نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
temper: از شدت چیزی کاستن The heat in this ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
letdown: بلند ترکردن ( بزرگترکردن ) لباس با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take in: دررابطه با لباس به معنی تنگ تر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
close fitting: بدن نما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sourpuss: آدم غرغرو، ایرادگیر، نق زن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lump: تَر و خشک رو باهم سوزوندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spin: قضیه رو اون مدلی توجیه کنی که میخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
black eye: همون بادمجون زیر چشم به اصطلاح خودم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cheerleader: ۱ - این گروهای هفت هشت نفره ( معمول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rant: داد و بیداد راه انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rant: داد و بیداد راه انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
spiral: فرایند پیوسته و تدیجی به سمت بهتر ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
utter: از این کلمه میتونید برای دعا، نماز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lever: کبد: liver اشتباه نکنید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respectable: خوب و قابل رضایت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take it for granted: ظاهرا دوستان معنی این اصطلاح رو با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
confront: Confront sb with/about sth مچ کسیو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
astray: Lead sb astray گمراه کردن کسی ( با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
case: پرونده قضایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
outgoing: اگر با s اومد، خرج و مخارج زندگی Ou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
applause: این کلمه درجایگاه اسم بکار میره فعل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intrude: با interfere with sb/sth مترادف میب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intrude: تاثیر منفی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revolt: اسم: سرکشی و یاغی گری شورش فعل: سرک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
straggle: جناب صباغ جسارتاً فکرمیکنم چیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
howl: ۱ - زوزه کشیدن حیوانات ۲ - زوزه ۳ - ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tasteful: این کلمه برای غذا استفاده نمیشه برا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
minimal: جزئی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do up: به قول معروف دستی به سرو روی ساختمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beat up: در امریکن به معنای ضعیف کشی هم میشه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the ball: به اصطلاح خودمون بخوام بگم، تیز و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
topnotch: رده بالا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a way with somebody: اینکه خوب بتونی با کسی یا چیزی سروک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a way with somebody: اینکه خوب بتونی با کسی یا چیزی سروک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whack: براساس دیکشنری لانگمن: ضربه زدن، ضر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
futures: دقت کنید که future با futures متفاو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
talk over: بحث و مشورت با کسی قبل تصمیم گیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gift of the gab: The gift of the gab توانایی صحبت کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gift of the gab: The gift of the gab توانایی صحبت کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
critical: در رابطه با انتقاد این کلمه دو جور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at fault: مقصر و مسئول اتفاقی که افتاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at fault: مقصر و مسئول اتفاقی که افتاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
to blame: این اصطلاح توی جمله به عنوان صفت دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat’s whiskers pyjamas: something or someone that is better ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the bee’s knees: دیکشنری لانگمن: خیلی خوب و عالی بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wait on a person hand and foot: به قول معروف بیای واسه کسی نوکری کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a wobbly: To suddenly become angry or frighte ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be in great form: Be in/on top/great/good/fine etc fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shake in one's shoes: احساس لرزشی که توی بدن هنگام ترسیدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
check over: چک کردن چیزی برای اطمینان از درستی ...
٢ سال پیش