حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



accretion١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠١/٢١چسبیدگی دانه ها ( در تشکیل برف )گزارش
0 | 0
absorbtivity١٨:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢١توانایی جذبگزارش
0 | 0
as quick as a wink٢٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/١٣به سرعت برق و باد مثل چشم بهم زدنگزارش
5 | 0
as happy as a pig mud٢٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/١٣خر کیف بودن شاد و شنگول بودنگزارش
0 | 0
worth one's salt٢٠:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/١٣مستحق حقوق دریافتی بودنگزارش
2 | 1
fuck me٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/١٣خدا لعنتش کنه لعنتیگزارش
18 | 1
wishful thinking١٧:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣خوش خیالیگزارش
28 | 0
what is in store for me١٧:٥٣ - ١٣٩٩/٠١/١٣چه چیز در انتظار من است چه چیز ممکن است برای من رخ دهدگزارش
0 | 0
have guts١٧:٥١ - ١٣٩٩/٠١/١٣دل و جرات داشتنگزارش
16 | 0
as innocent as a lamb١٧:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١٣پاک و معصوم مثل فرشتهگزارش
2 | 0
as fat as a pig١٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/١٣چاق مثل خرس چاق مثل خوکگزارش
0 | 0
as quiet as the grave١٧:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣سوت و کورگزارش
0 | 0
as hot as fire١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/١٣سوزانگزارش
0 | 0
as proud as a peacock١٧:٣٥ - ١٣٩٩/٠١/١٣مغرور مثل طاووس از دماغ فیل افتادهگزارش
2 | 0
as black as night١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/١٣به سیاهی شب مثل شب سیاهگزارش
0 | 0
as red as a rose١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣مثل لبو سرخگزارش
2 | 0
as busy as a bee١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/١٣خیلی سر شلوغ بودن عین زنبور پرمشغله بودنگزارش
9 | 0
as crazy as a loon١٧:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/١٣خیلی خل و چل احمقگزارش
0 | 0
as different as day and night١٧:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١٣مثل کارد و پنیرگزارش
0 | 1
as useless as tits on a bull١٧:٣١ - ١٣٩٩/٠١/١٣کاملا به درد نخور کاملا بی استفادهگزارش
0 | 0
as meek as a lamb١٧:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/١٣نجیب و سربه راهگزارش
0 | 0
as sour as vinegar١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/١٣مثل برج زهرمارگزارش
0 | 0
as plain as day١٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/١٣مثل روز روشن ساده و بی آلایشگزارش
0 | 0
as stubborn as a mule١٧:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/١٣کله شق عین قاطر چموشگزارش
9 | 1
as fit as a fiddle١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/١٣سُر و مُر گندهگزارش
34 | 1
as comfortable as an old shoe١٧:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/١٣خیلی راحت راحت مثل خانه خالهگزارش
0 | 0
as mad as a march here١٧:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣خل و چل مشنگگزارش
0 | 0
as easy as apple pie١٧:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/١٣مثل آب خوردنگزارش
0 | 0
as happy as a clam١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠١/١٣شاد و شنگول خوشحال و راضیگزارش
5 | 0
as gentle as a lamb١٧:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/١٣مهربون و نجیبگزارش
2 | 0
as wise as an owl١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠١/١٣عاقل خردمندگزارش
0 | 0
as clear as crystal١٧:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/١٣زلال مثل اشک چشم زلال مثل شیشهگزارش
0 | 0
grab forty winks١٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٨چرت زدنگزارش
5 | 0
goody two shoes١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠١/٠٨آدم ریاکار دورو پرهیزکار خودنماگزارش
7 | 1
never in a million years١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٨هرگز عمراگزارش
14 | 0
million of them١٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٠٨یک میلیون تا جوک هزار تا جوکگزارش
2 | 1
behind the eight ball١٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٠٨وضعیت دشوار شرایط سختگزارش
5 | 1
eighty eight١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠١/٠٨پیانوگزارش
5 | 1
catch twenty two١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٨مخمصهگزارش
0 | 0
zero in on١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٨در شرف یافتن ( چیزی ) بودن به یافتن ( چیزی ) نزدیک شدنگزارش
5 | 0
hang ten١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٨نوعی حرکت در موج سواریگزارش
2 | 0
forty five١٣:١٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٨نوعی صفحه موسیقیگزارش
2 | 0
deep six someone١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٨کسی را کشتن کسی را به قتل رساندنگزارش
0 | 0
ten١٣:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٨( چیز ) بی نقص ( آدم ) تراز اولگزارش
2 | 1
give someone the third degree١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠١/٠٨از کسی بازجویی کردنگزارش
2 | 0
zero١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٨آدم حقیر آدم هیچی ندار آدم بی ارزشگزارش
2 | 1
twenty three skidoo١٣:١٣ - ١٣٩٩/٠١/٠٨رفتن جایی را ترک کردنگزارش
0 | 0
eighty six١٣:١٢ - ١٣٩٩/٠١/٠٨سفارش ( چیزی را ) لغو کردن حذف کردن، قید چیزی را زدن، بی خیال چیزی شدنگزارش
0 | 0
gimme five١٣:١١ - ١٣٩٩/٠١/٠٨بزن قدش! گزارش
2 | 1
from day one١٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٨از همان ابتداگزارش
0 | 0