علیرضا عسکری

علیرضا عسکری علیرضا عسکری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



definitive١٥:٤٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤به معنی "واضح" , "دقیق" یا "روشن" Definitive Conclusion - نتیجه واضح و روشنگزارش
21 | 1
elicit١٥:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤به معرض گذاشتن ( بیرون کشیدن )گزارش
9 | 1
speaking١٦:٢٢ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢وقتی با یکی قید استفاده شود به معنای ( به لحاظ - از نظر ) مانند : operationally speaking به لحاظ عملی گزارش
83 | 1
housing stock١١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٣١مناطق مسکونی مجتمع های مسکونی نه لزوما آپارتمانیگزارش
7 | 1
weed out١٩:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠تمیز دادن - موارد مورد نیاز را جدا کردنگزارش
18 | 1
stamp out١٦:٣٥ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠پایان دادن - از بین بردن - خاموش کردن - اختفا کردن - سرکوب کردن گزارش
12 | 1
unevenly١٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٢به طور غیر یکنواختگزارش
32 | 1
account for٢٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣توجیه کردن - تشکیل دادنگزارش
16 | 1
inconsistent٢١:٣٣ - ١٣٩٧/١١/٢٦ناجور - غیر متعارفگزارش
23 | 1
traumatic٠١:١٨ - ١٣٩٧/١١/٢٠وارده - تحمیل شده ( به لحاظ جراحت ، آسیب یا صدمه )گزارش
7 | 1
undreamt٢٠:٣٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩غیر قابل تصورگزارش
9 | 1
educational establishment١٨:٥٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤مرکز آموزشی educational instituteگزارش
5 | 1
video tape١٣:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤ضبط کردن ویدئو بر روی نوار کاست ویدئوی ( فعل )گزارش
7 | 1
coming of age٢٢:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/١٨بلوغ coming of age ceremonies / جشنهای رسیدن به سن بلوغگزارش
14 | 1
subsume٠٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦در بر گرفته شدن گزارش
25 | 1
monolithic١٢:٢٩ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥به یاد ماندنیگزارش
2 | 7
sprawling١٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٣وسیعگزارش
69 | 1
presume١٣:٥٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٧استنباط می شود / برداشت می شودگزارش
14 | 1
optimistic١٧:٢٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦بهترین - زیباترینگزارش
14 | 4
regarding٢٣:١٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٢موضوع / مورد In Europe, the political pressure is similar regarding globalization در اروپا، فشار سیاسی مشابه مورد ( موضوع ) جهانی سازی است.گزارش
23 | 2
authority figure١٤:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٢شخصی که اختیار و قدرت دارد. افراد پرنفوذ و قدرتمند مانند وکلا, پزشکان, مدیران, سیاستمدارانگزارش
41 | 1
staggering١٥:٥٥ - ١٣٩٧/٠٥/١٠تکان دهندهگزارش
44 | 0
feature٢٣:٤٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩ارائه کردن / دارا بودن / داشتن This restaurant features some kind of sandwichesگزارش
271 | 2
so as١٩:٣٠ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨چه برسد به. . .گزارش
2 | 3
great laugh٠٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٧خوش خنده / اهل حال /با صفاگزارش
0 | 0
liberating١٩:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥آزادی بخشگزارش
34 | 0
birth order١٨:٢٥ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥ترتیب تولد فرزندانگزارش
90 | 0
get to know١٣:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥فرصت آشنایی پیدا کردنگزارش
53 | 6
what a shame١٣:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥چه حیف ! شرم آور است! گزارش
67 | 1
shot١٧:٥٢ - ١٣٩٧/٠٤/٣١تصویر گرفتن و فیلمبرداری کردن ( سینما )گزارش
94 | 1
comprehensive١٦:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/٣١comprehensive school مدرسه جامعگزارش
28 | 1
earn a living١٥:٣٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٨امرار معاش کردنگزارش
85 | 1
patrifocal١٢:٢٤ - ١٣٩٧/٠٤/٢٨پدرسالاریگزارش
5 | 1
address٢٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥مرتفع کردن - برآورده کردن مورد توجه قرار دادن I didn’t really address the problem directly.گزارش
154 | 1
insubstantial١٤:٥٠ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥غیر ضروری گزارش
0 | 1
visiting٢٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٤/٢٤میهمان - بازدید کنندهگزارش
37 | 1
en suite٢١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٣اتاق خوابی که ( در خانه یا هتل ) در آن سرویس حمام و دستشویی وجود دارد. یا ensuiteگزارش
44 | 1
en suite٢١:٤٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٣اتاق خوابی که ( در خانه یا هتل ) در آن سرویس حمام و دستشویی وجود دارد.گزارش
51 | 1
perk١٨:٥١ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢An extra payment or benefit that you get in your jobگزارش
53 | 1
provision١٧:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢١تمهیدات تاًمیناتگزارش
62 | 1
strike١٤:١٧ - ١٣٩٧/٠٤/١٩درخشیدن - تابیدنگزارش
39 | 3
niche٢١:٣١ - ١٣٩٧/٠٤/٠٨جایگاهگزارش
117 | 1
tackle٢١:٢٦ - ١٣٩٧/٠٤/٠١بررسی و رسیدگی کردنگزارش
117 | 1
put off١٣:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠١رای کسی را زدن - منصرف کردنگزارش
94 | 1
break up١١:٥٢ - ١٣٩٧/٠٣/٣١جدا شدن گزارش
106 | 1
jester١٩:١٨ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠ملیجک دربار - جوکرگزارش
12 | 0
weight off١١:٣٩ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠وزنه یا بار بزرگی برداشته شدن a weight of my mind باری روی ذهنگزارش
0 | 0
stem٠٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠بنیادیگزارش
41 | 1
coping٢٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨مقابله - مداراگزارش
138 | 1
oases٢٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨ناحیه ای کوچک در صحرا که منبع آب و پوشش گیاهی دارد.گزارش
108 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



account for٢٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
• Recent pressure at work may account for his behavior.
فشار اخیر در کار ممکن است توجیه رفتار او باشد
2 | 1
account for٢٣:٢١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٣
• Can you account for your movements on that night?
آیا میتوانی حرکت خود را درآن شب توجیه کنی؟
5 | 0
defect١٥:٠٦ - ١٣٩٧/١٠/١٦
• The ballerina defected from the Soviet Union and took up residence in England.
Ballerina اتحاد جماهیر شوروی را ترک کرد و در انگلستان اقامت گزید.
2 | 0
nor٢٢:٥٢ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦
• He is neither honest nor clever.
او نه شرافتمند و نه باهوش است.
25 | 5