حسن نادری

حسن نادری مترجم و مدرس زبان انگلیسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sugarcoating١٦:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠شکر اندود کردن چیزی که خوش آیند نیست را مطلوب و خوب جلوه دادنگزارش
14 | 0
twitch١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠دچار تیک عصبی شدنگزارش
14 | 0
news story١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٦خبرنامهگزارش
32 | 2
cluster bomb٢١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٤بمب خوشه ایگزارش
2 | 0
put out of commission٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٤بلا استفاده کردنگزارش
0 | 0
guerrillas١٦:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩جنگجوى غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد، پارتیزانگزارش
12 | 0
spiral staircase١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨راه پله مارپیچ راه پله دایره شکل راه پله حلزونیگزارش
2 | 0
home grown٢٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠داخلیگزارش
0 | 1
for a spell٠٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/١٦در مدت زمان کوتاهی در کسری از ثانیه در یک چشم به هم زدنگزارش
2 | 0
fit of rage٢٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٤To display a very bad temper, often by screaming a lot کج خلقی و بد رفتاری کردنگزارش
5 | 0
public discussion٠١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٢اذهان عمومی اذکار عمومی گزارش
2 | 0
turn inward١٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٢/١١focus on domestic issues ( سیاسی ) بر روی امور داخلی تمرکز کردنگزارش
7 | 1
or otherwise٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠٢/١١استفاده می شود تا مخالف لغت یا جمله ذکر شده در متن را نشان دهدگزارش
12 | 0
secret police٠٠:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٤مامورین ( پلیس ) بازرسی کشور مامورین ( پلیس ) اطلاعات کشور گزارش
0 | 0
royal court٢٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣دادگاه سلطنتیگزارش
2 | 1
long neglected٢٢:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٢٩فراموش شدهگزارش
2 | 0
clout٠١:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٨نفوذ ( در موضوعات سیاسی و اجتماعی )گزارش
21 | 1
just war١٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٤/٢١جنگ عادلانه جنگ مشروعگزارش
5 | 0
consequentialism١٣:٣٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٧پیامدگراییگزارش
9 | 0
social climbing١٨:٢١ - ١٣٩٧/٠٤/١٤جاه طلبی فرصت طلبیگزارش
2 | 0
inbreak١٧:٥٤ - ١٣٩٧/٠٣/١٩( n, v ) تجاوز کردن، تاراج بردن، تاخت و تاز، دست درازیگزارش
0 | 0
stay somebody’s hand١٣:٥٧ - ١٣٩٧/٠٣/١٠دست کسی را از کاری کشیدن مانع انجام کاری توسط کسی شدن گزارش
0 | 0
chief executive officers١٩:١٨ - ١٣٩٧/٠٢/١٤مدیر عامل مدیر کل مدیر عامل اجرایی مدیر ارشد اجراییگزارش
7 | 0
thinly veiled٠٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠١/٢١کاملاَ آشکارگزارش
21 | 1
blue dress٠١:٤٥ - ١٣٩٧/٠١/٢١مدرک خیانت ( جنسی )گزارش
0 | 0
slut shaming٠٠:١١ - ١٣٩٧/٠١/٢١هرزه نکوهیگزارش
16 | 1
comp sci١٣:٤٩ - ١٣٩٧/٠١/٠٩علم کامپیوترگزارش
0 | 0
auto complete١٨:١٩ - ١٣٩٧/٠١/٠٨تکمیل خودکارگزارش
2 | 0
programming foundation١٣:٣٢ - ١٣٩٧/٠١/٠٨اصول و پایه برنامه نویسیگزارش
0 | 0
personalized medicine١٨:٤٦ - ١٣٩٦/١٢/٢٦پزشکی شخصی، شخصی سازی درمانگزارش
5 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



loose end٢١:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠
• I was at a loose end so I decided to go see an old movie.
در آخر وقتی بیکار شدم، تصمیم گرفتم برم و یک فیلم قدیمی ببینم.
0 | 0