محبوبه امیر

محبوبه امیر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



دل به کار دادن١٥:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢Put one's shoulder to the wheel Formal, Set to work vigorouslyگزارش
0 | 0
هر چه بیشتر بهتر١١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠١The more the merrierگزارش
2 | 0
you don't have the guts٢٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧جراتش رو نداریگزارش
9 | 0
جراتش رو نداری٢٢:١٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧You don't have the gutsگزارش
5 | 0
مبارک باشه٢١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧Kudos to you Nice one Congratsگزارش
9 | 0
بهت قول میدم٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠You have my wordگزارش
5 | 0
for your own safety١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠به نفع خودتهگزارش
5 | 0
سنگ تمام گذاشتن١٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٨Go whole hog Go to townگزارش
9 | 0
از خودم در اوردم١٠:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/١٨I made it upگزارش
7 | 0
الکی گفتن١٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٨Made upگزارش
7 | 0
impact bias١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠٤/١١پیش داوری مخربگزارش
7 | 0
i don't mean to pry١٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/١٦قصد فضولی ندارمگزارش
12 | 0
on the pricey side١٨:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/١٦نسبتا گران قیمتگزارش
9 | 0
repel٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/١٥از خود راندنگزارش
7 | 0
on the grounds of١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/١١با توجه بهگزارش
7 | 0
keep your lips sealed١٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩این حرف بین خودمون بمونهگزارش
7 | 0
در کل١٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠By and largeگزارش
9 | 0
ریزه کاری ها١٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠Ins and outsگزارش
7 | 0
scribbling١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩خط خطی کردن گزارش
7 | 1
don't sass me٠٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨با من گستاخانه حرف نزنگزارش
7 | 1
abandonment١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣نیمه کاره رها کردنگزارش
12 | 0
entertaining١١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣پذیرشگزارش
9 | 1
from the very beginning١٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٨از همان آغازگزارش
9 | 0
brisk market١٨:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٨بازار گرمی داشتنگزارش
9 | 0
the extent to which١٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٨آن مقداری که، چه مقدارگزارش
14 | 0
روی برتافتن٢١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٥Turn awayگزارش
12 | 0
bondsmen١٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٠در متون قدیمی:بندگان گزارش
9 | 0
hosta١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩گل سوسنگزارش
9 | 0
poinsettia١٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩گل کریسمس، گل دختر سفیرگزارش
9 | 1
festive١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩نشاط آور، دلگشا، طربناکگزارش
9 | 1
born to the purple١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨در رفاه به دنیا آمدنگزارش
9 | 1
just a heads up١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣فقط محض اطلاعگزارش
14 | 1
فقط جهت اطلاع١٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣Just a heads upگزارش
12 | 1
طریقت١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/١٩Mystic pathگزارش
14 | 1
سماع١٧:٣١ - ١٤٠٠/٠١/١٩Whirling dance Mystic dance musicگزارش
16 | 1
underlying١٠:١٩ - ١٤٠٠/٠١/١٢ذیلگزارش
21 | 0
covered with٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/١٢پوشیده شدن از The mountains were covered with snow کوه ها پوشیده از برف شدندگزارش
12 | 0
افراد ناباب٠٠:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٠٩Unsavory people Association with unsavory people brought me here مرا همنشینی با افراد ناباب به اینجا کشاند.گزارش
14 | 0
i glowered back٢٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٨من بهش چشم غره رفتمگزارش
16 | 0
waned١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٧از رونق افتادگزارش
25 | 0
i almost forgot١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٧داشت یادم می رفتگزارش
25 | 0
guilty of١٤:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٧محکوم به؛ He was guilty of murder او محکوم به قتل بودگزارش
14 | 0
i'm afraid for you١٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٧نگرانتمگزارش
12 | 0
turn off the faucet٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٠٧شیر آب را ببندگزارش
14 | 0
bearing١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٦دارابودن؛در بر داشتنگزارش
34 | 0
cry١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٦Cry wolf به معنی چوپان دروغگو است cry به معنی گریه. در واژه قبلی اشتباه ثبت شده استگزارش
12 | 1
bedroom eyes٢٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٥چشمان اغواگرگزارش
12 | 0
desperately look for sth١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٥در به در دنبال چیزی گشتنگزارش
9 | 0
i'm dying to know١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٥خیلی مشتاقم بدونمگزارش
7 | 0
خیلی مشتاقم بدونم١٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٠٥I'm dying to knowگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



anticipation١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨
• She waited in eager anticipation for Robert to arrive.
او مشتاقانه چشم به راه رسیدن رابرت بود.
0 | 0
GAS١٦:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩
• Those acrobats were a gas.
بندباز ها سرگرم کننده بودند
0 | 0