نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for granted: پیش پا افتاده بدیهی
١ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stikes me: متوجه شدن , آگاه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rifle company: گروهان تفنگداران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dippy: ریختن رو هم , عاشق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paisan: رفیق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
foxed: گول زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear across: گوشه دنج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put in a word for a person: تعریف کسی را کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boarded up: پلمپ شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trustee board: مدیریت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
took into account: در نظر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
club: چوب گلف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stootfish: دختر نه چندان جذابی که دختر جذاب با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taped up: دست بسته شدن ، ناتوان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straightened out: حل کردن مشکل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on that score: توافق داشتن روی مسئله خاص
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as well as the next man: مثل هر کس دیگه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
edgeways: ( عامیانه ) نشنیدن صحبت کسی بخاطر ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gone off: ترک کردن ، رها کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
supt: فرمانده کل ، رییس بیشتر در مورد نظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust ball: ضایع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bust ball: ضایع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word to the wise: هنگام نصیحت کردن کسی به کار میرود ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
word to the wise: هنگام نصیحت کردن کسی به کار میرود ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lit out: فرار سریع ، ترک کردن سریع از مکانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tune back: اصطلاح موسیقی به معنی تنظیم گام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
happy as a clam: به شدت خوشحال بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skirting around: طفره رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wild oat: به بچه ای که در دوران قبل از عروسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eels: مار ماهی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vanity fair: مجله مشهور فشن که در آمریکا و انگلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roof caving: به هم ریختن اوضاع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bitter vetch: گاودانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fomc: کمیته بازار آزاد فدرال کمیته ای در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick to kick with left foot: کنایه از کاتولیک بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bump in the road: مسأله غیر جدی که باعث تاخیر در کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
born on third: شخصی که در ناز و نعمت بزرگ شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
schnaps: نوشیدنی الکلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pity invite: دعوت کردن به مهمانی منتها در لحظه آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foia: Freedom of information act قانونی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش