مجید حاجتمند

مجید حاجتمند

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



quid pro quo١٢:٠٤ - ١٤٠١/٠٥/٢٥گرو کشیگزارش
0 | 0
flabbergasted١٤:١٦ - ١٤٠١/٠٥/٢٢چشمها چهار تا شدنگزارش
0 | 0
user based١٣:٥٩ - ١٤٠١/٠٥/١٨کاربرپایه ( نقل از ماهنامه پیوست )گزارش
0 | 0
military drills١٢:٤٩ - ١٤٠١/٠٥/١٨رزمایشگزارش
0 | 0
roadshow١٠:٢٨ - ١٤٠١/٠٥/١٨رُوّد شو ( با ضمه و تشدید روی واو خوانده شود )گزارش
0 | 1
clochard١٠:١٤ - ١٤٠١/٠٥/١٢استاد جیره خوار ، استاد اجاره ایی ، ( مثل تحقیقاتی که از میدان انقلاب تهران در میاد ) استادی که از دیگران برای انجام تحقیق برای آنها مزد دریافت می ... گزارش
0 | 0
bum٠٩:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/١٢کارتن خوابگزارش
0 | 0
clochard٠٩:٤٠ - ١٤٠١/٠٥/١٢کارتن خواب ،گزارش
0 | 0
bronx cheer١٦:١٢ - ١٤٠١/٠٥/١٠شیشکی ( نقل از علی صلح جو )گزارش
0 | 0
retrospect and prospect١٣:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/١٠گذشته و آینده . . .گزارش
0 | 0
inclusion١١:٥٥ - ١٤٠١/٠٥/١٠به حساب آمدن ، داخل آدم دانستن ، محلی از اعراب داشتنگزارش
0 | 0
sacred cow٠٨:٣٩ - ١٤٠١/٠٥/١٠هاله مقدس ، شمائیل مقدسگزارش
0 | 0
flyover country١٦:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٨بیابان بی آب و علف ( به تحقیر برای شهرهایی که نادیده انگاشته میشوند ) Parts of Britain are occasionally labeled "flyover country" , even if 90% of t ... گزارش
0 | 0
سرزمین زیر پرواز١٦:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٨بیابان بی آب و علف ( به تحقیر برای شهرهایی که نادیده انگاشته میشوند ) Parts of Britain are occasionally labeled "flyover country" , even if 90% of t ... گزارش
0 | 0
ape١٦:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٨ادای چیزی را درآوردن . . . مثلا They ape its languageگزارش
0 | 0
demitab١٦:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٨The demitab or demi - tab ( from the French "demi" for half tabloid ) is 8 in � 10 1⁄2 in ( 203 mm � 267 mm ) , i. e. roughly one half of a sheet of ... گزارش
0 | 0
obsessed١٥:١٦ - ١٤٠١/٠٥/٠٨فکر و ذکر !گزارش
2 | 0
henpecked١٤:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٥زخم زبون خورگزارش
0 | 0
browbeat١٢:٥٤ - ١٤٠١/٠٥/٠٥با تشر وادار بکاری کردن ، نسخ کشیدنگزارش
0 | 0
henpeck١٢:٤١ - ١٤٠١/٠٥/٠٥زن متهاجم و غرغروگزارش
0 | 0
waketh١٥:٤٠ - ١٤٠١/٠٥/٠٤بیداری ! third - person singular simple present indicative form of wakeگزارش
0 | 0
mobilization١١:٥٧ - ١٤٠١/٠٥/٠٤تجهیز کارگاه Mobilization demobilization برچیدن کارگاه ( در شرکتهای نفتی )گزارش
0 | 0
mobilize١١:٥٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٤آماده سازی ، تجهیز در شرکتهای نفتی امور مربوط به آماده سازی منطقه برای کار روی مخازن نفتی از جمله جاده سازی و . . . . . To mobilize oil rigگزارش
2 | 0
tax holiday١٠:٤١ - ١٤٠١/٠٥/٠٤تخفیف مالیاتی ، کاهش موقت مالیاتیگزارش
0 | 0
levrat١٥:٤٦ - ١٤٠١/٠٥/٠٢ازدواج کردن اجباری با برادر شوهر پس از فوت شوهر ( نقل از علی صلح جو ، از گوشه کنار ترجمه )گزارش
0 | 0
levrated١٥:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٢( نقل از علی صلح جو ، کتاب گوشه کنار ترجمه ) ازدواج کردن اجباری با برادر شوهر پس از فوت شوهر she levrated in 1850گزارش
0 | 0
less jupiter than icarus١٦:٥٣ - ١٤٠١/٠٤/٢٥شباهت کمتری به جویپتر و شباهت بیشتری به ایکاروس داشتن ( جمله نقل از اکونومیست ) Less X than Y, where X and Y are nouns, is a structure that we use t ... گزارش
0 | 0
soggy١٤:٥٢ - ١٤٠١/٠٤/٢٥نامتعارف ، غیر عادی ، نقل از مجله اکونومیست most countries are facing soggy growth, infl�ation, squeezed living standards and a savage political ba ... گزارش
0 | 0
bookmaker١١:٥٨ - ١٤٠١/٠٤/٢٠مسئول شرط بندیگزارش
0 | 0
research onion١١:٢٥ - ١٤٠١/٠٤/٢٠شمای کلی پژوهشگزارش
0 | 0
positivist١١:١٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٠اثبات گرایی positivism اثبات گرا positivistگزارش
0 | 0
pet peeve١٠:٢٠ - ١٤٠١/٠٤/٢٠حال بهم زن ، رو مخ One of my pet peeve is people who do not know how to properly chew gumگزارش
2 | 0
raft١٠:١٦ - ١٤٠١/٠٤/٢٠1 ) کلک ، زورق 2 ) بسیاری ، میزان زیادی The raft of media coverageگزارش
0 | 0
unsurprising١٠:٣٥ - ١٤٠١/٠٤/١٥( نقل از فرهنگ معاصر ) جای تعجب ندارد که . . . ، تعجبی ندارد که . . . it is unsurprising that تعجب آور نبودنگزارش
2 | 0
sagged١٦:٣٢ - ١٤٠١/٠٤/١٣افت ، تنزل . . مثال از اکونومیست Biden 's popularity has saggedگزارش
0 | 0
malnurished١٦:١٥ - ١٤٠١/٠٤/١٣سوء تغذیهگزارش
2 | 0
ripped off١٣:١٨ - ١٤٠١/٠٤/٠٨1 ) کلاه سر کسی گذاشتن ، گوش بریدن 2 ) پاره کردنگزارش
2 | 0
take the measure of١٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٤/٠٧to have or get a good understanding about what is needed to defeat or deal with ( someone one is competing against ) She failed to take the measure ... گزارش
0 | 0
inch up١٢:٥٩ - ١٤٠١/٠٤/٠٥آهسته حرکت کردنگزارش
0 | 0
generalist١٢:٢٧ - ١٤٠١/٠٤/٠٥غیر متخصص ، دانش کلی داشتنگزارش
0 | 0
edge up١٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٤/٠٥آهسته و پنهانی نزدیک شدن اند ک اند ک جمع شدن To approach or move toward a target little by little, or furtively.گزارش
0 | 0
drinking the kool aid١٤:٢٧ - ١٤٠١/٠٤/٠٤چشم بسته چیزی را قبول کردن ، با طناب پوسیده کسی داخل چاه رفتن . جالبه بدونین که قضیه ی این drink the Kool - Aid بر میگرده به نوامبر سال ۱۹۷۸ که بزر ... گزارش
2 | 0
frat party١٤:٠٨ - ١٤٠١/٠٤/٠٤مهمانی دانشجویی ، مجردی . .گزارش
2 | 0
london rocket seeds١٥:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٤( نقل از فرهنگ سلمیان حییم ) خاکشیرگزارش
0 | 0
contributions١٠:٢٢ - ١٤٠١/٠١/٣١نقل از فرهنگ علوم انسانی داریوش آشوری سهم ( در نوشتن ) قلم یاریگزارش
2 | 1
contribution١٠:٢١ - ١٤٠١/٠١/٣١نقل از فرهنگ علوم انسانی داریوش آشوری سهم ، پ ( در نوشتن ) قلم یاریگزارش
2 | 1
readers١٦:١٩ - ١٤٠١/٠١/١٤خوانندگان کتابگزارش
0 | 1
proposal٠٩:١٢ - ١٤٠١/٠١/٠٨پیشنهاد پژوهشی پیشنهاده ( نقل از فرهنگستان ادب فارسی )گزارش
5 | 0
building society١١:١٧ - ١٤٠١/٠١/٠٧موسسه اعتباری مانند موسسه اعتباری مللگزارش
2 | 1
company secretary١٠:٠٧ - ١٤٠١/٠١/٠٧دبیر هیئت مدیره ( رابط مالی و حقوقی در هیئت مدیره )گزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



dwindling١٣:٥٦ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• Supplies of coal are dwindling fast.
عرضه ذغال سنگ به سرعت در حال کاهش است .
0 | 0
chartered accountant١٠:٠٦ - ١٤٠١/٠١/٠٧
• For company secretary they settled on a 34-year-old chartered accountant called Michael Henshaw.
بعنوان دبیر هیئت مدیره مایکل هنشاو 34 ساله را مستقر کردند
0 | 0