حمیدرضا

حمیدرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



i'll give you a ride١٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٠من میرسونمتگزارش
0 | 0
you disgust me١٩:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧حالمو بهم میزنیگزارش
9 | 0
i'll get the hang of it١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦قِلقش رو به دست میارمگزارش
0 | 0
at the end١٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤در آخر کاری یا چیزیگزارش
9 | 0
to be about to١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢یه اتفاقی در حال افتادن، در شرف افتادنه گزارش
9 | 0
bear it in mind١١:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢یادت باشهگزارش
0 | 0
simp٠٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢ساده لوح و ابله هم معنی میدهگزارش
53 | 6
set me free١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠رها کردنگزارش
2 | 0
screw you١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩ریدیگزارش
2 | 1
two of a kind١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩شبیه به هم بودن دو نفر از نظر ارزشها یا مشکلات ( نه چهره و ظاهر )گزارش
7 | 0
if you say so١٦:٠٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨باشه، هر چی تو بگیگزارش
30 | 0
feed the kitty١١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨کمک مالی کردنگزارش
2 | 0
shouldn't happen to a dog٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧خدا نصیب گرگ بیابون نکنه!گزارش
2 | 0
fuck face١٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦کله کیریگزارش
28 | 1
i will make it up to you١٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥برات جبران میکنمگزارش
12 | 0
beat it٢٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢برو گُمشوگزارش
16 | 0
shape up or ship out٢٠:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢یا اصلاح شو یا اخراج!گزارش
7 | 0
shape up٢١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠سر و سامان دادنگزارش
5 | 1
don't let yourself go١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠تسلیم نشوگزارش
2 | 0
hang on١٤:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠تحمل داشته باشگزارش
7 | 1
let it be١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠رها کنگزارش
16 | 0
i'm down for it١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٩پایه امگزارش
7 | 0
don't flatter yourself١٧:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٧اینقدر خودت رو دست بالا نگیر⠀گزارش
5 | 0
it's fucked٠٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٧به گا رفته است.گزارش
2 | 0
tear apart١٤:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٦زیر و رو کردنگزارش
14 | 1
lame١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٥کسل کنندهگزارش
9 | 0
what a bummer١١:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/١٥اذیت کنندهگزارش
2 | 0
i'm wrecked١١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٥داغونمگزارش
9 | 0
tying the knot١١:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٥ازدواج کردنگزارش
9 | 0
i feel you١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٥میفهممتگزارش
12 | 0
lit١١:١٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٥شگفت انگیزگزارش
21 | 1
gut feeling١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٤یه حسی بهم میگه I have a gut feeling that she is lying یه حسی بهم میگه که داره دروغ میگه.گزارش
18 | 1
be fond of٢٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٢علاقه مند بودن به علاقه داشتن بهگزارش
5 | 0
sell someone out٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٨/١١خیانت کردنگزارش
5 | 1
that's what i do١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/١١ما این کاره ایم!گزارش
12 | 1
wishful thinking٠٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٠آرزو اندیشیگزارش
5 | 1
seen better days٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩ظاهر شدن علائم پیری یا کهنگیگزارش
0 | 0
far from it١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩اصلا هم اینطور نیستگزارش
9 | 0
no more٢٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧کافیستگزارش
2 | 2
that's final١٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧ختم کلام تموم شد رفت همینی که گفتم.گزارش
0 | 0
to what end١٨:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤چرا؟ که چی؟گزارش
2 | 0
see you around١٧:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤تا بعدگزارش
14 | 0
she will be right١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢حله اوکیهگزارش
0 | 0
no worries١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٢خواهش میکنمگزارش
5 | 1
i've had enough١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠کلافه شدم دیگه بَسمهگزارش
12 | 0
these things happen١٧:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢١این چیزا پیش میاد.گزارش
2 | 0
sad sack٢١:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٩افسرده غم زدهگزارش
5 | 0
what a relief١٨:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/١٩خیالم راحت شدگزارش
2 | 0
now we're even١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٦حالا بی حساب شدیمگزارش
7 | 0
run up١٧:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٣افزایش سریع و ناگهانیگزارش
9 | 1