حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



don't talk back١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢حاضر جوابی نکن.گزارش
0 | 0
what a phony١٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢عجب آدم دو رویی.گزارش
0 | 0
i got ripped off١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠١سرم کلاه گذاشتن.گزارش
0 | 0
hand over fist١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠١خیلی زیادگزارش
0 | 0
fingers crossed١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠١برات آرزوی موفقیت میکنم برات دعا میکنمگزارش
2 | 0
not my thing٠٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠١اهلش نیستمگزارش
2 | 0
give kingdom in hell٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٣١خیلی میخوامش!گزارش
0 | 0
eat bitch flakes٠٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٣٠داشتن حس و حال بسیار بد.گزارش
0 | 0
over the shoulder boulder holder٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩سوتین، به خصوص بزرگش.گزارش
0 | 0
retweet٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨در توییتر به معنای بازنشر توئیت های کاربران دیگر. خارج از توییتر این اصطلاح برای بیان موافقت کامل با حرف طرف مقابل هست. ( گل گفتی )گزارش
2 | 0
no offense٢١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧قصدی نداشتم.گزارش
0 | 0
slinging mud٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧اسهال داشتن. فحش و فحش کاری.گزارش
0 | 0
give me a boost٢٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦کُمکم کن برم بالا.گزارش
0 | 0
to my mind١٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦فکر میکنم که. . .گزارش
0 | 0
stop bugging me٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦انقدر کنه نشو.گزارش
0 | 0
pizza face٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦صورت جوش جوشی.گزارش
5 | 0
hand in glove٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥دست به یکی کردن تبانی کردنگزارش
0 | 0
frontin٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤مقاومت کردنگزارش
2 | 0
you mess with the bull١٦:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣با بد کسی در افتادی.گزارش
0 | 0
backasswards٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣ناشیانه و برعکس.گزارش
0 | 0
beast in a can٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢فوق العاده عالیگزارش
0 | 0
fork it over٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢١رد کن بیاد.گزارش
0 | 0
put the gun down١٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠اسلحه ات رو بنداز زمین.گزارش
0 | 0
ill١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠معنی اسلنگی: عالی عجیب و غریب شُل کردن خرابکاریگزارش
0 | 0
we are even١٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٩بی حساب شدیم.گزارش
14 | 0
been around the block٠٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٩چند تایی پیراهن پاره کرده.گزارش
0 | 0
it's worth a shot١٦:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٨به امتحانش می ارزه.گزارش
0 | 0
just what the doctor ordered٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٨راست کار خودمه!گزارش
0 | 1
keep it simple٠٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٧زیر دیپلم حرف بزن! سخت نگیر!گزارش
2 | 0
take my word for it١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٦حرفم رو بپذیر.گزارش
5 | 0
it's over between us١٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٦همه چیز بین ما تموم شد.گزارش
0 | 0
all set١٥:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٥کاملا آماده و مهیاگزارش
0 | 0
i was wondering whether١٥:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٥می خواستم بدونم آیا امکانش است. . .گزارش
2 | 0
suited and booted٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٥شال و کلاه کردن آماده آماده برای انجام کاری مهم شدن.گزارش
0 | 0
whatchamafucker١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/١٤ماسماسک، چی بهش میگن ، هرچی اسمشو میذاری. این کلمه معادل بی ادبانه و خودمونی Whatchmacallit است.گزارش
0 | 0
pull a martin٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٣بی خبر برگشتن. رفتن به جایی و برگشتن بدون خبر دادن به کسی. ⠀گزارش
0 | 0
don't screw this up١٥:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٢این یکی رو دیگه گند نزنیا. این یکی رو دیگه خراب نکنیا.گزارش
2 | 0
can't help it if٠٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٢چکار کنم خوب. . .گزارش
0 | 0
who am i kidding٢٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/١١دارم خودمو گول میزنم.گزارش
5 | 0
pull the other one٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/١١خودتو خر کن!گزارش
2 | 0
worth bread٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٠به درد خوردن مفید بودنگزارش
0 | 0
end of story١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٠همین که گفتم.گزارش
2 | 0
get a grip١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩به خودت بیا احساساتت رو کنترل کن.گزارش
0 | 0
give over١٨:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩بیخیال شو دست بردار تمومش کنگزارش
5 | 0
the next thing i knew٠٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩که یک دفعه. . . که یهویی. . .گزارش
0 | 0
blind٢١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨شدیدا مَست عاشق نشئهگزارش
9 | 0
i cherish you٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧خیلی برام عزیزی.گزارش
2 | 0
himbo٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧مرد جذاب ولی خنگ.گزارش
2 | 0
all clear١٦:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧همه چیز مرتبه. همه چیز تحت کنترله.گزارش
0 | 0
here goes٠٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦خدایا به امید تو!گزارش
9 | 0