DP了KiNG,,,iRi

DP了KiNG,,,iRi pubg mobile:DP了KiNG7iRi

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



realized١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢متوجه شدگزارش
0 | 0
کتاو١٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢به کوردی یعنی: کتابگزارش
0 | 0
rainman١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢یکی از رمزهای سازمان ایلومیناتی! RA:خدای مصریان باستان IN:ملحق شدن MAN:رفیق ( به "را" ملحق شو رفیق ) خیلی از رپر ها روح خودشون رو به شیطان ( rainm ... گزارش
0 | 1
قاضی محمد١٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٣١رهبر کورد ها👑✌️ بنیانگذار حکومت کورد، که به دست شاه اعدام شد.گزارش
2 | 1
freak١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩عجیب و غریب، چیز غریبگزارش
2 | 0
سلام١٦:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩سلام به عربی:أهلا سلام به انگلیسی:hello سلام به رومانی:Salut سلام به کوردی کورمانجی:merheba سلام به کوردی سورانی: سلاو سلام به آلمانی:hallo چیز دیگه ... گزارش
37 | 0
dark web٠٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩یه سایت که ۷۵% کل وب رو گرفته! ( سایت، قاتل، هکر و. . . ) رفتن به این سایت بسیار خطرناکهگزارش
12 | 0
hadji٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤به معنی حاجی Hadji my wood!!!!به معنی"حاجی پشمام:/"گزارش
2 | 0
حمید هیراد١٢:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣خوانندهツگزارش
5 | 0
lamb١٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١گوشت برهگزارش
5 | 0
RT٢١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٧RT: Abbreviation for the word right مخفف واژه ی �right�گزارش
7 | 0
ترکیه٠٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٧یه کشور دارای یک عدد خر به نام �اردوغان� می باشد. . . ツگزارش
28 | 1
middle east٠٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٧معنی:خاورمیانهگزارش
16 | 0
مزوکه٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/١٧در زبان کوردی کلمه ی �مَزوکه ( تلفظ:مَزوکَ ) � به معنی "مارمولک"گزارش
9 | 0
پوتک١٩:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/١٣پوریا پوتک: یوتیوبر، رپرگزارش
25 | 1
walter white٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠اسم یکی از شخصیت ها در سریال �briking bad�، ( افسار گریخته�گزارش
16 | 0
breaking bad١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧زمین خوردن بد، شکست خوردن بد، اسم یه سریال پنج فصلی، سریالش خداااااای همه سریال هاست👌گزارش
23 | 1
supercell١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢اسم یک کمپانی بازی سازی ( براول استارز، کلش آف کلنز، کلش رویال، هی دی، کلش هیرو و. . . از بازی های این کمپانی هستند. ) معنی:فوق ستارهگزارش
14 | 0
king١٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١١پادشاه، امپراطور ( معنی اصلی پادشاهه ) ، سَروَرگزارش
12 | 0
kurdish١٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/١١واژه ی �کردی� اشتباه است. صورت صحیح نوشتن ✵کوردی✵ می باشد.گزارش
16 | 0
کوردی١٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/١١زبان های کوردی یک زنجیره گویشی از زبان های هندواروپایی در شاخهٔ زبان های ایرانی غربی هستند که کُردها هم اینک با آن ها سخن می گویند. زبان های کردی از ... گزارش
18 | 0
ژیار١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩اسم ژیار در اسامی پسرانه و دخترانه ژیار نوع: پسرانه ریشه اسم: کردی معنی: شهرنشینی ، تمدن ، زندگی شهری ژیژیس نوع: دخترانه ریشه اسم: فارسی معنی: نام ند ... گزارش
12 | 0
ژیان١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩زندگی، به زبان ♯کوردی♯گزارش
16 | 0
ماهی گیر١٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩هعی روزگار . . . Fisherman Dragger Angler Fisherگزارش
12 | 0
girlfriend١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦دوست دختر😐 رِل😐گزارش
16 | 0
tv stand١٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦زیرتلویزیونی ( میز تلویزیون )گزارش
18 | 0
temperatures١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦دما، حرارت ( البته گاهی اوقات هم به معنی تَب میشه )گزارش
16 | 1
shit١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢١به معنی مدفوع هستشگزارش
14 | 1
پانزده١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٩Fifteenگزارش
18 | 0
i'll١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٩مخفف i willگزارش
25 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



host٢١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٧
• As host of the party, he greeted the guests at the door and introduced everyone.
او به عنوان میزبان مهمانی ، او از مهمانان درب منزل استقبال کرد و همه را معرفی کرد.
7 | 1
downtown١٠:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٠
• I work downtown, but I live in the suburbs.
من در مرکز شهر کار می کنم، اما در حومه شهر زندگی می کنم.
18 | 0
breast١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩
• The bird is primarily gray with a red breast.
پرنده در درجه اول خاکستری با سینه قرمز است.
14 | 1
girlfriend١٧:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦
• My brother and his girlfriend are getting married soon.
برادرم و دوست دخترش بزودی ازدواج میکنند.
18 | 0