حمزه امیری

حمزه امیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



contributing factor١٣:٥١ - ١٤٠١/٠٣/٠٩عاملِ دخیل / موثر/ کمک کننده/ کمکی / نقش آفرین/ سهیمگزارش
7 | 0
large size١٥:١١ - ١٤٠١/٠٣/٠٧بزرگ بزرگ سایز بزرگ اندازهگزارش
0 | 0
joker١٠:٤٩ - ١٤٠١/٠٢/٢٧مسخره بازگزارش
0 | 0
unfavourable١٠:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٢٥ناخوشایندگزارش
2 | 0
jot٠٨:٥٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٣تندنویسی کردنگزارش
0 | 0
unforgiving١٤:٢٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٩بی مداراگزارش
0 | 0
populist١٣:٣٥ - ١٤٠١/٠١/١٩پوپولیست عوام گرا توده گراگزارش
5 | 0
sideburns١٤:٢٩ - ١٤٠١/٠١/١٧پازُلف ( لری )گزارش
2 | 0
fee paying١٣:٢٥ - ١٤٠١/٠١/٠٦) مدرسه ) شهریه ایگزارش
0 | 0
morningperson١١:٥٢ - ١٤٠٠/١١/٣٠صبح فعال صبح دوستگزارش
0 | 0
swallow pride٠٩:١١ - ١٤٠٠/١١/١٢غرور خود را زیر پا گذاشتنگزارش
9 | 0
comedian١٤:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/١٣طناز طنزپرداز کمدینگزارش
2 | 0
prescreening١٤:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠they are being used in some correctional facilities as a pre - screening mechanism: only those who fail the test are asked for urine پیش غربال گریگزارش
0 | 0
biological mother١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٠مادر تنی / خونی / ژ نیگزارش
0 | 1
broken home١٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠خانواده ی طلاقگزارش
21 | 0
nonrefundable١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩غیر قابل استرداد غیر قابل باز پرداخت غیر قابل پس دادنگزارش
5 | 0
fitted١٤:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩مجهز What about the kitchen? It's fully - fitted, so it includes a cooker and a dishwasher and all the other things you'd expect in a kitchenگزارش
0 | 0
fitted kitchen١٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩a kitchen with units that are attached to the wall آشپزخانه ی کابینت دار گزارش
2 | 0
brace١٣:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧سیم دندان - ارتودنسی آتل ( محافظ ) پا و دستگزارش
21 | 0
suburb١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦Suburb = sub urbanگزارش
9 | 0
hogwash١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥مزخرف چرند چرت و پرتگزارش
16 | 0
believer١٦:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤باورمندگزارش
5 | 1
identify with١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤هم ذات پنداری ( نه همزاد پنداری! / ذات = هویت ) هم هویت شدن هم دلی کردنگزارش
46 | 0
astrology١٥:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤astronomy ستاره شناسی ( علم ) astrology ستاره بینی ( طالع بینی )گزارش
21 | 1
first degree١٥:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣مدرک لیسانس یا فوق ( مقابل دکترا )گزارش
5 | 0
commentary١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠١مشروح / شرح ( مثلا خبر )گزارش
2 | 0
pad١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠١تشکچهگزارش
53 | 1
ventilator١٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧دمندهگزارش
2 | 0
thats all١٩:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠١همین!گزارش
25 | 1
impulsive٢١:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٢١( تصمیم ) عجولانه/ شتابزده/ نسنجیده / هیجانی / بدون فکر ( آدم ) عجول/ هیجانی/ ویری / بی فکر / تکانشیگزارش
21 | 1
heat sink١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥گرماگیر/گرماخور/گرماکاه/جاذب حرارت/حرارت گیر/خنک کننده گزارش
9 | 0
clear table١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥میز/سفره را جمع کردنگزارش
0 | 1
other room١٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥=next room اتاق بغلی/ کناریگزارش
0 | 0
sitting room١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥هالگزارش
12 | 0
in a few days١٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢تا چند روز دیگر گزارش
7 | 1
best kept secret١٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢راز پنهان ماندهگزارش
5 | 0
work out٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٩باب میل پیش رفتنگزارش
7 | 1
desk job٠٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٧پشت میز نشینیگزارش
7 | 0
blast off٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٥بعد از شمارش معکوس به معنی پرتاب!گزارش
5 | 0
overfull١٧:١٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٢سر شارگزارش
0 | 0
game perserve١٦:١٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٢پارک ملی، منطقه حفاظت شده برای حیوانات وحشیگزارش
2 | 0
sun filled١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٢آفتاب گیرگزارش
0 | 1
unpatriotic١٧:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨خائنگزارش
2 | 0
genuinely١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨از ته دل از صمیم قلبگزارش
41 | 1
winning hand١٨:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧برگ برندهگزارش
9 | 0
museum shop١٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧عتیقه فروشیگزارش
2 | 0
take a shot١١:٥١ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧عکس گرفتنگزارش
7 | 1
blast١٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٦موج انفجارگزارش
37 | 0
flat nosed١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥دارای بینی پهنگزارش
0 | 0
habitability١٦:٤٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥قابلیت سکونت سکونت پذیریگزارش
5 | 0