برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

جلال نجاریزدی

جلال نجاریزدی مترجم زبان انگلیسی 1984
I fall in love with you too

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اصطلاح: خام و بی تجربه ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

2 رکورد شکنی ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

3 آدم خوار، زن هرزه ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

4 مرد شاغل، کارمند، کارگر، حقوق بگیر ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

5 خدمتکار زن، پیشخدمت زن، نظافتچی زن ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

6 خدمتکار زن، پیشخدمت زن، نظافتچی زن ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

7 پوشاک، تن پوش ١٣٩٩/١٢/١٤
|

8 پیش زمینه ١٣٩٩/١٢/١٤
|

9 همسطح کردن ١٣٩٩/١٢/١٤
|

10 like Usa ١٣٩٩/١٢/٠٩
|

11 ماسماسک ١٣٩٩/١٠/٠٩
|

12 Whispering interpretation
ترجمه نجوایی
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

13 تصریح ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

14 ناشکری ١٣٩٩/٠٩/٢١
|

15 خاطره انگیز ١٣٩٩/٠٩/١٧
|

16 خاطره انگیز ١٣٩٩/٠٩/١٧
|

17 یک جو اهمیت نمی دهد (همیشه منفی میاد). ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

18 در متون سیاسی به معنی" کابینه شخصی" می باشد. ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

19 پاگنده: که در کوههای اورست زندگی می کند

.another term for Bigfoot
١٣٩٩/٠٩/١١
|

20 اقتباس ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

21 Intersemiotic translation
ترجمه از یک زبان ملفوظ به یک نظام نشانه ای
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

22 متواضعانه ١٣٩٩/٠٦/١٢
|

23 تصحیح ١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

24 غلط انداز ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

25 دانشجوی معدل الف
Grade A
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

26 SYN
announced
اعلام شده
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

27 خلف وعده ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

28 اغراق کردن ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

29 منت گذاشتن ١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

30 تدلیس، خیانت، نارو ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

31 تیول یا انعام ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

32 کشتزار ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

33 ترجمه آزاد ١٣٩٩/٠٤/٠٣
|

34 موثر، سودمند ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

35 غیر قابل فهم ١٣٩٩/٠٣/٢٧
|

36 ارزیابی مجدد ١٣٩٩/٠٣/١٨
|

37 روزی ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

38 زبان شناسی:
گشتار
١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

39 نقطه مقابل ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

40 تفسیر دوباره ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

41 در تحلیل مقابله ای به معنای "ادغام" است. ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

42 بومی ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

43 Speaking two dialects
به افرادی که به دو گویش صحبت می کنند گفته می شود.
١٣٩٩/٠٣/٠١
|

44 استفاده اشتباه از یک کلمه بجای کلمه ایی دیگر به دلیل شباهت تلفظی آنها به یکدیگر. ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

45 اصل بقای اصلح ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

46 راحت باش ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

47 1. سوتی دادن
2. زیادی حرف نزن
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

48 همنام
به واژه هایی گفته میشود که شکل گفتار و نوشتار آن یکسان باشد، ولی معنای کاملا متفاوتی داشته باشد.
مانند کلمه pupil که هم به معنای مردمک چش ...
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

49 فعل دوگذرا، فعل دو مفعوله ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

50 فعل دوگذرا، فعل دو مفعوله ١٣٩٩/٠٢/١٧
|