حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



be in the market for١٢:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠خریدار بودنگزارش
2 | 0
keep books١٢:١١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠حساب و کتاب ها را ثبت کردن دفترداری کردنگزارش
2 | 0
cold call١٢:١٠ - ١٣٩٩/١٢/٣٠تماس تبلیغاتیگزارش
12 | 0
bottom fall out١١:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠سقوط کردن افت کردنگزارش
0 | 0
company town١٢:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠شهرک صنعتیگزارش
2 | 0
write off١١:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠قلم زدن بدهی از دفتر لغو بدهی کردن لغو دارایی کردنگزارش
0 | 0
boys in the backroom١٢:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠دست های پشت پردهگزارش
5 | 0
number cruncher١٢:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠حسابدارگزارش
2 | 0
bean counter١٢:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠حسابدارگزارش
2 | 0
company man١٢:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠بله قربان گوگزارش
5 | 0
bottom out١١:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠تثبیت شدن بهبود بافتنگزارش
7 | 0
captain of industry١٢:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠مالک یک شرکت بزرگگزارش
2 | 0
get a break١٢:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٣٠معامله خوبی کردن فرصت خوبی پیش آمدنگزارش
2 | 0
deliver the goods١٢:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠از پس کاری برآمدن از عهده کار برآمدنگزارش
7 | 1
sweetheart deal١٢:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠تبانی کارفرما و سران اتحادیه معامله پرسودگزارش
0 | 0
calculated risk١١:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠خطر پیش بینی شدهگزارش
7 | 0
kickback١١:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠باج زیرمیزیگزارش
2 | 0
piece of the action١١:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٣٠سهم سودگزارش
0 | 0
in short supply١١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠کم بودنگزارش
5 | 0
bottom line١١:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠خط سودگزارش
2 | 1
tight spot١١:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠تنگناگزارش
5 | 1
red ink١١:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠بدهی ضرر مالیگزارش
0 | 0
cut off١١:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠از کار افتادن متوقف کردنگزارش
0 | 0
black and white١١:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠مکتوب به صورت نوشتهگزارش
2 | 0
saddled with debt١١:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٣٠زیر بار قرض رفتنگزارش
0 | 0
take a nose dive١١:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٣٠به شدت و سرعت سقوط کردن تحلیل رفتنگزارش
0 | 0
across the board١١:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠همگانی سرجمع یکسرهگزارش
0 | 0
run short of something١١:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠چیزی را تمام کردن چیزی رو کم آوردنگزارش
0 | 0
in the red١١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠بی پول بودنگزارش
2 | 1
in the long run١١:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٣٠در گذر زمانگزارش
9 | 1
go through with١١:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠تصمیم به انجام کاری گرفتنگزارش
0 | 0
finger in the pie١١:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠نخود هر آشی بودن در هر کاری دخالت کردنگزارش
0 | 1
work out١١:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠برآورد کردنگزارش
0 | 0
throw money at something١١:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠پول وسط گذاشتن پول به پای چیزی ریختنگزارش
0 | 0
buy out١١:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٣٠سهم کسی را یک جا خریدنگزارش
2 | 0
budget squeeze١١:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠کاهش بودجهگزارش
0 | 0
jack up١١:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/٣٠بالا بردن قیمتگزارش
0 | 0
carry over١١:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/٣٠موکول کردن انتقال دادنگزارش
5 | 0
close the books١١:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٣٠حساب ها را بستن حساب ها را موازنه کردنگزارش
2 | 0
cut someone's losses١١:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٣٠کاهش دادن ضرر و زیان جلوی ضرر و زیان را گرفتنگزارش
2 | 0
cut corners١١:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٣٠میان بُر زدن دور زدن قوانینگزارش
7 | 0
go public١١:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٣٠سهامی عام شدنگزارش
5 | 0
ballpark figure١١:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠برآورد تقریبیگزارش
2 | 0
carry through١١:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٣٠عملی کردن پیش بردنگزارش
2 | 0
in the works١١:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠در دست تولیدگزارش
0 | 0
fair play١١:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٣٠عدالتگزارش
0 | 0
that's very sweet of you١٩:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٩خیلی لطف داریگزارش
5 | 0
toss one's cookies١٧:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٩بالا آوردن استفراغ کردنگزارش
0 | 0
look the picture of health١٧:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٩سلامت و سرحال بودن مظهر سلامتی بودنگزارش
0 | 0
break out١٧:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٩جوش زدن شروع شدن هر نوع اختلال پوستیگزارش
2 | 0