برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهدی باقری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 این کلمه درجایگاه اسم بکار میره
فعل این کلمه applaud است
١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

152 اگر با s اومد، خرج و مخارج زندگی
Outgoings
١٣٩٩/٠٣/٠١
|

153 رنگ سبز مایل به زرد روشن ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

154 پرونده قضایی ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

155 احساس عذاب وجدان ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

156 Lead sb astray
گمراه کردن کسی(با عقاید نادرست)، امر به منکر(تشویق کسی به انجام کار غلط) به بیراهه بردن
The older boys led him astray
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

157 Confront sb with/about sth
مچ کسیو گرفتن(متهم کردن با سند)
I confronted him with my suspicions, and he admitted everything
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

158 ظاهرا دوستان معنی این اصطلاح رو با
take somebody/something for granted
اشتباه گرفتن، درواقع معانی این فریزال: قدرندانستن و انتظار بیجا داشتن ا ...
١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

159 خوب و قابل رضایت ١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

160 کبد: liver
اشتباه نکنید
١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

161 از این کلمه میتونید برای دعا، نماز و نیایش استفاده کنید:
Utter a prayer
١٣٩٩/٠٢/٢٥
|

162 فرایند پیوسته و تدیجی به سمت بهتر یا بدتر شدن.
The company is in a downward spiral
١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

163 داد و بیداد راه انداختن ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

164 ۱-این گروهای هفت هشت نفره(معمولای دخترای خوشگلتر) در مسابقات مثلا والیبال و بسکتبال یه سری چیزارو میپوشن توی دستاشون و بطور هماهنگ میرقصن. که به هری ... ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

165 قسمتی از گروهی یا سیستمی بودن
یا به گروهی یا سیستمی تعلق داشتن
Some of the patients we see do not fit neatly into any of the existing categori ...
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

166 همون بادمجون زیر چشم به اصطلاح خودمون
Jack looked like someone had given him a black eye
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

167 قضیه رو اون مدلی توجیه کنی که میخوای
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

168 Somebody's head is spinning
احساس سرگیجه داشتن
I was pouring with sweat, and my head was spinning
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

169 تَر و خشک رو باهم سوزوندن ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

170 وقتی که یه صدا، مزه، بو و…میاد بر صدا و مزه‌ی دیگری غالب میشه و باعث میشه شما دیگه متوجه اون ضعیفه نشی.
Liz turned on a radio to mask the noise
١٣٩٩/٠٢/٢١
|

171 آدم غرغرو، ایرادگیر، نق زن ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

172 بدن نما ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

173 دررابطه با لباس به معنی تنگ تر کردن میشه نه کوتاه کردن.
برای کوتاه کردن میتونید از take up استفاده کنید.
١٣٩٩/٠٢/٢١
|

174 بلند ترکردن(بزرگترکردن) لباس با باز کردن بخشهای تا شده ش
The skirt is too short, it needs letting down
فقط مراقب باشید وقتی لباس کوتاه بود از ا ...
١٣٩٩/٠٢/٢١
|

175 از شدت چیزی کاستن
The heat in this coastal town is tempered by cool sea breezes
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

176 گروه کُر ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

177 سُم : hoof
پنجه: paw
چنگال حیوانات: claw
بنظرم پنجه نگیم بهتره
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

178 Deserted wife/child/husband
کسی که (زن، مردیا بچه) تنهاست و همسرش، مادرش یا پدرش ترکش کرده.

In practice, the treatment of widows and deser ...
١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

179 خفت و خواری
a life of poverty and degradation
١٣٩٩/٠٢/١٨
|

180 دقیقتر بخوایم بهش بپردازیم اون روش از صحبت کردنه که برای مثال شما برای کلاست تاخیر داری و معلم یا استاد در واکنش به تاخیرتون میگه چقد زوداومدی، یعنی ... ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

181 اصطلاح به دنبال نخود سیاه فرستادن، حتما باید با کلمه fool's errand بیاد.
Send sb on) a fool's errand)
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

182 از لحاظ ظاهری ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

183 کسانی که گوشت مصرف نمیکنند، اما گیاهخوار هم نیستند. ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

184 اگه با food بیاد،
فرآوری شده با مواد نگهدارنده
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

185 a skilled scientist who has a lot of power in industry or government ١٣٩٩/٠٢/١٦
|

186 Canned music/laughter
اهنگها و موسیقیهایی که از قبل ضبط شدن و توی رادیو ازشون پخش میکنن، و اون خنده هایی که توی سریال فرندز بود هم جز canned laugh ...
١٣٩٩/٠٢/١٦
|

187 احساس دوستی و برادری بین افراد ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

188 مهماندار هواپیما و کشتی(مرد)
اما بدلیل بار معنایی این کلمه(تبعیض جنسیتی) از flight attendant استفاده میشه.
Stewardess=مهماندار زن
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

189 بشریت، تلقی کردن همه‌ی انسانها به عنوان یه قوم ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

190 این کلمه جایگزین کلمه third-world-country است
که ممکنه بیان کردن کشور جهان سومی یه مقدار تبعیض امیز باشه
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

191 خاطرکسی را از چیزی آسوده کردن ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

192 Rave reviews/reports
تشویق و تمجید شدید برای یک نمایش جدید، کتاب و غیره، در روزنامه یا مجله
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

193 Costume: لباس
Custom: عرف، اداب و رسوم، سنت، گمرک (اگر با s بیاد)
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

194 یک ورزش تیمی بت و توپ است که بین دو تیم ۱۱ نفره انجام می‌شود
ظاهرش تو مایه های بیس باله
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

195 جنسیت گرایی ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

196 در نظر گرفتن مسئله ای به عنوان مشکل، درصورتی مشکل نباشه ١٣٩٩/٠٢/١٣
|

197 از مد افتاده ١٣٩٩/٠٢/١٣
|

198 خیریه ١٣٩٩/٠٢/١٣
|

199 شیرخوارگاه، مکانی از نوزادان در تایم کاری والدین مراقبت میکنن( بریتیش)
Day care center (امریکن)
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

200 جدی گرفتن هشدار و اخطار و ملاحظه کردن اون ١٣٩٩/٠٢/١٣
|