پاسخهای مهسا ماهی
Write down the definition of the words " glowing " and " twinkling " .
1. Glowing Definition: "Glowing" describes something that emits a steady, soft light or radiance. It can also refer to something metaphorically radiant, like praise or emotion. Examp ...
روشهای مختلف گردآوری "دادههای ثانویه" را نام ببرید. به چه داده هایی "دادههای ثانویه" میگن ؟
تعریف دادههای ثانویه: دادههای ثانویه، دادههایی هستند که در زمان گذشته از طریق منابع اولیه، جمع آوری شده. و در دسترس محققان قرار میگیرند تا در تحقیقات خود از آن استفاده کنند. این دادهها نسب ...
میشه چند تا معادل انگلیسی برای "took a chance" بگید
take a chance ریسک کردن شانس خود را امتحان کردن قمار کردن به مخاطره انداختن دل به دریا زدن خطر کردن
"stick one's neck out" معادل فارسی این اصطلاح
آبروی خود را به خطر انداختن خود را به خطر انداختن خود را در معرض تمسخر قرار دادن گردن فرازی کردن مثال: His friend will never stick his neck out to try and help other people. دوستش هیچ وقت آبروی خودش را به خطر نمیاندازد تا به بقیه مردم کمک کند. مثال از : https://www.google.com/amp/dic.b-amooz.com/en/dictionary
"play into one's hands" همون بازیچه دست کسی شدنه یا معنی دیگه ای میده ؟
به دلخواه دیگری رفتار کردن به دام شخص دیگر افتادن به نفع کسی دیگر کار کردن در زمین کسی دیگر بازی کردن
کاربرد و ترجمه ی "I'm a bundle of nerves"
کاربرد: فرد مضطرب فرد نگران و عصبی کسی که بیقرار و ناآرامه ترجمهٔ این جمله میتونه اینا باشه : اعصابم داغونه. عصبیام. جملههای نمونه : The robbery was a frighten ...
میشه کلمه ی "decoupling" رو تو جمله بکار ببرید
به معنی تجزیه، تفکیک، جداسازی جملههای نمونه : Gasoline prices have been decoupled from crude oil prices. The issue threatened to decouple Europe from the United States. ...
گردن گرفتن، اعتراف کردن اگر قبول میکنید که اشتباه کرده و یا کار نادرستی انجام دادهاید؛ میتوانید از own up برای بیان این عمل استفاده کنید. فعل own up یکی از افعال عبارتی یا phrasal verbs انگل ...
معنی اصطلاح "you are a perfect ten" تو فارسی چس میشه ؟
A perfect ten به کسی یا چیزی میگن که جذاب و بینقص باشه. مثل همون اصطلاحی که معمولا استفاده میکنیم و میگیم فلانی یا فلان چیز، ده از دهه.
معنی اصطلاح "he / she has a bad reputation"
bad reputation به معنی بدنام، بدآوازه یا حتی بیآبرو بودنه.