برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هژیر رنجبران

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دل آگه یا دلآگه؛ از پیوستگیِ دل و آگه یا آگهی. به چمِ (معنیِ) آگاه شدنِ دل، یا در دل افتادنِ آگاهی.

ویرآگه یا هوشآگه؛ از پیوستن ویر (خرد) و آگ ...
١٣٩٩/١٠/٠٧
|

2 به بود یا بِبود ١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

3 کاریار یا یارکار (از پیوستگیِ کار و یار؛ با این درون مایه که دستگاهی یا چیزی برای انجامِ کاری، یاری برساند.) ١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

4 جور و واجور یا جور وا جور ١٣٩٩/٠٨/١٩
|

5 همه جوره ١٣٩٩/٠٨/١٧
|

6 ناب ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

7 فرآورده ای آرایشی و بهداشتی که برای برداشتن سلول های مرده از روی پوست ساخته می شود. ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

8 پسر بچه یا مردی ناهنجار و پرخاشگر ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

9 [در داستان نویسی و نمایشنامه نویسی] طرحی بیش از اندازه استادانه، پر جزئیات و پیچیده. ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

10 [در تئاتر] نمایشنامه یا نمایش تک پرده ایی ١٣٩٨/٠٧/٠٣
|

11 پنداشتی ١٣٩٨/٠٥/٢٨
|