حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



piss off at١٣:٤١ - ١٤٠١/٠٦/٠٣کفری شدن به خون کسی تشنه شدن عصبانی و خشمگین شدنگزارش
0 | 0
on your own١٣:٣٨ - ١٤٠١/٠٦/٠٣خودت به تنهایی بدون کمک دیگرانگزارش
0 | 0
reading too much into something٠٠:٠٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٣زیادی تحلیل کردن. یک قضیه ای رو برای خود زیادی بزرگ کردن.گزارش
2 | 0
under the radar٠٠:٠٨ - ١٤٠١/٠٦/٠٣یواشکی کاری رو انجام دادن. بدون جلب کردن توجه دیگران.گزارش
0 | 0
get rid of sth١٤:١٧ - ١٤٠١/٠٦/٠٢از شَرّ چیزی یا کسی خلاص شدن دور انداختن و نابود کردنگزارش
0 | 0
neck strength١٤:١٥ - ١٤٠١/٠٦/٠٢قدرت گردنگزارش
0 | 0
set rat trap١٤:١٤ - ١٤٠١/٠٦/٠٢تله گذاشتنگزارش
0 | 0
to throw the baby out with the bath water١١:١١ - ١٤٠١/٠٦/٠٢عطایش را به لقایش بخشیدن. تر و خشک رو با هم سوزوندن. همه اجزای یک سیستم یا راه حل رو به یک چشم دیدن.گزارش
0 | 0
pants on fire١١:٠٦ - ١٤٠١/٠٦/٠٢دروغگو، دروغ شاخدار.گزارش
0 | 0
curiosity killed the cat٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٦/٠٢فضولی کار دستت میده.گزارش
2 | 0
punch line٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٠٢اصل مطلب، نکته اصلی، حرف آخر، یا مخلص کلام.گزارش
0 | 0
scrabble١٣:٢٢ - ١٤٠١/٠٦/٠١بازی واژه سازیگزارش
0 | 0
gotcha١٣:٢٦ - ١٤٠١/٠٦/٠١گرفتم متوجه شدم فهمیدمگزارش
0 | 0
come to think of it١٣:٢٤ - ١٤٠١/٠٦/٠١اگه خاطرم باشه حالا که فکرشو میکنم الان خاطرم اومدگزارش
2 | 0
come in handy١٣:٢٣ - ١٤٠١/٠٦/٠١بدرد بخورد، مفید باشدگزارش
0 | 0
big deal١٣:٢٢ - ١٤٠١/٠٦/٠١چیز مهم و بزرگگزارش
0 | 1
give it a whirl٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٦/٠١یه امتحانی بکن.گزارش
0 | 0
put your foot down٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٠١پافشاری کردن اصرار کردنگزارش
0 | 0
i'm one hundred percent positive١٦:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٣١کاملا مطمئنم.گزارش
0 | 0
fine by me١٤:١٧ - ١٤٠١/٠٥/٣١از نظر من اشکالی نداره، موافقمگزارش
0 | 0
take responsibility for١٤:١٦ - ١٤٠١/٠٥/٣١مسئولیت چیزی را قبول کردنگزارش
2 | 0
you bet١٤:١٥ - ١٤٠١/٠٥/٣١بله، البته، حتماگزارش
0 | 0
on purpose١٤:١٤ - ١٤٠١/٠٥/٣١عمدی از قصد عامداگزارش
0 | 0
to begin with١١:٢١ - ١٤٠١/٠٥/٣١از اولش. . .گزارش
0 | 0
i can't afford that٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٣١پولشو ندارم، توانایی مالیش رو ندارم.گزارش
0 | 0
put it on my tab٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٣١بزن به حسابم.گزارش
5 | 0
take a picture it lasts longer٠٩:٣١ - ١٤٠١/٠٥/٣٠مگه آدم ندیدی؟؟گزارش
0 | 0
you clean up good٠٠:١١ - ١٤٠١/٠٥/٣٠جذاب و گیرا شدی. جذاب و دلربا شدی.گزارش
0 | 0
loose lips sink ships٠٠:١١ - ١٤٠١/٠٥/٣٠همه چی رو فاش نکن.گزارش
0 | 0
rise to the challenge٠٠:١١ - ١٤٠١/٠٥/٣٠خود را بالا کشیدن و موفق شدن از عهده کاری برآمدنگزارش
0 | 0
admit١٦:٣٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٩تایید کردنگزارش
2 | 0
tough crowd١٦:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٩اصطلاحیه که از کمدینها وارد زبان شده. یعنی بینندگان / شنوندگان سخت گیر. با استاندارد خیلی بالا. خیلی سخته راضی کردنشون. وقتی یک کمدین یک سری جوک میگ ... گزارش
2 | 0
the fruits of one’s labor١٦:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٩نتیجه زحمتها و تلاش.گزارش
0 | 0
opening a can of worms١٦:٢٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٩کلاف تو در تو درست کردن. دردسر درست کردن. یک کاری رو شروع کردن که عواقب غیر قابل کنترلی داره.گزارش
0 | 0
domino effect١٦:١٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٩اثر بهمنی یه چیز کوچک باعث یه تغییر بزرگتر میشه، و اون باعث تغییر بزرگتر.گزارش
0 | 0
the nerve٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٩عجب رویی داری! چقدر پررویی تو!گزارش
2 | 0
that doesn't count٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٩اون حساب نیست، اون قبول نیست، کافی نیست. ( اون عملی که انجام دادی ) به درد نمیخوره، جبران نمی کنه.گزارش
0 | 0
rough around the edges٠١:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٨خوبه اما کامل و بی نقص نیست. گل بی عیب خداست.گزارش
5 | 0
be a hit٠١:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٨محبوب و سوگلی شدن زبانزد و مشهور شدن ترکاندن و منفجر کردن ( از نظر موفقیت )گزارش
0 | 0
an accident waiting to happen٠٠:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٨دردسر ساز بودنگزارش
0 | 0
i'm off to work٠٠:٤١ - ١٤٠١/٠٥/٢٨دارم میرم سرکار.گزارش
0 | 0
have the hots٠٠:٤٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٨به کسی نظر داشتن خاطر خواه کسی بودنگزارش
0 | 0
i had a hunch٠٠:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٧به دلم افتاده بود.گزارش
0 | 0
knock someone's block off٠٠:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٧شَل و پَل کردن.گزارش
0 | 1
don't get mushy٠٠:٠٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٧احساساتی نشو.گزارش
0 | 0
you've got me there١٣:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٦من نمیدونم ، جوابی ندارمگزارش
0 | 0
he showed up٠٠:١٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٦سر و کلش پیدا شد. اومد.گزارش
0 | 0
no offense but٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٦بهت بر نخوره، اما. . . بدت نیاد، اما. . .گزارش
0 | 0
there's nothing to it٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٦کاری نداره که!گزارش
2 | 0
get up٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٦سَرووَضع، لباس.گزارش
2 | 0