پیشنهاد‌های ملاقات و تلاقی لغات (١,٨٩٦)

بازدید
٢,٧٦٩
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخمه بان ؛ نگهبان دخمه دان دَخْمه ؛ محل نگهداری دانه ها و غلات با ریخت دیگر آن تَخمه مرتبط با کلمه ی تُخم و تُخمه دُخمَر ؛ اصطلاح دخمر شدن گیاهان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخمه بان ؛ نگهبان دخمه دان دَخْمه ؛ محل نگهداری دانه ها و غلات با ریخت دیگر آن تَخمه مرتبط با کلمه ی تُخم و تُخمه کلمه ی دخمه با کاربری محل نگهدار ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخمه بان ؛ نگهبان دخمه دان دَخْمه ؛ محل نگهداری دانه ها و غلات با ریخت دیگر آن تَخمه مرتبط با کلمه ی تُخم و تُخمه دُخمَر ؛ اصطلاح دخمر شدن گیاهان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دَخمه دان ؛ دَخمه ی نگهداری دانه ، دخمه بان ؛ نگهبان دَخمه دان دَخْمه ؛ محل نگهداری دانه ها و غلات با ریخت دیگر آن تَخمه مرتبط با کلمه ی تُخم و ت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایه ؛ مرتبط با کلمه ی مِیْ و مِیْمَنَت به معنی هر چیزی که دارای ارزش ذاتی باشد. مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایه ؛ مرتبط با کلمه ی مِیْ و مِیْمَنَت به معنی هر چیزی که دارای ارزش ذاتی باشد. مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسبیح ؛ تغییر ریخت یافته و منشعب از کلمه ی زیب و زبان و زُبحان و زیبایی به معنی یاد و ذکر زیبایی خداوند متعال. یاد زیبایی خداوند را کردن و ذکر زیبا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میمنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت مِیْمْ ، میمند ؛ مِیْ ماند ، مایه ی ماندگاری ، دارای مایه و میمنت ، مایه دار میامی ؛ مِی مایه ، مایه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت مِیْمْ تحت عنوان درخت انگور از جهت پُر مایه بودن این درخت بسیار مفید برای زندگی بشر ن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میمنه و مِیْمَن ؛ مکان دارای میمنت مِیْمْ ، میمند ؛ مِیْ ماند ، مایه ی ماندگاری ، دارای مایه و میمنت ، مایه دار میامی ؛ مِی مایه ، مایه مِی ، مِیْم ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت مِیْمْ تحت عنوان درخت انگور از جهت پُر مایه بودن این درخت بسیار مفید برای زندگی بشر ن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِیْمْ ، میمند ؛ مِیْ ماند ، مایه ی ماندگاری ، دارای مایه ، مایه دار میامی ؛ مِی مایه ، مایه مِی ، مِیْم ، مِی مایه دار ، مِیْمان ، مِیْمند ، مِیْمه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت مِیْمْ تحت عنوان درخت انگور از جهت پُر مایه بودن این درخت بسیار مفید برای زندگی بشر ن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت مِیْمْ تحت عنوان درخت انگور از جهت پُر مایه بودن این درخت بسیار مفید برای زندگی بشر ن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مِیْمْ و مِیمَنه و مِیْمَن ؛ مکان میمون و دارای مِیْمَنَت درخت مِیْمْ تحت عنوان درخت انگور از جهت پُر مایه بودن این درخت بسیار مفید برای زندگی بشر نا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هارون ؛ مفهوم این کلمه در نامگذاری ها اشاره به افراد توانمند و دارای قدرت و انرژی زیاد در ابعاد مختلف علمی معنوی فکری فیزیکی مادی و معنوی برای پادشاه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هار ؛ مصوت حرف ( آ ) در میان ساختمان کلمه ی هار اشاره به یک مفهوم رو به تعالی و ازدیاد و گسترش دارد. اصطلاح سگ هار برای سگ وحشی برای حالتی می باشد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاوره ؛ هُوْره به معنی انرژی در اصطلاح رایج هُوْره آتش به معنی زبانه ی آتش. ( هاور هور هُرْم حرارت حاره و. . . ) هاوِر ؛ از این کلمه در استان خراسا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاوِر ؛ از این کلمه در استان خراسان شمالی در شهر آشخانه به عنوان یک نام برای کوه هاوِر و جنگل هاوِر به لحاظ مفهوم مشترک مرتبط با کلمه ی هیرکانی با اص ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هایِر ؛ این کلمه به معنی انرژی و حرارت که در زبان انگلیسی با نگارش hair به معنی مو به زبان فارسی ترجمه و برگردان شده است منشعب از کلمه ی هیر و هیرکان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکان ؛ مکان دارای انرژی و هُرْم و هُوْر و هایِر و هاوِر جهت ایجاد حرکت و حیات و زندگی. به لحاظ یک مفهوم مشترک مرتبط با کلمه ی هیرکان و هیرکانی با ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکان ؛ مکان دارای انرژی و هُرْم و هُوْر و هایِر و هاوِر جهت ایجاد حرکت و حیات و زندگی. به لحاظ یک مفهوم مشترک مرتبط با کلمه ی هیرکان و هیرکانی با ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکان ؛ مکان دارای انرژی و هُرْم و هُوْر و هایِر و هاوِر جهت ایجاد حرکت و حیات و زندگی. به لحاظ یک مفهوم مشترک مرتبط با کلمه ی هیرکان و هیرکانی با ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکان ؛ مکان دارای انرژی و هُرْم و هُوْر و هایِر و هاوِر جهت ایجاد حرکت و حیات و زندگی. به لحاظ یک مفهوم مشترک مرتبط با کلمه ی هیرکان و هیرکانی با ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکو ؛ مدل ساختمان کلمه ی هرکو مرتبط با کلمه ی هرکول به معنی دارای اراده برای حرکت می باشد مانند کلمه ی مارکو و مرکل تحلیل و تشریح مبسوط و فلسفه ی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکول ؛ این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از دو نیم کلمه هِر و کول و یک کهن واژه از زبان و فرهنگ فارسی باستان می باشد که به زمانه ما هم رسیده و به عنوا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکول ؛ این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از دو نیم کلمه هِر و کول و یک کهن واژه از زبان و فرهنگ فارسی باستان می باشد که به زمانه ما هم رسیده و به عنوا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکول ؛ این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از دو نیم کلمه هِر و کول و یک کهن واژه از زبان و فرهنگ فارسی باستان می باشد که به زمانه ما هم رسیده و به عنوا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکول ؛ این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از دو نیم کلمه هِر و کول و یک کهن واژه از زبان و فرهنگ فارسی باستان می باشد که به زمانه ما هم رسیده و به عنوا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هِرکول ؛ این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از دو نیم کلمه هِر و کول و یک کهن واژه از زبان و فرهنگ فارسی باستان می باشد که به زمانه ما هم رسیده و به عنوا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عُزرا و عُزَیْر ؛ مفهوم این کلمه در نامگذاری ها اشاره به عَزلی بودن و تنها بودن انسان ها در عالم ماده و عزیمت انسان ها به عالمی دیگر برای به عزت رسید ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عُزرا و عُزَیْر ؛ مفهوم این کلمه در نامگذاری ها اشاره به عَزلی بودن و تنها بودن انسان ها در عالم ماده دارد. عزرائیل ؛ معزول کننده ، به عزلت بردن ، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزرائیل ؛ معزول کننده ، به عزلت بردن ، معذور کردن انسان از ادامه ی حیات در عالم ماده. عَزَل ؛ عُزلت ، جدایی ، تنهایی عَزْل ؛ جدا شدن ، تنها شدن م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عَزَل ؛ عُزلت ، جدایی ، تنهایی عَزْل ؛ جدا شدن ، تنها شدن معزول شدن یعنی جدا شدن تنها شدن یا برکنار شدن از یک سیستم و سازمان یا گروه و جمعیت فلسف ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عَزَل ؛ عُزلت ، جدایی ، تنهایی عَزْل ؛ جدا شدن ، تنها شدن فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر تحلیل و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرده ؛ اصطلاح رایج دل و گُرده ی کار داشتن ، یا اصطلاح آدم با دل و گُرده اشاره به حالتی را دارد که انسان جَنَم انجام کار را داشته باشد و ناتوان در ان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُرده ؛ اصطلاح رایج دل و گُرده ی کار داشتن ، یا اصطلاح آدم با دل و گُرده اشاره به حالتی را دارد که انسان جَنَم انجام کار را داشته باشد و ناتوان در ان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرد ؛ اصطلاح رایج دل و گُرده ی کار داشتن ، یا اصطلاح آدم با دل و گُرده اشاره به حالتی را دارد که انسان جَنَم انجام کار را داشته باشد و ناتوان در انجا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گردش ؛ گردیدن ، قِر خوردن قرقره ؛ گرگره ، گردش ، گردی ، گاری ، گردیدن ، گردن ، قعر ، قُوْر ، قوری ، گور ، غار ، غور ، غروب ، گروب ، گوروب ، گروبیدن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرقره ؛ گرگره ، گردش ، گردی ، گاری ، گردیدن ، قعر ، قُوْر ، قوری ، گور ، غار ، غور ، غروب ، گروب ، گوروب ، گروبیدن روند ایجاد مفاهیمی که در این کلی ...

پیشنهاد
٠

غروبید ؛ گروبید ، به گور رفت ، گور و گُم شد غروبیدن ؛ گروبیدن ، به گور رفتن ، با اصطلاح رایج گور و گم شدن غرب ؛ غروب ، گروب ، گوروب ، به گور رفتن ، ...

پیشنهاد
٠

غروبید ؛ گروبید ، به گور رفت ، گور و گُم شد غروبیدن ؛ گروبیدن ، به گور رفتن ، با اصطلاح رایج گور و گم شدن غرب ؛ غروب ، گروب ، گوروب ، به گور رفتن ، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غروبید ؛ گروبید ، به گور رفت ، گور و گُم شد غروبیدن ؛ گروبیدن ، به گور رفتن ، با اصطلاح رایج گور و گم شدن غرب ؛ غروب ، گروب ، گوروب ، به گور رفتن ، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غروبیدن ؛ گروبیدن ، به گور رفتن ، با اصطلاح رایج گور و گم شدن غرب ؛ غروب ، گروب ، گوروب ، به گور رفتن ، به گودی رفتن ، به قعر و قُوْر رفتن و فرو رفت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غرب ؛ غروب ، گروب ، گوروب ، به گور رفتن ، به گودی رفتن ، به قعر و قُوْر رفتن و فرو رفتن آفتاب در گُوْدی یا به گَعر و گُوْر رفتن آفتاب. در قانون و ق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غرب ؛ غروب ، گروب ، گوروب ، به گور رفتن ، به گودی رفتن ، به قعر و قُوْر رفتن و فرو رفتن آفتاب در گُوْدی یا به گَعر و گُوْر رفتن آفتاب. در قانون و ق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

چسب ؛ جذب جاذبه ؛ جذب ، چسب ، چسبیدن ، چسبیده شدن جاذبه قابل تبدیل به چاسبه چاسبه ، چستن ، جستن ، جستار جستار ؛ جُستن ، جُسته شده، جوئیده شده ، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چسب ؛ جذب جاذبه ؛ جذب ، چسب ، چسبیدن ، چسبیده شدن جاذبه قابل تبدیل به چاسبه چاسبه ، چستن ، جستن ، جستار جستار ؛ جُستن ، جُسته شده، جوئیده شده ، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاذبه ؛ جذب ، چسب ، چسبیدن ، چسبیده شدن جاذبه قابل تبدیل به چاسبه چاسبه ، چستن ، جستن ، جستار جستار ؛ جُستن ، جُسته شده، جوئیده شده ، یافته ، تح ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

جستار ؛ جُستن ، جُسته شده، جوئیده شده ، یافته ، تحقیق ، نتیجه ، کند و کاو شده ، رسیده های علمی ، حاصل شده جُستن قابل تبدیل به جُزتن که منتهی به کسب ...