نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
made sense: با عقل جور درومدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leap: Leap و jump هردو به یک معنی هستن ول ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bark: جدا از تمامی معانی درست عزیزان پارس ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blankly: مات و مبهوت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
takeaway: برداشتِ ( نکته )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bondage knees: تر و خشک کردن تیمار مراقبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leapt over: پریدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whirl on: رو برگردوندن چرخیدن از. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after dawn: بعد از سحر بعد از طلوع آفتاب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
without means: نیازمند فقیر بی دست و پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flip through: برانداز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
calla flower: گل شیپوری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make an example: درس عبرت گذاشتن مثال زدن درس دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
palmed: بین دو انگشت قایم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for show: برای نمایش تو ظاهر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
high cheekbone: گونه کشیده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
buoyantly: با ملایمت به آرومی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mosey across that bridge when we come to it: چو فردا شود فکر فردا کنیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up with someone: کنار اومدن باکسی
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pearls: بسته کسی که هرچیزی رو هرجا نمیگه یج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oversharing: یجورایی میشه گفت برونگرا مخالف= pea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tight smile: لبخند سرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tight smile: لبخند سرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slipping arm around s b: به آغوش کشیدن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slipping arm around s b: به آغوش کشیدن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get on with someone: موافق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
occupants: حاضرین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stipulated: شرط شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fray: آشوب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sevants: خدمه ( برایافرادثروتمند )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
monetary assets: دارایی های مالب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
monetary assets: دارایی های مالب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
monetary assets: دارایی های مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muse about: Think about
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
astrological sign: طالع بینی علائم مربوط به ماه تولد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who the hell: کدوم خریه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
who the hell: کدوم خریه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cross arm over chest: دست به سینه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the employment of: تحت استخدام. . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crinkling brow: اخم کرده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ball in throat: بغض غده ای تو گلو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ball in throat: بغض غده ای تو گلو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap head around: سردرآوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snatch away: قاپید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
snatch away: قاپید
٢ سال پیش
١