جایگزین نمود - شخصیّت کارتونی = چهره کارتونی
به پارسی واژه به واژه = درکشیِ نگر دیگران
به پارسی : استواندنِ خود
به پارسی : گراینده شدن - به سویی چرخیدن -
به پارسی : گراینده
خوراندن هم چمار می گردد
به پارسی = با بیشترین انداره توان
دور از پسند - دور از خواسته - دور از پسند به نگر بنده بهتر می تواند این واژه بیگانه را چمار دهد .
به پارسی : نبود ترازمنیِ روانی ناپایداری روانی که به دگرش یافتنِ سخت و تند در سهش ها ( احساسات ) و خوی و رفتارِ ناهماهنگ با چگونگیِ فرمانروا در یک پ ...
به پارسی : نبود ترازمندی
به پارسی : انگاشت ها یا گمانه هایِ بیهوده
به پارسی :انگاشت ها - گمانه ها
در برخی باره ها حساسیت در کار هم بکار می رود که به پارسی شاید مهندی و نکته سنجی جایگزین درستی برای آن باشد . این کار از حساسیتّت خاصی برخوردار است =ب ...
به پارسی = گزاره کردن - زند کردن
به پارسی = به کار رفته - در برخی باره ها گساریده
به پارسی : زمان درخور - پیشامد برجسته
فرجودگونه
پَرزه = فتیله
به پارسی = گستره خالی
به پارسی = پهنه یا پیراگیرِ مرده
به پارسی : پهنه یا پیراگیرِ سبز
به پارسی : بکار آمد - فایده مند شد
پارسی واژه بیگانه اتمسفر
تنده بسته شده از منی مرد در پیوند با تخمک زن
دانه هایِ آفریننده همانندِ گیاهان یا هر روینده دیگر
به پارسی : فرمانروای ویر - نخش گرفته در ویر
به پارسی = نیکخواهی
به پارسی = بدونِ نگرورزی ، بدونِ رویکرد - ضرف نظر از اینکه = بدونِ رویکرد به اینکه - صرف نظر کردن = چشم پوشی کردن ، بخشیدن
به پارسی = در آشفتگی
به پارسی : گزاره ناپذیر
پاکسازیِ سرشت
تزکیه نفس = خودپایی برایِ مهار زیاده خواهی هایِ تن در راستایِ تن آسایی و کامجویی هایِ اهریمنی
به پارسی : از گونه
بدونِ رویکرد در برخی باره ها - بی توجه به اطراف : بدونِ رویکرد به پیرامون - بی توجه = بدونِ رویکرد
پیش بینی نشدنی
به پارسی = به گونه وراگ
ارزش دادن