speaking

/ˈspiːkɪŋ//ˈspiːkɪŋ/

معنی: پر معنی
معانی دیگر: گویشگر، بیانگر، بلیع، زنده، آشکار، وابسته به حرف زدن، سخنی، حرفی، سخنگویی، تکلم، گفته، صحبت، حرف زدن، سخنرانی، نطق، حرف زن، فصیح، کامل
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the act of uttering words or communicating vocally.
مشابه: speech
صفت ( adjective )
(1) تعریف: conveying information as if through speech.

(2) تعریف: used for speaking.

- He has a fine speaking voice.
[ترجمه ترگمان] صدای خوبی دارد
[ترجمه گوگل] او سخنرانی خوب دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: very expressive.

جمله های نمونه

1. speaking a persian of great purity
صحبت به فارسی بسیار سره

2. speaking volumes
داد سخن دادن،به تفصیل گفتن،خوب بیان کردن

3. a speaking similarity
شباهت آشکار

4. generally speaking
به طور کلی،به طور اعم،معمولا

5. on speaking terms
دارای روابط حسنه،در گفتگو با هم

6. within speaking range
فاصله ای که می توان در آن صحبت کرد (و حرف یکدیگر را شنید)،در صدارس

7. he continued speaking despite the deputies' protests
باوجود پرخاش نمایندگان به صحبت ادامه داد.

8. he started speaking with his accustomed smile
با لبخند همیشگی خود شروع به صحبت کرد.

9. (be) on speaking terms (with someone)
با کسی قهر نبودن،(با کسی) روابط حسنه داشتن

10. italians gesticulate while speaking
ایتالیایی ها هنگام صحبت دست ها و انگشت ها را به حرکت در می آورند.

11. my mother was speaking in a serious vein
مادرم با حالتی جدی حرف می زد.

12. to be on speaking terms with someone
با کسی روابط مکالمه ای داشتن

13. his first shot at speaking japanese
اولین کوشش او در ژاپنی حرف زدن

14. his looks and manner of speaking disposed the audience to accept his demands
قیافه و طرز حرف زدن او حضار را مستعد قبول کردن خواسته های او کرد.

15. are you jesting or are you speaking seriously?
شوخی می کنی یا داری جدی می گی ؟

16. is he the man you were speaking of?
آیا این مردی است که درباره اش حرف می زدی ؟

17. the two sisters are not on speaking terms (with) each other
آن دو خواهر با هم قهر هستند.

18. Would you mind speaking more slowly, please?
[ترجمه ترگمان]میشه آروم حرف بزنی، لطفا؟
[ترجمه گوگل]آیا شما به آرامی صحبت می کنید، لطفا؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. He was speaking to an audience of students at the Institute for International Affairs.
[ترجمه ترگمان]او در حال صحبت با گروهی از دانشجویان موسسه امور بین الملل بود
[ترجمه گوگل]او با مخاطبان دانشجویان موسسه امور بین الملل صحبت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. She begins speaking in the Creole of Haiti.
[ترجمه ترگمان]او شروع به صحبت در جزیره Haiti می کند
[ترجمه گوگل]او شروع به صحبت در Creole هائیتی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. The media has been speaking in glowing terms of the relationship between the two countries.
[ترجمه ترگمان]رسانه ها درباره روابط میان دو کشور سخن می گویند
[ترجمه گوگل]رسانه ها در شرایط درخشان از رابطه بین دو کشور سخن گفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. She has never mastered the art of public speaking.
[ترجمه ترگمان]او هرگز هنر سخن گفتن را بر زبان نیاورده است
[ترجمه گوگل]او هنر هنر سخنرانی عمومی را تجربه نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پر معنی (صفت)
expressive, speaking

به انگلیسی

• talking
able to speak; involving speech; expressive; lifelike, realistic

ارتباط محتوایی

معنی اصلیپر معنیمعانی متفرقهگویشگر، بیانگر، بلیع، زنده، آشکار، وابست ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: the act of uttering words or communicating vocally. • مشابه: speech ...جمله های نمونه1. speaking a persian of great purity صحبت به فارسی بسیار سره 2. speaking volumes داد سخن دادن، ...مترادفپر معنی (صفت) expressive, speakingانگلیسی به انگلیسیtalking able to speak; involving speech; expressive; lifelike, realistic
معنی speaking، مفهوم speaking، تعریف speaking، معرفی speaking، speaking چیست، speaking یعنی چی، speaking یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف s، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: speaking acquaintance
اشتباه تایپی: سحثشنهدل
آوا: /اسپیکینگ/
عکس speaking : در گوگل
معنی speaking

پیشنهاد کاربران

درحال صحبت
speaking and listening
گفت و شنود
وقتی با یکی قید استفاده شود به معنای ( به لحاظ - از نظر )
مانند : operationally speaking به لحاظ عملی

حرف زدن
وقتی با کسی تلفنی صحبت میکنید و مثلا میپرسید
?Is that Brenda
شخص جواب میدهد
Yes , speaking
در اینجا به معنی بفرمایید است
- در صحبت از. . .
- در مورد
[Speaking of accents = در صحبت از لهجه ها / در مورد لهجه ها]
صحبت کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما