نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
assumptions: تصورات
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slice: مقطع، ورقه، برش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mastery: مهارت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disengage: دست کشیدن از چیزی یا کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dropping: افت پیدا کردن کاهش یافتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
لازم الاتباع: binding
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
subscribe: مشترک شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
volume: میزان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delivering: فراهم کردن وفا کردن به عهد تحقق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tough minded: سر سخت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go in on something: شراکتی خریدن چیزی و سهیم بودن همه م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring to: نشان دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mastery: مهارت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subscribe: مشترک شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in proportion to: به نسبت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ترتیب داده شده: Drawn up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
قطعات سهام: bonds
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
علت قانونی: legal reason
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play: به کار گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ineffectively used: بی استفاده، بلا استفاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
about: به معنای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fail on: مسامحه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pattern: عادت صفات و خصوصیات فردی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonobvious: غیرمعمول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tough minded: سر سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discussion: بررسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up flaws: بر طرف کردن نواقص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
activate: مطرح شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have driven: دست یافته اند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in time: زمان مناسب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get aligned: مرتب کردن در یک خط مستقیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hop over something: پریدن از روی چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uncalled: ناخواسته، بی مورد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unofficial source: منبع ناموثق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
1 based: با عدد یک شروع می شود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tree of concept: نمودار درختی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dimensioned: طراحی شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plot: روی نمودار نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
inflict a wound: زخم زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
missing link: حلقه مفقوده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plausible excuse: عذر موجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a jerry builder: بساز و بفروش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hand of the time: دست روزگار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got wise to him: دستش را خواندم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak candidly: بی پرده صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a herculean task: کار حضرت فیل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cook somebody's goose: نقش برآب کردن، عقیم گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to put one's card on the table: دست خود را رو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jump into the lion's mouth: خو را توی دهن افعی انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to laugh in someone's face: به ریش کسی خندیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
went the whole hog: سنگ تمام گذاشت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goofs off: از زیر کار در می رود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fall down on: شکست خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spindle fibers: تارهای دوکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spindle fibers: تارهای دوکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emerging: نوین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a fourtune: پول و پله به هم زدن، بار خود را بست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here is the rub: دقیقا مشکل همین است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go in on something: شراکتی خریدن چیزی و سهیم بودن همه م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
specify: قید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
thereto: به آن ها
٢ سال پیش