برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهدی باقری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

251 افزایش دادن و تقویت کردن ١٣٩٩/٠١/٣١
|

252 گیاهی را از ریشه از زمین کندن
و مجبور کردن کسی به ترک کردن محل زندگیش به جایی دیگر(همراه با ناراحتی)
١٣٩٩/٠١/٣١
|

253 درخشان بودن و برق زدن (سطح خیس یا روغنی) ١٣٩٩/٠١/٣١
|

254 دوران جوانی ١٣٩٩/٠١/٣١
|

255 میتونید ازش یه عنوان یه واحد شمارش برای یه گروه آدم استفاده کنید:
A gang of youths/youngsters/kids/teenagers
١٣٩٩/٠١/٣١
|

256 رنگ سبزآبی، که آبی فیروزه ام هم گفته میشه ١٣٩٩/٠١/٣١
|

257 در رابطه با اشکال هندسی به معنای هرمی شکل، و نوک تیز میباشد ١٣٩٩/٠١/٣١
|

258 By the way
راستی
اتفاقاً
١٣٩٩/٠١/٣١
|

259 کار بدقلق ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

260 اورژانسی ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

261 تنها یه قسمت کوچک از غذارو خوردن
She could only pick at her meal
١٣٩٩/٠١/٣٠
|

262 کسی که با ملاحظه و درنظر گرفتن تمامی جواب پیش میره که موجب ناراحتی اسباب اذیت کسی نشه ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

263 مخالف اغراق کردن میشه در توصیف چیزی ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

264 جمله ای که نتونه اونجوری که باید و شاید یه چیزیو توصیف کنه ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

265 آسیب روحی روانی زدن ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

266 صخره مرجانی==> coral reef
این همون صخره های مرتفع کنار اقیانوسه
١٣٩٩/٠١/٣٠
|

267 کلی بخوای حساب کلی به معنی حمال
Porter
١٣٩٩/٠١/٣٠
|

268 تاکسی
و اگر به عنوان فعل بیاد معنای اون دور زدن هواپیما توی باند برای اینکه بتونه تیک آف کنه
١٣٩٩/٠١/٣٠
|

269 منفجره ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

270 ارتباط ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

271 Not truth at all ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

272 تعادل، آرامش و سنگینی
نگه داشتن یه چیزی روی یه چیز دیگه با حفظ تعادل
مثلا روی سرت یه توپ نگه داری
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

273 نگران و ناراحت
مشکل و گرفتاری
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

274 دچار آبریزش بینی
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

275 بیرون زدن چیزی pop out/off
برای یه مدت کوتاه جایی بودنو برگشتن، که حالا خودمون میگیم یه سر برم فلانجا و بیام pop in/out/by
گرفتن گوش براثر تغیی ...
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

276 اداره کردن
بکار بستن
اجرا کردن
تجویز کردن
دادن
١٣٩٩/٠١/٢٦
|

277 پرستیج (prestige) ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

278 فرایند پیچیده امور اداری که با کاغذ بازی و یه سری اسناد و مدارک غیرضروری همراه است ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

279 مخالفِ لیبرال ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

280 عقیده سیاسی سنت گرایی و پیروی از سنت و آداب و رسوم قدیمی ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

281 حکومت سلطنتی، مثل انگلستان, اما این سلطه به این معنا نیست که اونا حکمران و فرمانروا باشن. ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

282 از معانی مهم این کلمه:
•دلیل
•نکته
•مورد
•موضوع اصلی
•نقطه
•اشاره کردن با دست به طرفی
•نشانه گیری با اسلحه
•راهنمایی کردن کسی ...
١٣٩٩/٠١/٢٤
|

283 راه رفتن درحالت عدم تعادل ( نمونه ش کسی که مسته)
تحت تاثیرقرار دادن و شوکه کردن
١٣٩٩/٠١/٢٤
|

284 رییس، مدیر، مسئول سازمان، شرکت، موسسه و… ١٣٩٩/٠١/٢٤
|

285 قابل توجیه ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

286 فرایند نفوذ اسپرم به تخم ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

287 Exact ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

288 اینکه برای یه مدت کوتاه بطور ازمایشی کارکنی که ببینی کارت چطوره ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

289 نامناسب در مورد اندازه و سایز لباس ١٣٩٩/٠١/٢٣
|

290 جمله بصورت سوالیه و وقتی یه مسئله ای هست که فکرمیکنی اوکیه درحالیکه بقیه میگن مشکل داره و شما میای میگی : خب مشکلش چیه، اشکال کار کجاست؟! ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

291 کسی را مجبور به ترک یا انجام کاری کردن ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

292 اعتراف
اجازه ورود
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

293 مدرسه ای غیردولتی که توسط والدین اداره میشه ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

294 انتخاب کردن و عضو کردن شخصی در یک گروه، کمیته‌ و… با توافق همه اعضا
#دیکشنری_لانگمن
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

295 معانی زیادی داره
سطح صاف
پنچر لاستیک
نرخ مصوبی که قابل کم و زیاد شدن نیست
یه واحد آپارتمان
لحن صدای بی حس و یکنواخت
کفش پاشنه کوتاه
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

296 تورم اقتصادی، و بالا رفتن قیمت ١٣٩٩/٠١/٢٢
|

297 اگر suck up بصورت فریزال ورب بیاد به معنای چاپلوسی کردن
اما اگر up فقط به عنوان حرف اضافه باشه معنای مکیدن میده
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

298 پاتوق کردنِ جایی، که دم به دم پاشی بری اونجا ١٣٩٩/٠١/٢١
|

299 همگی روزانه باهاش سروکار داریم، توی سایتها یه سری کلمه های معمولا کلیدی هستن راجع به یه مسئله ای، که این کلمات که زیرشونم خط کشیده و یجورایی با خودشو ... ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

300 نرم افزارایی که برای یه مدت کوتاه بطور رایگان استفاده میکنی و بعدش اگه بخوای بازم استفاده کنی باید بخریش، عین دانلود منیجر یا وی پی ان ها که بعد یه م ... ١٣٩٩/٠١/٢٠
|