k lover

k lover

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



lightweight١٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦در مورد انسان اگه به کار بره میتونه به معنی آدم با علم، اندیشه و درک ناچیز باشه اگه در مورد کتاب، برنامه های تلوزیونی، فیلم و غیره باشه میتونه به معن ... گزارش
30 | 1
associate٢١:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٧با کسی پریدن!گزارش
39 | 6
poor١٥:٤٠ - ١٣٩٧/١٠/٠٣طفلی، طفلکگزارش
51 | 2
dodgeball٢٢:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩بازی وسطیگزارش
46 | 1
crack up٠٠:٤٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤از خنده روده بر شدن، یا دیگران را از خنده روده بر کردنگزارش
136 | 1
unsuspecting١٥:٢٢ - ١٣٩٧/٠٨/١٩از همه جا بی خبرگزارش
150 | 1
Alias١٤:٤٤ - ١٣٩٧/٠٨/١٩وقتی در حوزه فیلم و بازیگران مورد استفاده قرار بگیرد به معنای در نقشِ میباشد، مثلا Shahrzad series star, shahab Hosseini alias ghobad که یعنی ستاره م ... گزارش
21 | 1
exploit١٤:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٩کار خفنگزارش
39 | 5
either way٢٠:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/٠٦به هر حالگزارش
80 | 1
what the hell١٣:٢٦ - ١٣٩٧/٠٨/٠٦ببینید وقتی حالت سوالی داشته باشه یه جورایی همون what هست، با این تفاوت که گوینده یه جورایی اعصاب نداره! مثلا what are you saying یعنی چی میگی ولی wh ... گزارش
989 | 4
tinge٢٣:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/٠٤1 - تُن، مثلا تُنِ قرمزی Her hair color has reddish tinge. 2_ رد، مثلا رد رژلب Did you noticed the tinge of lipstick on his face?گزارش
28 | 1
masculinity٢٢:٣٤ - ١٣٩٧/٠٨/٠٤مردانگیگزارش
37 | 0
plain٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٨/٠٣صحرا، زمین مسطح خشک و بی آب و علفگزارش
37 | 5
day care center١٣:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣معادل فارسی دقیقی وجود ندارد و ترجمه تحت الفظی آن مرکز مراقب های روزانه است. ولی در صورتی که منظور محلی برای نگهداری از نوزادان است میتوان آن را معاد ... گزارش
34 | 1
braxton hick١٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣گرفتگی و انقباض رحم در دوران بارداری و قبل از رسیدن به تاریخ زایمان کاملاً طبیعی و بی خطر است. این تمرینی است که رحم برای روز زایمان خود را آماده می ... گزارش
2 | 0
spontaneous٠١:٠٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣ناگهانیگزارش
51 | 1
rouge٠٠:٢٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣رژ گونه گزارش
30 | 0
unfortunately١٧:٢١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢شوربختانهگزارش
67 | 5
flar up٠١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢تشدید شدن، شعله ور شدن، ( بیماری ) عود کردن، طغیان کردنگزارش
2 | 1
day to day٠٠:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢روزمرهگزارش
2 | 0
lamaze١٣:٠١ - ١٣٩٧/٠٥/٠١لاماز روشی برای مدیریت درد زایمان است و شامل استفاده از تکنیک های تنفسی مادر برای کنترل و کاهش درد در هنگام زایمان طبیعی می باشد.گزارش
60 | 0
panty liner١٤:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٨نوار بهداشتیگزارش
7 | 0
treated٢٠:٣٩ - ١٣٩٧/٠٤/٠١فرآوری شدهگزارش
94 | 3
aromatherapy٠٠:٤٠ - ١٣٩٦/٠٩/٢٠رایحه درمانیگزارش
103 | 1
mediate٢٣:٠٢ - ١٣٩٦/٠٩/١٩تعدیل کردن اثر چیزی، به خصوص تعدیل کردن اثرات منفیگزارش
90 | 1
cuff٢٢:٤٨ - ١٣٩٦/٠٩/١٩بازوبند پارچه ای ( حاوی تیوب هوا ) برای سنجش فشار خونگزارش
90 | 1
ambivalent١٨:١٣ - ١٣٩٦/٠٩/١٩دودل، مردد ( مثلا چیزی را هم زمان دوست داشتن و نداشتن )گزارش
80 | 1
sweep aside٢٣:٢٤ - ١٣٩٦/٠٩/١٨نادیده گرفتن، اهمیت ندادن to refuse to consider sth or to treat it as importantگزارش
25 | 0
meridian٢٣:١١ - ١٣٩٦/٠٩/١٨( طب سوزنی چینی ) گذرگاه های انرژی در بدن که در طب سوزنی، سوزن های مخصوص به این نقاط وارد میشوند.گزارش
131 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده