حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



moral compass١٨:٢١ - ١٤٠١/٠٥/٢١فطرت، درک درونی خوبی و بدی، وجدان.گزارش
2 | 0
it was a lost cause١٨:١٨ - ١٤٠١/٠٥/٢١تیری در تاریکی بود. از اول هم امید زیادی به موفقیت نداشتیم.گزارش
0 | 0
out of the blue١٨:١٥ - ١٤٠١/٠٥/٢١ناگهانی، بی خبر، بدون مقدمهگزارش
0 | 0
look some one in the eye١٨:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٢١یعنی روت بشه تو چشمهای یک نفر نگاه کنی و بهش بگی ( که مثلا حاضر نیستی کمکش کنی ) .گزارش
0 | 0
oh well١٤:٤٩ - ١٤٠١/٠٥/٢١بگذریم. . .گزارش
2 | 0
used to١٤:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٢١قبلاگزارش
5 | 0
breathtaking١٤:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٢١نفس گیر، خیره کنندهگزارش
5 | 0
my doctor called in a prescription٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢١دکترم یه نسخه برام پیچیده.گزارش
0 | 0
dig one's heels in٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٥/٢١غد بودن. یک دندگی کردن. بر موضع خود بی منطق پافشاری کردن.گزارش
0 | 0
20 20 hindsight٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢١معما چو حل گشت، آسان شود. حالا که به عقب نگاه میکنم، با توجه به تمام داده هایی که اون موقع نمیدونستم، با کمال اطمینان میتونم بگم فلان تصمیم غلط بود.گزارش
2 | 1
that came out wrong١٥:٥٤ - ١٤٠١/٠٥/٢٠منظوری نداشتم.گزارش
0 | 0
i'll take it٠٩:١٤ - ١٤٠١/٠٥/٢٠میخرم برمی دارمگزارش
2 | 0
are you on board٠٩:١٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠موافقی؟؟ حاضری؟؟گزارش
2 | 0
wuss out٠٩:٠٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٠جا زدن جیم شدنگزارش
0 | 0
tunnel vision٠١:٠٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٠تک بعدی کوته بینیگزارش
2 | 0
what of it٠٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٠خب حالا که چی؟؟گزارش
5 | 0
welcome to the club٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠تو هم به درد ما مبتلا شدی!گزارش
0 | 0
hats off٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠به احترامش می ایستم کلاه از سر برمیدارم - به احترامشگزارش
2 | 0
sorry to barge in on you٠٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٠ببخشید سرزده مزاحم شدم.گزارش
2 | 0
turns out٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٠معلوم شد. . .گزارش
2 | 0
goof off٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٠ول معطل بودن از زیر کار در رفتنگزارش
5 | 0
good mood١٩:٠١ - ١٤٠١/٠٥/١٩سر حال ( بودن ) ، خوشحال و شادگزارش
7 | 1
catch 22١٨:٣٧ - ١٤٠١/٠٥/١٩گیر افتادن در وضعیتی که در دور باطله و امکان نداره آدم بتونه ازش رهایی پیدا کنه.گزارش
0 | 0
spank١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٥/١٩سیلیکون : ) ) ) )گزارش
12 | 1
ping someone٠٩:١٦ - ١٤٠١/٠٥/١٩یک پیام / ایمیل ( کوتاه ) برای کسی فرستادن، معمولا برای یادآوری، ولی میتونه برای مثلا پیدا کردن وقت آزاد برای جلسه هم باشه. یا یک گزارش سریع از وضعیت ... گزارش
0 | 0
no brainer٠٩:١٥ - ١٤٠١/٠٥/١٩خیلی واضحه. اصلا ( این تصمیم ) فکر کردن نمیخواد.گزارش
5 | 0
hold still٠٨:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/١٩تکون نخور. جُم نخور.گزارش
5 | 0
ball back٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/١٩پاس دادن توپ.گزارش
0 | 0
coming through٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/١٩راه رو باز کنید!گزارش
7 | 0
fresh out of the oven١٨:١٤ - ١٤٠١/٠٥/١٨داغ داغ! تازه از تنور در اومده.گزارش
0 | 0
tighten one's belt١٨:١٣ - ١٤٠١/٠٥/١٨یعنی اوضاع مالی خوب نیست، یه مدت باید صرفه جویی کنیم.گزارش
5 | 1
light at the end of the tunnel١٨:١١ - ١٤٠١/٠٥/١٨امید داشتن. پایان شب سیه سپید است. تموم شدن یه دوره سخت و به راحتی رسیدن.گزارش
5 | 0
wet noodle٠٩:٥٢ - ١٤٠١/٠٥/١٨آدم ضد حالگزارش
0 | 1
can i have a go٠٩:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/١٨میشه امتحان کنم؟؟گزارش
2 | 0
it's scorching hot٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/١٨هوا خیلی گرمه.گزارش
0 | 0
what a dummy٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/١٨عجب خنگول و احمقی.گزارش
0 | 0
to pass something١٥:٥٩ - ١٤٠١/٠٥/١٧چیزی را دفع کردن ( از بدن )گزارش
0 | 0
break up١٥:٥٦ - ١٤٠١/٠٥/١٧متلاشی کردنگزارش
2 | 1
don't lecture me١٥:٥٢ - ١٤٠١/٠٥/١٧برام سخنرانی نکن.گزارش
0 | 0
i feel queasy٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/١٧حالت تهوع دارمگزارش
2 | 0
i had nothing to do with that٠٠:٠٦ - ١٤٠١/٠٥/١٧من ارتباطی با اون موضوع نداشتم.گزارش
0 | 0
fuck a duck٠٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/١٧گندش بزنن! لعنت بهش!گزارش
0 | 0
my sentiments exactly٠٠:٠٤ - ١٤٠١/٠٥/١٧کاملا موافقمگزارش
5 | 0
don't get your hopes up٠٠:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/١٧دلت رو صابون نزنگزارش
2 | 0
put it away٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٥/١٧بذارش سرجاش.گزارش
5 | 0
doesn't make a sense١٢:٥٤ - ١٤٠١/٠٥/١٦با عقل جور در نمیاد.گزارش
5 | 0
i'm up for anything١٢:١٢ - ١٤٠١/٠٥/١٦من پایه همه چی هستم!گزارش
2 | 0
take it back١٢:١٢ - ١٤٠١/٠٥/١٦حرفتو پس بگیر.گزارش
2 | 0
it's a scorcher out there٠٠:٢٧ - ١٤٠١/٠٥/١٦داره از آسمون آتیش می باره. هوای بیرون به شدت گرم و خفه است.گزارش
0 | 0
he has got a screw loose٠٠:٢٨ - ١٤٠١/٠٥/١٦یه تخته اش کمه.گزارش
2 | 0