حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



speak of the devil١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٤ببین کی اینجاست!گزارش
5 | 0
i'll let you know٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠بهت خبر میدمگزارش
5 | 0
step on it٢٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠گاز بده ، عجله کنگزارش
2 | 0
nft١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨توکن غیر قابل معاوضهگزارش
2 | 0
fiat١٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨پول بدون پشتوانهگزارش
7 | 0
transaction fee١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨هزینه تراکنشگزارش
5 | 0
target١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨هدف قیمتیگزارش
0 | 1
bullrun١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨بازار صعودیگزارش
5 | 0
defi١٢:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨امور مالی غیرمتمرکزگزارش
2 | 0
ponzi١٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨طرح های پانزی ( مانند طرح های هرمی ) نوعی کلاه برداری هستند که در آن ها سرمایه اعضای جدید به عنوان سود به اعضای قدیمی پرداخت می شود. پانزی نام خود را ... گزارش
0 | 0
no matter what٠٠:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٨مهم نیست چی پیش میادگزارش
2 | 1
bring it on١٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥رو کُن ببینم چی در چنته داری چند مرده حلاجیگزارش
7 | 0
at great length٠٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢مفصل و طولانی صحبت کردنگزارش
0 | 0
anhedonia١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢١فقدان لذت بردن از شرایطی که قبلا برای شخص لذتبخش بوده.گزارش
9 | 0
ride or die٠٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢١رفیق جون جونیگزارش
5 | 0
crack on٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠زود شروع کردن، با عجله شروع کردن وقتی میخواید کاری رو زودی جمع و جور کنید و سریع انجامش بدید گزارش
5 | 0
running errand٢١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠‎به کسی که کاری رو برای کسی انجام میده یا پادو میگن.گزارش
5 | 0
kick your ass٢١:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠یعنی دهنت رو صاف میکنم یا سرویست میکنم خودمون. گزارش
0 | 0
it doesn't make any sense٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠با عقل جور در نمیادگزارش
0 | 0
fa�ade٠٠:١١ - ١٤٠٠/٠٢/١٧ظاهرسازیگزارش
0 | 0
get him١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/١٦احضارش کن!گزارش
2 | 0
that means a lot to me١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٦خیلی برام ارزشمنده گزارش
2 | 0
listen to yourself١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٦مواظب حرف زدنت باشگزارش
5 | 1
don’t you dare١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بیخود میکنی غلط میکنی ، جراتش رو نداریگزارش
2 | 0
thanks for the heads up١٥:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٦ممنون که بهم گفتی گزارش
9 | 0
how can i ever repay you١٥:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٦چطور میتونم برات جبران کنمگزارش
2 | 0
what do you take me for١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٦منو چی فرض کردی؟ گزارش
5 | 0
i resent that١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٦بهم برخورد آزرده خاطر شدم ، ناراحت شدمگزارش
7 | 0
lighten up١٥:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٦سخت نگیر ، جدی نگیرگزارش
9 | 1
are you hitting on me١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٦داری مخ منو میزنی؟ گزارش
2 | 0
the sky’s the limit١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٦کار نشد نداره هر چیزی امکان پذیرهگزارش
0 | 0
the coast is clear١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٦اوضاع امن و امانهگزارش
2 | 0
lords١٥:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٤سرورانگزارش
0 | 0
rock hard pcs٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٣سیکس پکگزارش
0 | 0
wash board stomach٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٣شکم تخت و صاف گزارش
2 | 0
how far to go٢٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٣تا چه حد و اندازه پیش برم؟ تا چقدر برم جلو؟گزارش
0 | 0
don't give away the farm٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٣یعنی هرچی داریم و نداریم رو با هم رو نکن یا همه چیز رو یهو نشون نده. گزارش
0 | 0
root for somebody٢٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٣یعنی کسی رو ساپورت بکنی و حمایتش بکنی که موفق بشه. گزارش
5 | 1
rush into something٢٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/١٣این عبارت به معنی اینه که یه کار رو با عجله انجام بدی مثلا. گزارش
2 | 0
handling٢٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٣جمع کردن یه قضیه ای گزارش
5 | 0
call off something٢٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٣معنی کنسل شدن یا منصرف شدن از انجام کاری که قرار بوده بکنی رو میدهگزارش
0 | 0
butch up٢٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٣مردونه پسرونهگزارش
0 | 0
over somebody٢٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٣عبارت over somebody یا over something یعنی از چیزی یا کسی گذشتن و قیدش رو زدن. گزارش
2 | 0
behave yourself١٧:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧مراقب رفتارت باشگزارش
18 | 1
bad apple١٥:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠١آدم دردسرسازگزارش
7 | 1
my hands are tied١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠١دستم بندهگزارش
0 | 1
a slip of a boy١١:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠١یه الف بچهگزارش
0 | 0
a picky eater١١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠١آدم بدغذاگزارش
0 | 0
no dice١١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١ابدا هرگز اصلا حرفشم نزنگزارش
2 | 0
the water is cut off١١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠١آب قطعه!گزارش
0 | 0