حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



beat it٢٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢برو گُمشوگزارش
16 | 0
shape up or ship out٢٠:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢یا اصلاح شو یا اخراج!گزارش
7 | 0
shape up٢١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠سر و سامان دادنگزارش
5 | 1
don't let yourself go١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠تسلیم نشوگزارش
2 | 0
hang on١٤:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠تحمل داشته باشگزارش
5 | 1
let it be١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠رها کنگزارش
16 | 0
i'm down for it١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٩پایه امگزارش
5 | 0
don't flatter yourself١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٧اینقدر خودت رو دست بالا نگیر⠀گزارش
5 | 0
it's fucked٠٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٧به گا رفته است.گزارش
2 | 0
tear apart١٤:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٦زیر و رو کردنگزارش
12 | 1
i feel you١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٥میفهممتگزارش
12 | 0
what a bummer١١:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/١٥اذیت کنندهگزارش
2 | 0
i'm wrecked١١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٥داغونمگزارش
9 | 0
tying the knot١١:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٥ازدواج کردنگزارش
7 | 0
lame١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٥کسل کنندهگزارش
9 | 0
lit١١:١٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٥شگفت انگیزگزارش
21 | 1
gut feeling١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٤یه حسی بهم میگه I have a gut feeling that she is lying یه حسی بهم میگه که داره دروغ میگه.گزارش
18 | 1
be fond of٢٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٢علاقه مند بودن به علاقه داشتن بهگزارش
5 | 0
sell someone out٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٨/١١خیانت کردنگزارش
5 | 1
that's what i do١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/١١ما این کاره ایم!گزارش
12 | 0
wishful thinking٠٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٠آرزو اندیشیگزارش
2 | 1
seen better days٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩ظاهر شدن علائم پیری یا کهنگیگزارش
0 | 0
far from it١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩اصلا هم اینطور نیستگزارش
7 | 0
no more٢٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧کافیستگزارش
2 | 2
that's final١٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧ختم کلام تموم شد رفت همینی که گفتم.گزارش
0 | 0
to what end١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤چرا؟ که چی؟گزارش
0 | 0
see you around١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤تا بعدگزارش
14 | 0
she will be right١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢حله اوکیهگزارش
0 | 0
no worries١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢خواهش میکنمگزارش
2 | 1
i've had enough١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠کلافه شدم دیگه بَسمهگزارش
12 | 0
these things happen١٧:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢١این چیزا پیش میاد.گزارش
2 | 0
sad sack٢١:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٩افسرده غم زدهگزارش
2 | 0
what a relief١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/١٩خیالم راحت شدگزارش
2 | 0
now we're even١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٦حالا بی حساب شدیمگزارش
5 | 0
run up١٧:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٣افزایش سریع و ناگهانیگزارش
7 | 1
fuck buddy١٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٠‏‎‎سکس پارتنر بدون تعهد خاصی احساسات داخلش نیست. همون بُکُن خودمون.گزارش
21 | 1
what took you so long١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٠چرا اینقدر دیر کردی؟گزارش
2 | 0
run that by me again١٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩لطفا دوباره تکرار کن.گزارش
5 | 0
take your shot١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧شانست رو امتحان کن.گزارش
2 | 1
i mean no disrespect٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠١قصد بی احترامی ندارم.گزارش
2 | 0
overrated١٨:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥زیاد از حد تعریف و تمجید شدهگزارش
18 | 0
dont get me wrong١٧:٠٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٥اشتباه برداشت نکنگزارش
23 | 0
rat race٢٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣وضعیت کسالت بار و بی ارزشگزارش
5 | 1
what a rip off١١:٤٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢١خیلی گرونه مگه سرگردنه استگزارش
7 | 0
it's up in the air١١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢١بلاتکلیفه رو هواستگزارش
0 | 0
raise hell٢٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٧قشقرق به پا کردنگزارش
2 | 0
we're doomed١٧:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٦بیچاره شدیمگزارش
7 | 0
raise a stink٢٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/١٥از کاه کوه ساختنگزارش
2 | 1
put a con on someone٢٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٦/١٢سر کسی را کلاه گذاشتنگزارش
0 | 0
queer for٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩هوس چیزی کردنگزارش
0 | 0