PhD.Lotfalipoor_Hossein

PhD.Lotfalipoor_Hossein Freelancer

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



angry١٦:٠٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٦شدیداللحن angry correspondence = نامه شدیداللحنگزارش
9 | 1
correspondence١٦:٠٥ - ١٤٠٠/١٠/٢٦نامه ، نامه نگاری ، مکاتبه ، اعلام یا اعلان کتبیگزارش
2 | 1
refurbishment١١:٣٨ - ١٤٠٠/١٠/١٩( عمران / معماری و ساختمان ) : تعمیر اساسی ، بازسازی ، نوسازیگزارش
2 | 1
relaxed١٥:١٢ - ١٤٠٠/١٠/١٥ساده ، راحتگزارش
7 | 1
ring١١:٠٤ - ١٤٠٠/١٠/١٥شعله گاز A lit ring on a gas hob at a home یک شعله روشن روی یک اجاق گاز در خانهگزارش
0 | 1
vat١٠:٥٦ - ١٤٠٠/١٠/١٥value - added tax ( VAT ) مالیات بر ارزش افزوده ( انگلیس ) => حتی قبوض انرژی مانند گاز ، آب و برقگزارش
2 | 1
saddened١٠:٠٩ - ١٤٠٠/١٠/١٥بسیار ناراحت ، محزون ، غمگینگزارش
5 | 1
face to face٠٩:٥٢ - ١٤٠٠/١٠/١٤رخ به رخ ، رو در رو ، چهره به چهره ، رو در رو ، مقابلگزارش
5 | 1
flat out١٣:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/١٣بسیار تلاش کردن و زحمت کشیدن ، از پا درامدنگزارش
0 | 1
condemn١٣:٠٢ - ١٤٠٠/١٠/١٢شمرده شدن ، در نظر گرفته شدنگزارش
2 | 1
accommodation٠٩:٢١ - ١٤٠٠/١٠/١١خانه ، سرپناه ، محل سکونت / استقرارگزارش
5 | 1
longest serving١٤:٥٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٧با سابقه ترینگزارش
7 | 1
mixing١٤:٢٧ - ١٤٠٠/١٠/٠٧روابط / مناسبات اجتماعیگزارش
2 | 1
amid١٣:٠٨ - ١٤٠٠/١٠/٠٧در زمان ، حینگزارش
5 | 1
grapple١١:١٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٧مقابله کردن ، رویارویی ، تقابلگزارش
2 | 1
refusenik١١:٣٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٥معترضگزارش
0 | 1
fast track١٢:٥٢ - ١٤٠٠/١٠/٠٤فوریگزارش
0 | 1
powerful١١:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٤مثمر ثمر، اثربخش، اثرگذار، تاثیرگذار، ثمربخش، جایگیر، سودبخش، کارآ، کارگر، گیرا، مثمر، مفید، نافذ، نافع، نتیجه بخش، عامل، کاری، کارساز، کارآمد،گزارش
16 | 1
sermon٠٩:٥٩ - ١٤٠٠/١٠/٠٤سخنرانیگزارش
0 | 1
kick off٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/١٠/٠٤دورانداختنگزارش
5 | 1
story٠٩:٥٥ - ١٤٠٠/١٠/٠٤رویدادگزارش
5 | 1
thaw out١٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/٣٠کم کم از بین بردنگزارش
0 | 1
self declaration٠٩:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٣٠خوداظهاریگزارش
2 | 1
self identification٠٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٩/٣٠خودشناسیگزارش
7 | 1
address١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٩توضیح دادن به ، توجیه کردن ، قانع کردنگزارش
2 | 1
crumbling١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٨رو به زوال ، از بین رفتنی ، نابود شدنی ، رو به انحلال ، رو به انزوال ، سقوط ، نزول ، پستی ، حقارت ، کوچکیگزارش
0 | 1
sprawling city١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٧کلانشهر ، ابر شهر ، شهر وسیعگزارش
9 | 1
sleaze١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٧انحرافگزارش
0 | 1
come into force١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤اجباری شدنگزارش
0 | 1
rebel١١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٩/٢٤قیام کردنگزارش
5 | 1
imprisonable١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٣غیر قابل حبس، جرمی که به آن حکم حبس نمی دهند ، حکم حبس به آن جرم یا مجرم تعلق نمی گیرد / داده نمی شودگزارش
0 | 1
destabilizing١١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢سخت a difficult week = a destabilising week هفته سخت / ناآرامگزارش
0 | 1
destabilizing١١:٣٦ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢نا آرام ، بحرانی destabilising week = هفته ناآرامگزارش
0 | 1
head off١٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢مصدع کسی شدن مزاحم کسی/چیزی شدنگزارش
0 | 1
officers١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢مسئولین the chief medical officers = مسئولین ارشد پزشکیگزارش
5 | 1
challenging١٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٩/٢٢سخت و دشوار deeply concerning and challenging بسیار نگران کننده و خطرناکگزارش
2 | 1
quiz٠٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٩/٢١مسخره بازی، دلقک بازی ، ادا اطوار درآوردنگزارش
0 | 1
breakthrough١٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠راه حل ، روزنه / راه بیرون ( برون ) رفت از مشکلگزارش
2 | 1
lobby٠٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٩/٢٠اجماع کردن ، متحد شدنگزارش
0 | 1
industrial١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٦very great in extent or amount. بسیار زیاد، وسیع ، سریع ، عاجل ، گسترده we are seeing tax avoidance on an industrial scaleگزارش
7 | 1
fda١٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٥( انگلیس ) انجمن کارمندان ارشد دولتگزارش
0 | 1
horribly٠٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/١٠سوء استفاده کردن ، استفاده بد کردن از چیزی یا کسیگزارش
0 | 2
swipe٠٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٩/١٠ضربه سختی به کسی زدنگزارش
5 | 1
role١٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩پست / سمت دولتیگزارش
0 | 1
wide ranging١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩عمده ، اساسیگزارش
0 | 1
reshuffle١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩انگلیس : تغییر کابینه ( دولت / حزب / . . . )گزارش
2 | 1
shadow١٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩( انگلیس ) وابسته به کابینه ی حزب مخالف دولت مستقر ( رجوع شود به: shadow cabinet )گزارش
2 | 0
inquiry١١:٠٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩ارزیابیگزارش
2 | 1
nhs 111١١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩اورژانس111 ( در کشور انگلیس ) => مثل اورژانس 115 ایرانگزارش
0 | 0
seriously١١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩seriously = حاد بودن ( بیماری ) failed to recognise how seriously ill نتوانست تشخیص دهد که چقدر بیماریشان حاد استگزارش
0 | 0