مهدیه

مهدیه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



go on forever٢١:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦طول کشیدن یه چیزی که دوستش ندارین و هی کش میادو تصور کنید: this is going on forever این قراره کلی طول بکشهگزارش
0 | 0
pins and needles١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦یعنی سوزن سوزن شدن قسمتی از بدن یا خواب رفتگی اون قسمت ( وقتی زیاد یکجا میشینید معمولا این اتفاق میوفته ) البته به حالت کنایه به معنی داشتن شور و شو ... گزارش
0 | 0
yello٠٠:١٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦همون Hello هست اما به طور غیررسمی و بیشتر پای تلفن استفاده میشهگزارش
0 | 0
get the picture٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥get the picture? گرفتی چی شد؟گزارش
0 | 0
curses٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٣٠غیر فعل به عنوان حرف ندا هم ازش استفاده میشه و در مواقع ناراحتی و برای تاسف میگن. معادل این کلمات ( معنی نه معادل! ) لعنت! گندش بزنن! اه! Curses! F ... گزارش
0 | 0
touch١٦:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩معنی حس لامسه هم میده haven't you lost your touch? حستو از دست ندادی؟گزارش
5 | 0
meet the eyes١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩به چشم خوردن دیدنگزارش
0 | 0
out for the count٠١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩در خواب بسیار عمیق بودنگزارش
0 | 0
be out for the count٠١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩در خواب بسیار عمیق بودنگزارش
0 | 0
swat٠١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩ٌحنه ای رو تصور بکنید که فردی با مگس کش داره رو هوا به مگسه ضربه میزنه و موفق نمیشه و این ضربات تکرار میشه. به این حالت میگن Swatting نمیشه در یک کلم ... گزارش
5 | 0
tear up٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩این معانی رو میده hang out: بیرون رفتن و خوشگذرانی کردن ( Tear it up ) to become tearful: چشما پر اشک بشه اینو میگن To make someone upset: کسیو نارا ... گزارش
5 | 0
out of your gourd٠٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩are you out of your gourd? دیوونه شدی؟ زده به سرت؟ حالت خوبه؟! ( یعنی حالت خوب نیست ) هیچ می فهمی چی داری میگی؟گزارش
0 | 0
singed٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Singed اگر از کلمه Sing بیاد یعنی خوانده شده - سروده شده ( صفت مفعولی ) با تلفظ سینگد Singed اگر از کلمه Singe بیاد یعنی سوخته شده - کز داده شده ( صف ... گزارش
2 | 0
singed٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨( مقداری ) سوخته slightly burntگزارش
0 | 0
see٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧I still don't see من هنوز متوجه نمیشم see به معنی فهمیدن و متوجه شدن هم هست I'll go first. see? من اول میرم. فهمیدی؟ این معنی رو هم میده که بگیم دید ... گزارش
0 | 0
that's it٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧that's it دیگه کافیه! بسه دیگه!گزارش
2 | 0
checkered past٢٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥گذشته ننگین سو سابقهگزارش
0 | 0
checkered٢٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥شطرنجی شده به طور کنایه آمیز هم می تونه به معنای منشوری باشه. مثلا: Your checkered past یعنی گذشته شطرنجی ( گوینده نمی خواد مستقیم به گذشته طرف اشاره ... گزارش
5 | 0
on assignment٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥در حال انجام وظیفه Doing a jobگزارش
0 | 0
get off٢٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥معنی پاک کردن یا حذف کردن هم میده I got off the Internet از اینترنت پاکش کردم با پایینی اشتباه نشه! I got of the Internet از اینترنت سفارش دادمگزارش
2 | 0
the whole deal٢٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥یعنی همه، همه چیز that wasn't that I expected before yeah, but this is the whole deal! این چیزی نبود که قبلا دربارش فکر می کردم آره ولی این همه شه ( ... گزارش
0 | 0
vaporise٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤اصلش vaporize هست به معنی تبخیر کردنگزارش
0 | 0
riot٢٢:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤she is riot فکر می کنم معنی معرکه یا نادر بده اون یه کیس نادره اون معرکه استگزارش
2 | 0
stall٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤stall somebody: سرشونو گرم کن کسی رو مشغول کردن کسی رو معطل کردنگزارش
0 | 0
barf bag٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣کیسه ای که تو هواپیما می ذارن برای کسایی که حالشون به هم میخوره؛ کیسه استفراغگزارش
0 | 0
follow someone's lead١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣to do the same thing that someone else has done تقلید کردن پیروی کردن ( به طور مو به مو )گزارش
2 | 0
burst bubble٠١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣ذهنیت کسی رو خراب کردن گفتن حقایق و تلاش برای عوض کردن عقاید یه نفر نابود کردن تصورات عوض کردن عقیده یا طرز فکر فرض کنید عقیده یک نفر مثل حبابه و ... گزارش
0 | 0
burst someone's bubble٠١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣ذهنیت کسی رو خراب کردن گفتن حقایق و تلاش برای عوض کردن عقاید یه نفر نابود کردن تصورات عوض کردن عقیده یا طرز فکر فرض کنید عقیده یک نفر مثل حبابه و ... گزارش
0 | 0
who am i kidding٠١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣دارم سر کی کلاه میذارم؟ دارم کیو مسخره می کنم؟ دارم کیو گول می زنم؟ خودمونیم. . . دارم کیو گول میمالم؟ یعنی همه اش دارم خودمو گول میز نم و واقعیت ا ... گزارش
0 | 0
parenting 101٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣اصول اولیه نگه داری از فرزند چیزهای پایه برای پدر یا مادر بودن در واقع 101 برای هر تاپیکی استفاده میشه. مثل cooking 101 یعنی اصول اولیه آشپزیگزارش
0 | 0
not it٠٠:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣من نیستم من پایه نیستم من نه!گزارش
0 | 0
put the brakes on٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣خودمونی: یواش تر ترمز کن دستی رو بکش بابا معادل: به کجا چنین شتابان؟ مگه داری سر می بری؟ کجا با این عجله؟گزارش
0 | 0
bust a gut٠٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣از خنده روده بر شدنگزارش
0 | 0
pure of heart٢١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١دل پاک، معصوم ( به خصوص برای بچه ها )گزارش
0 | 0
payback time٢١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢١زمان تسویه حساب It's payback time یعنی وقت تسویه حسابه!گزارش
0 | 0