حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



carry over١١:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/٣٠موکول کردن انتقال دادنگزارش
7 | 0
close the books١١:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠حساب ها را بستن حساب ها را موازنه کردنگزارش
2 | 0
cut someone's losses١١:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠کاهش دادن ضرر و زیان جلوی ضرر و زیان را گرفتنگزارش
2 | 0
cut corners١١:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٣٠میان بُر زدن دور زدن قوانینگزارش
9 | 0
fair play١١:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠عدالتگزارش
2 | 0
go public١١:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠سهامی عام شدنگزارش
7 | 0
buy out١١:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٣٠سهم کسی را یک جا خریدنگزارش
2 | 0
in the works١١:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠در دست تولیدگزارش
0 | 0
ballpark figure١١:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠برآورد تقریبیگزارش
7 | 0
that's very sweet of you١٩:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٩خیلی لطف داریگزارش
5 | 0
toss one's cookies١٧:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٩بالا آوردن استفراغ کردنگزارش
2 | 0
break out١٧:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٩جوش زدن شروع شدن هر نوع اختلال پوستیگزارش
2 | 0
clean bill of health١٧:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٩تاییدیه سلامت پروانه بهداشتگزارش
2 | 0
breathe one's last١٧:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٩از دنیا رفتن نفس آخر را کشیدنگزارش
2 | 0
look the picture of health١٧:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٩سلامت و سرحال بودن مظهر سلامتی بودنگزارش
0 | 0
take a turn for the worse١٧:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٩وخیم تر شدن بیماری بدتر شدن بیماریگزارش
2 | 0
blackout١٧:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٩غش کردنگزارش
0 | 1
back on one's feet١٧:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٩دوباره سرپا شنگزارش
5 | 0
feel on top of the world١٧:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٩سرحال بودن سالم و سرزنده بودنگزارش
0 | 0
on the mend١٧:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٩در حال خوب شدن رو به بهبودگزارش
5 | 0
take someone's temperature١٧:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٩درجه حرارت بدن کسی را اندازه گرفتنگزارش
0 | 0
draw blood١٧:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٩آزمایش خون گرفتنگزارش
7 | 0
run some tests١٧:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٩آزمایش گرفتنگزارش
0 | 0
couch doctor١٧:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٩روانپزشکگزارش
0 | 0
have a physical١٧:١٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٩معاینه پزشکی شدنگزارش
0 | 0
cheapness١٤:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٩گدابازیگزارش
5 | 1
cheer up٢١:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٦شاد باشگزارش
0 | 1
mercy fuck٢٠:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٢سکس ترحم آمیزگزارش
5 | 0
brb١٧:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/١٧الان برمیگردمگزارش
5 | 0
wait your turn١٣:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/١٤صبر کن تا نوبتت بشهگزارش
5 | 0
lessons learned١٧:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/١٢درس عبرت شدگزارش
12 | 0
pain in the ass٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٧آدم رو مخیگزارش
7 | 0
sick to one's stomach١٩:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٥تا مغز استخونم سوخت تا فیها خالدونم سوختگزارش
2 | 1
couldn't be better١١:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٥بهتر از این نمیتونم باشم.گزارش
7 | 0
out with it٠٩:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٥اعتراف کنگزارش
2 | 0
none whatsoever١٧:٠٦ - ١٣٩٩/١١/٢٨اصلاگزارش
5 | 0
spare me١٨:٣٣ - ١٣٩٩/١١/٢٦نمی خوام بشنوم.گزارش
67 | 1
make my words٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٢٥به حرفم میرسیگزارش
2 | 0
it's unlike you٠٩:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٢٣از تو بعیدهگزارش
2 | 1
chicken feed٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/١١/٢٢مبلغ ناچیزگزارش
0 | 0
strapped for cash٢٠:٣٦ - ١٣٩٩/١١/٢٢مُفلسگزارش
0 | 0
in the hole٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/١١/٢٢بدهکار بودنگزارش
2 | 0
take a beating٢٠:٣٣ - ١٣٩٩/١١/٢٢مال باختن پول از دست دادن گزارش
7 | 0
be in the black٢٠:٣١ - ١٣٩٩/١١/٢٢حساب پُر پول داشتنگزارش
2 | 0
nice٢٠:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٢٢گاهی باریکلا هم معنی میدهگزارش
18 | 1
it's ok١٥:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٢٢طوری نیستگزارش
7 | 0
that's personal٢١:٣١ - ١٣٩٩/١١/١٣این یه مسئله شخصیهگزارش
2 | 0
don't diss me١٤:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٣بی احترامی نکنگزارش
7 | 0
it's a piece of shit١٦:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٠چیز بی ارزشیهگزارش
0 | 0
i'm in the shit١٦:٤٢ - ١٣٩٩/١١/١٠تا خرخره تو گوهمگزارش
0 | 0