١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٢٦ بازدید

Write down the definition of the words " glowing " and " twinkling " .

١,٧٩٧
٨ ماه پیش
٧ رأی

1. Glowing Definition:   "Glowing" describes something that emits a steady, soft light or radiance. It can also refer to something metaphorically radiant, like praise or emotion.   Examp ...

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٣٣ بازدید

روش‌های مختلف گردآوری "داده‌های ثانویه" را نام ببرید. به چه داده هایی "داده‌های ثانویه" میگن ؟

١ سال پیش
٦ رأی

تعریف داده‌های ثانویه:  داده‌های ثانویه، داده‌هایی هستند که در زمان گذشته از طریق منابع اولیه، جمع آوری شده. و در دسترس محققان قرار می‌گیرند تا در تحقیقات خود از آن استفاده کنند. این داده‌ها نسب ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠٥ بازدید

میشه چند تا معادل انگلیسی برای  "took a chance"  بگید 

١ سال پیش
٣ رأی

take a chance  ریسک کردن    شانس خود را امتحان کردن   قمار کردن    به مخاطره انداختن    دل به دریا زدن   خطر کردن    

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٥٥ بازدید

"stick one's neck out"  معادل فارسی این اصطلاح 

١ سال پیش
٤ رأی

آبروی خود را به خطر انداختن  خود را به خطر انداختن  خود را در معرض تمسخر قرار دادن  گردن فرازی کردن  مثال:   His friend will never stick his neck out to try and help other people. دوستش هیچ وقت آبروی خودش را به خطر نمی‌اندازد تا به بقیه مردم کمک کند. مثال از : https://www.google.com/amp/dic.b-amooz.com/en/dictionary

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٢٩ بازدید

"play into one's hands"  همون بازیچه دست کسی شدنه یا معنی دیگه ای میده ؟

١ سال پیش
٥ رأی

به دلخواه دیگری رفتار کردن به دام شخص دیگر افتادن  به نفع کسی دیگر کار کردن  در  زمین کسی دیگر بازی کردن 

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٠١ بازدید

کاربرد و ترجمه ی  "I'm a bundle of nerves"

١ سال پیش
٣ رأی

کاربرد: فرد  مضطرب فرد نگران و عصبی کسی  که بی‌قرار و ناآرامه ترجمهٔ این جمله میتونه اینا باشه : اعصابم  داغونه.  عصبی‌ام.  جمله‌های نمونه : The robbery was a frighten ...

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٠٠ بازدید

میشه کلمه ی  "decoupling"  رو تو جمله بکار ببرید 

١ سال پیش
٥ رأی

به معنی  تجزیه، تفکیک، جداسازی  جمله‌های نمونه : Gasoline prices have been decoupled from crude oil prices.   The issue threatened to decouple Europe from the United States.   ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٨٩ بازدید

"own up to sth"  یعنی چی؟ 

١ سال پیش
٤ رأی

گردن گرفتن، اعتراف کردن  اگر قبول می‌کنید که اشتباه کرده و یا کار نادرستی انجام داده‌اید؛ می‌توانید از own up برای بیان این عمل استفاده کنید. فعل own up یکی از افعال عبارتی یا phrasal verbs انگل ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٤٩ بازدید

معنی اصطلاح  "you are a perfect ten" تو فارسی چس میشه ؟

١ سال پیش
٥ رأی

A perfect ten به کسی یا چیزی  میگن که جذاب و بی‌نقص باشه.  مثل  همون اصطلاحی که معمولا استفاده می‌کنیم و میگیم فلانی یا فلان چیز،  ده از دهه.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٦٤ بازدید

معنی اصطلاح "he / she   has a bad reputation"

١ سال پیش
٤ رأی

bad reputation  به معنی بدنام، بدآوازه یا حتی بی‌آبرو  بودنه.

١ سال پیش
١