برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

حسین درستی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 آغل حیوانات گمشده و ضاله ١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

2 نقطه ضعف،پاشنه آشیل ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

3 فیلم یا تصویر داغ که به سرعت در اینترنت دست به دست می شود ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

4 اشخاص حقیقی ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

5 طبیعت نوردی ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 sheer
• a mile of sheer mud
• یک مایل از گل خالص
١٣٩٧/٠٥/١٨
|

2 drain
• Dig trenches to drain the water away.
• برای زه کشی ترانشه ها را بکنید(حفاری کنید)
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

3 drain
• Pull the plug and let the water drain away.
• دو شاخه را بکشید و اجازه دهید آب تخلیه شود
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

4 sewage
• Thousands of tons of filth and sewage pour into the Ganges every day.
• هزاران تن کثافت و فاضلاب هر روز به رود گنگ می ریزند.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

5 antiquated
• It will take many years to modernise these antiquated industries.
• سالها طول می کشد تا صنایع قدیمی مدرن شوند.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

6 drip
• He's pleasant enough, but he's such a drip!
• او انسان خوبی است اما کمی لوس است.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

7 drip
• Don't be such a drip! Come and join in the fun.
• لوس نشو. بیا و خوش بگذران.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

8 drip
• Sit your child forward and let the blood drip into a tissue or on to the floor.
• فرزند خود را به جلو بنشانید و بگذارید خون روی پارچه یا زمین بچکد.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

9 commodity
• Sugar produced from sugar cane became a valuable commodity during the time of European colonization.
• شکر تولید شده از نیشکر در زمان استعمار اروپاییان به عنوان کالای ارزشمند تبدیل شد
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

10 subsidize
• If you don't subsidize ballet and opera, seat prices will have to go up to pay for it.
• اگر شما به باله و اپرا یارانه ندهید، قیمت بلیط باید باید افزایش یابد.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

11 subsidize
• Many companies subsidize meals for their workers.
• بسیاری از شرکت ها برای غذای کارگران خود کمک هزینه می پردازند
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

12 subsidize
• She's not prepared to subsidize his gambling any longer.
• او دیگر نمی تواند تاوان قمار وی را بپردازد.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

13 strain
• The chef strained the lumps from the sauce.
• سرآشپز تکه ها را از سس پاک کرد
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

14 strain
• He strained a muscle during practice.
• در حین تمرین دچار کشیدگی عضله شد.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

15 strain
• The chef strained the sauce.
• سرآشپز سس را فشار داد
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

16 chronic
• They have chronic shortages of supplies.
• آنها به شدت کمبود منابع دارند
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

17 chronic
• He's a chronic drinker.
• او دایم الخمر است.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

18 substantially
• Danish and German are substantially different although they are related historically.
• دانمارک و آلمان تفاوت قابل ملاحظه ای دارند، هرچند از لحاظ تاریخی به یکدیگر وابسته اند.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|

19 prosperous
• A prosperous wind brought the ships safely home.
• باد موافق کشتی را به سلامت به منزل رساند.
١٣٩٧/٠٥/١٧
|