دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٢٤,٠٨٥
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٢١
لایک
لایک
٢,٢٩٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٧

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٣,١٧٤
رتبه
رتبه در بپرس
٨٠
لایک
لایک
٢٤٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٣

به هیچ عنوان و در مقابل واژهٔ �هرآینه� است.

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٢

برابر پارسی: هرآینه و هیچ آینه نیز نقطهٔ مقابل این واژه است.

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٢

گمراه کننده

دیدگاه
٣

به انگلیسی: ( روان شناسی ) Transformative learning

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٥

کاغذتا

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٩٠ بازدید

Write down the definition of the words " glowing " and " twinkling " .

٣ ماه پیش
٦ رأی

1. Glowing Definition:   "Glowing" describes something that emits a steady, soft light or radiance. It can also refer to something metaphorically radiant, like praise or emotion.   Examp ...

٣ ماه پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠٩ بازدید

روش‌های مختلف گردآوری "داده‌های ثانویه" را نام ببرید. به چه داده هایی "داده‌های ثانویه" میگن ؟

١ سال پیش
٥ رأی

تعریف داده‌های ثانویه:  داده‌های ثانویه، داده‌هایی هستند که در زمان گذشته از طریق منابع اولیه، جمع آوری شده. و در دسترس محققان قرار می‌گیرند تا در تحقیقات خود از آن استفاده کنند. این داده‌ها نسب ...

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٨٠ بازدید

میشه چند تا معادل انگلیسی برای  "took a chance"  بگید 

١ سال پیش
٢ رأی

take a chance  ریسک کردن    شانس خود را امتحان کردن   قمار کردن    به مخاطره انداختن    دل به دریا زدن   خطر کردن    

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٣٢ بازدید

"stick one's neck out"  معادل فارسی این اصطلاح 

١ سال پیش
٣ رأی

آبروی خود را به خطر انداختن  خود را به خطر انداختن  خود را در معرض تمسخر قرار دادن  گردن فرازی کردن  مثال:   His friend will never stick his neck out to try and help other people. دوستش هیچ وقت آبروی خودش را به خطر نمی‌اندازد تا به بقیه مردم کمک کند. مثال از : https://www.google.com/amp/dic.b-amooz.com/en/dictionary

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠٧ بازدید

"play into one's hands"  همون بازیچه دست کسی شدنه یا معنی دیگه ای میده ؟

١ سال پیش
٤ رأی

به دلخواه دیگری رفتار کردن به دام شخص دیگر افتادن  به نفع کسی دیگر کار کردن  در  زمین کسی دیگر بازی کردن 

١ سال پیش